|
كلام در اقسام حج بود حج برسه قسم است : تمتع،
افراد، قران
حد و حدود اينها تعيين شد قولى 48 ميل بود براى حج
تمتع قولى 12 ميل احتمال سومى هم اخيرا داديم
معيار بيرون از مكه. مكه و حدود نزديكش قران و
افراد وغیر آن تمتع .
بقى هنا امور:
امر چهارم :
و طريقه احتياط بين حج تمتع
-
قران و افراد چون مسأله احتياط كردن بين حج تمتع و
قران و افراد پيچ و خمى دارد كه بيان مى كنيم.
طريقه احتياط دو رقم تصور مى
شود
:
1- فرض مساله احتياط در بین
48و 12 میل است اول شخص در ميقات در یکی از
مواقیت خمسه نيت ما فى الذمه مى كند .
ما فى
الذمه يا حجّ تمتع است يا حج افراد
. سپس
عمره تمتع بجا مى
آورد و بعد از آن محل مىشود بعد از مكه براى حج
احتياطا ما فى الذمه دوباره محرم مى
شود يك احتمالش اين است حجّش افراد باشد آن احرام
هنوز باقى است يك احتمال اين است حجّ تمتع بر او
واجب بود از احرام بيرون آمد حالا بايد براى عرفات
محرم شود خوب ضررى ندارد اگر ميقات هم واقعاً بر
آن حجّ افراد واج بوده حالا از احرام بيرون نيامده
يك احرام ديگرى هم احتياطاً نيت كرده اين كه ضررى
نمى
زند اگر حجّ تمتع بود از احرام بيرون آمده دوباره
محرم مى شود اگر فى الواقع تكليفش حج افراد بود
يك احرام
اضافى است و ضررى نمى زند محرم مى شود و مى رود
عرفات و مناسك حج را كامل بجا مى آورد قربانى هم
احتياطا بايد بكند چون اگر حج افراد هم باشد
قربانى ندارد اگر تمتع باشد قربانى دارد چون عمل
به احتياط مى كند قربانى هم بايد بكند بعد كه
تمام شد يك عمره مفرده به قصد احتياط نه به قصد
ورود چون ممكن است تكليف نداشته باشد حجّ تمتع
بوده تمام شده .
ان قلت : در مسیر
عمل به احتیاط تقصيرى كه بجا مى
آورد خلاف احتياط است زیرا شايد در واقع تکلیف
حجّ افراد باشد از احرام بيرون نرفته و نمى رود و
اين تقصير كار خلافى است و از تروك احرام است.
اگر حجّ
تمتع باشد تقصير واجب است اگر حجّ افراد باشد
تقصير حرام است چون محرم است و از احرام بيرون نمى
آيد تا تمام حج را بجا نياورد . پس امر دائر بين
وجوب وحرمت نمی شود احتياط كرد
البته
برخی گفته اند در دوران بين وجوب و حرمت حكم
التخيير است اذا دار الامر بين الوجوب والحرمه
الحكم هو التخيير حالا كه مخير شد اين طرف را
انتخاب مى كند و تقصير مى كند تا عمل به احتياط
شود بنابراين راه حل اين مشكل را از طريق دوران
الامر بين الوجوب والحرمه پيشنهاد كرده اند حكم
به تخيير بشود و اين طرف را انتخاب مى كند كه
تقصير بكند دو راه حل ديگر هم دارد احتياط كه مى
خواهد بكند به تقصير كه مى رود گرفتار مى شود هر
دو طرفش خلاف است
زیرا ممكن است حج افراد باشد و حرام است
ونیز
ممكن است حج تمتع باشد که تقصیر واجب است . راه
اول از طريق دار الامر بين الوجوب والحرمه .
هذا کله اگر بخواهد
تقصير بكند
الف ) حال اگر تقصیر نکند چه رقم احتياط كند؟
1- بايد در دو سال مجزا یک سال حجّ تمتع و سال
آينده حجّ افراد بجاى آورد (اين عمل به
احتياط).اين هم يك كار خلاف است به علت اين كه
تأخير در حج به يك سال خلاف است تمتع
که بجا
آورد شايد حجّ واجب افراد باشد يك سال عقب مى
افتد پس هر كار كنى يك خلافى در آن هست
2- راه دیگر اين است كه بگوييم دو سال بجا آوردن
فيه عسر والحرج غالبا ولا سيما فى زماننا امسال
برود حجّ تمتع سال آينده برود حجّ افراد غالباً
عسر و حرج است پس به واسطه
عسر و حرج تقصير مانعى ندارد. شارع به خاطر عسر و
حرج به شما اجازه مى دهد كه تقصیر را كه احتمال
دارد خلاف باشد انجام بدهد .
هذا كله احتياط بين التمتع والافراد .
ب )
يك راه دوم هم دارد و آن اين است براى احرام از
اول فقط قصد حجّ تمتع كند نه ما فى الذمه و عمره
تمتّع را بجا می آورد دوباره برود ميقات به نيت
حجّ افراد محرم بشود مكه هم كه آمد يك بار ديگر
احتياطا محرم به حج شود (سه بار محرم مى شود) يك
بار احرام مى بندد به نيت حجّ تمتع فقط. عمره
مفرده را كه بجا آورد برمى گردد ميقات نيت مى كند
حج افراد را محرم مى شود وارد مكه مى شود مى
خواهند بروند عرفات از خود مكه هم يك احرام سومى
مى بند چون احرام حج تمتع از داخل مكه است اين که
مى خواهد احتياط كند هم به نيت حج افراد رفته
ميقات (مواقيت خمسه) هم به نيت حجّ تمتع از داخل
مكه محرم شده است اين هم يك راه براى عمل به
احتياط ولى در اين راه هم باز يك كار خلافى است
(خروج از مكه) كسى كه حجّ تمتع بجا مى آورد عمره
تمتعش كه تمام شد حق ندارد از مكه خارج شود.
نتیجه : بنابراين همان احتياط اول بهتر است زیرا
دوران امر بين المحذورين و شارع تخيير مى دهد
دوران الامر بين وجوب والحرام است شارع حكم به
تخيير مىكند.
امر پنجم :
برخی میگویند از ادله وجوب حج تمتع استفاده نمى
شود براى نائى. چرا؟ چون آيه دلالت بر وجوب متعين
ندارد آيه ظاهرش تخيير است نمى گويد ذلك على من
لم يكن اهله حاضرى المسجد الحرام مى گويد لمن ذلك
. اضف الى ذلك روايات متعدّدى هم داريم كه ظاهرش
تخيير است. مى گويد حج سه قسم است افضل تمتع است.
نمونهاش:
در باب 4 - ح 1 و 4 و 8 و 15ازابواب اقسام حج از
اينها تخيير استفاده مى شود. شما چرا مى گوييد
متعيّن است آيه هم كه تعيّن
ندارد ؟
حدیث 1 باب 4 وسائل :
14701 مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ
بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ
أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ
قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع فِي السَّنَةِ
الَّتِي حَجَّ فِيهَا وَ ذَلِكَ فِي سَنَةِ
اثْنَتَيْ عَشْرَةَ وَ مِائَتَيْنِ فَقُلْتُ
بِأَيِّ شَيْءٍ دَخَلْتَ مَكَّةَ مُفْرِداً أَوْ
مُتَمَتِّعاً فَقَالَ مُتَمَتِّعاً فَقُلْتُ لَهُ
أَيُّمَا أَفْضَلُ الْمُتَمَتِّعُ بِالْعُمْرَةِ
إِلَى الْحَجِّ أَوْ مَنْ أَفْرَدَ وَ سَاقَ
الْهَدْيَ فَقَالَ كَانَ أَبُو جَعْفَرٍ ع يَقُولُ
الْمُتَمَتِّعُ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ
أَفْضَلُ مِنَ الْمُفْرِدِ السَّائِقِ لِلْهَدْيِ
وَ كَانَ يَقُولُ لَيْسَ يَدْخُلُ الْحَاجُّ
بِشَيْءٍ أَفْضَلَ مِنَ الْمُتْعَة
( روايت از نظر سند معتبر ) عن احمد بن محمد بن
ابى نصر قال سألت ابا
جعفرعلیه السلام (حضرت باقر نيست حضرت جواد
است چون احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطى از اصحاب
رضا و جواد عليهما السلام می باشد)
فى السنة التى حجّ فيها
(در آن سالى كه حضرت آمده بوده به حج من سؤال كردم
) وذلك فى سنة اثنتى عشرة
ومأتى (يعنى دويست و دوازده زمان امام
جواد) فقلت بأى شىءٍ دخلت
مكة مفردً أو متمتع (شما چه رقم حج بجا
آوردى؟ افراد يا تمتع؟)
فقال متمتع (تمتع)
فقلت له ايهما افضل (اينجا شاهد است تمتع
افضل است يا افراد؟ )
المتمتع بالعمره الى الحج أو من افرد وساق الهدى
(قران) فقال ابوجعفرعلیه
السلام المتمتع بالعمرة الى الحج ( افضل
اين دلالت دارد بر تخيير . آن سه حديث ديگر را نمى
خوانم آنها هم همين مضامين را دارد.
بعضىها خيال كرده اند اين مشكلى است و معارض
است. قول مشهور بلكه اجماع بر اين كه حجّ تمتع در
حجة الاسلام واجب است مخيّر نيست و معين است جوابش
اين است كه اين را حمل مى كنيم بر حجّ مستحب نه
حجّة الاسلام. چرا؟ شاهد روايات كثيره است در باب
3 از ابواب اقسام الحج برای نمونه :
پيغمبر صلی الله علیه وآله وسلم فرمود
برای
نائی حتما بايد حجّ تمتع بجا بياوريد
در باب 3 ح 1 و 2 و 12 و 13 همه مى گويد حج حجّة
الاسلام براى نائى حتماً تمتع است .
حدیث 1 باب 3 ج11 وسائل :
14682 مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ
عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ
يَحْيَى عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ
عَنْ أَبِي عَبْدِ
اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ آبَائِهِ ع
قَالَ لَمَّا فَرَغَ رَسُولُ اللَّهِ ص مِنْ
سَعْيِهِ بَيْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ- أَتَاهُ
جَبْرَئِيلُ ع عِنْدَ فَرَاغِهِ مِنَ السَّعْيِ
فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكَ أَنْ تَأْمُرَ
النَّاسَ أَنْ يُحِلُّوا إِلَّا مَنْ سَاقَ
الْهَدْيَ فَأَقْبَلَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَلَى
النَّاسِ بِوَجْهِهِ فَقَالَ يَا أَيُّهَا
النَّاسُ هَذَا جَبْرَئِيلُ- وَ أَشَارَ بِيَدِهِ
إِلَى خَلْفِهِ يَأْمُرُنِي عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ
جَلَّ أَنْ آمُرَ النَّاسَ أَنْ يُحِلُّوا إِلَّا
مَنْ سَاقَ الْهَدْيَ فَأَمَرَهُمْ بِمَا أَمَرَ
اللَّهُ بِهِ فَقَامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ فَقَالَ يَا
رَسُولَ اللَّهِ نَخْرُجُ إِلَى مِنًى وَ
رُءُوسُنَا تَقْطُرُ مِنَ النِّسَاءِ وَ قَالَ
آخَرُونَ يَأْمُرُنَا بِشَيْءٍ وَ يَصْنَعُ هُوَ
غَيْرَهُ فَقَالَ يَا أَيُّهَا النَّاسُ لَوِ
اسْتَقْبَلْتُ مِنْ أَمْرِي مَا اسْتَدْبَرْتُ
صَنَعْتُ كَمَا صَنَعَ النَّاسُ وَ لَكِنِّي
سُقْتُ الْهَدْيَ فَلَا يُحِلَّ مَنْ سَاقَ
الْهَدْيَ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ
فَقَصَّرَ النَّاسُ وَ أَحَلُّوا وَ جَعَلُوهَا
عُمْرَةً فَقَامَ إِلَيْهِ سُرَاقَةُ بْنُ مَالِكِ
بْنِ جُعْشُمٍ الْمُدْلِجِيُّ فَقَالَ يَا رَسُولَ
اللَّهِ هَذَا الَّذِي أَمَرْتَنَا بِهِ
لِعَامِنَا هَذَا أَمْ لِلْأَبَدِ فَقَالَ بَلْ
لِلْأَبَدِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ شَبَّكَ
بَيْنَ أَصَابِعِهِ وَ أَنْزَلَ اللَّهُ فِي
ذَلِكَ قُرْآناً فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ
إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْي
.
(حديث مفصلى است همان داستان خليفه دوم است پيغمبر
فرمود ايها الناس جبرئيل آمده الان پشت سر من
ايستاده مى گويد همه شما بايد حجّ تمتع بجا
بياورد. عمره را بجا آورديد محل شويد مگر آنهايى
كه قربانى همراهشان آورده اند كه حجّشان حجّ قران
است كه قام رجل (خليفه دوم برخاست و گفت مگر مى
شود ما محل بشويم پيغمبر فرمود بله اگر خود من هم
قربانى همراه نياورده بودم خودم هم حجّ تمتع بجاى
مى آوردم )
حدیث 3 باب 3 ج11 وسائل :
14684 وَ عَنْهُ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ
حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ
قَالَ سَأَلْتُ أَبَا
عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْحَجِّ فَقَالَ تَمَتَّعْ
ثُمَّ قَالَ إِنَّا إِذَا وَقَفْنَا بَيْنَ يَدَيِ
اللَّهِ تَعَالَى قُلْنَا يَا رَبَّنَا أَخَذْنَا
بِكِتَابِكَ وَ قَالَ النَّاسُ رَأَيْنَا
رَأْيَنَا وَ يَفْعَلُ اللَّهُ بِنَا وَ بِهِمْ
مَا أَرَاد
عن الحبى قال سألت عن ابا
عبداللَّه عن الحج فقال تمتع (متعين است) ثم قال
انا وقفنا بين يدى اللَّه تعالى (روز قيامت
ما مى گوييم خدايا اخذنا بكتابك از اين معلوم مى
شود قرآن هم تفسير به تعيّن شده چند روايت داريم
كه مى گويد روز قيامت ما مى گوييم خدايا ما به
قرآن عمل كرديم ديگران عمل نكردند يعنى قرآن هم
تخيير نمى گويد تعيين مى گويد روايات مفسّره آيه
مى گويد قرآن هم تعيّن
را مى
گويد) .
حدیث 12 باب 3 ج11 وسائل :
14693 وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَلَبِيِّ
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ
ع قَالَ قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ دَخَلَتِ
الْعُمْرَةُ فِي الْحَجِّ إِلَى يَوْمِ
الْقِيَامَة
(حديثى كه ديروز خوانديم و گفتيم كه روايت صحيحه
است) عن أبا عبداللَّه 7
قال قال ابن عباس دخلت العمرة فى الحج الى يوم
القيامة
( يعنى حجّ تمتع)
نتیجه :
تفسیر آیه برمی گردد به تعین در حج تمتع .
|