|
درس تفسير قرآن حضرت آيت الله جوادي 87/08/28 اعوذ بالله من الشیطان الرجیم |
|
ا«قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَي أَن يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لاَ يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً (88) وَلَقَدْ صَرَّفْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ فَأَبَي أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُوراً (89)»
تاكنون روشن شد كه كلّ قرآن كريم الفاظ او، معاني او، پيوند الفاظ و معاني همه و همه ساخت الهي و صنع الهي است و لاغير و وجود مبارك پيغمبر(صلّي الله عليه و آله و سلّم) همه ي اينها را از نزد ذات اقدس الهي تلقّي كرد كاملاً، حفظ كرد كاملاً، به مردم هم ابلاغ كرد كاملاً اين هم عصمت در مراحل سهگانه است. پرسش: حاج آقا در اينترنت قرآنهايي را آوردند كه شبيه قرآن است وحي نازل شده است تشخيصشان مشكل است حالا اخبار غيبي ندارد. پاسخ: خب بالأخره بايد به كارشناس مراجعه كرد قرآن كتاب جهاني است فرمود: «مَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَي لِلْبَشَرِ»[1] يا «لِلْعَالَمِينَ نَذِيراً»[2] جن و انس را هم دعوت كرده است چون آنها مكلّفاند خب خيليها هستند كه عِبريزباناند، سريانيزباناند، فارسيزباناند اينها به كارشناسان همان فرهنگ و لغت عرب مراجعه ميكنند در معارف غيبي، در براهين به صاحبنظران رشتههاي گوناگون مراجعه ميكنند، در فصاحت و بلاغت و رعايت قواعد ادب و عرب به كارشناسان عرب مراجعه ميكنند اگر يهوديها، مسيحيها، جن و انس همه مكلّف به ايمان آوردناند و همه در اين تحدّي يعني دعوت به مبارزه سهيماند اگر كسي خودش كارشناس است كه اقدام ميكند نشد به كارشناس مراجعه ميكند ديگر بايد ديد كه در مسائل قرآني يكي از تحدّياتش اين است كه اين كتاب شريف كه در طيّ بيش از بيست سال حدود 23 سال تدريجاً نازل شد هيچ آيهاش با آيه ي ديگر مخالف نيست «لَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلاَفاً كَثِيراً»[3] در حالي كه كتابهاي بشري صدر و ساقهاش يقيناً هماهنگ نيست از اينگونه تحدّيها در قرآن كريم فراوان است اگر كسي خودش اهل خُبره بود كه بررسي ميكند نشد كه به اهل خُبره ي خودش مراجعه ميكند. پرسش: اگر پيامبر در .. خودش تأثيري ندارد پس اين تفاوت آيات قرآن در فصاحت و بلاغت چه جهت دارد با اينكه خداوند ميتوانست همه را در يك.. پاسخ: بله خب اين نظير همان سوره ي مباركه ي «فرقان» بود كه عدهاي گفتند چرا يكجا نازل نشد چرا تدريجاً «لَوْلاَ نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً»[4] چرا يكجا نازل نشد يا يكگونه نازل نشد در همان سوره ي مباركه ي «فرقان» دارد كه ما اين را تدريجاً طبق مصالح گوناگون، معاني گوناگون، الفاظ گوناگون در زبان و زمان گوناگون لمصالحي كه بعضي مستورند و بعضي مشهور نازل كرديم شرايط مختلف است شما با هر كدام از اينها بخواهيد مبارزه بكنيد توانتان نيست آيات مختلف، مطالب مختلف، مضامين مختلف اما همه در يك راستاست بعضيها متوسّطاند بعضي اقواياند، بعضي كاملاند بعضي اكملاند در سوره ي مباركه ي «فرقان» اينطور بود ديگر فرمود چرا اينها يكجا نازل نشدند فرمود ما به تدريج اينها را نازل كرديم شما هم به تدريج براي مردم ميخوانيد «لَوْلاَ نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً» فرمود: «كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلاً» كه در سوره ي مباركه ي «فرقان» هست آنها گفتند چرا يكجا نازل نشده فرمود سرّ يكجا نازل نشدنش اين است كه به تدريج ما اينها را در هر فرصتي آيه مناسب را نازل ميكنيم تا شما هم در هر فرصتي اينها را بگيري و بخواني و تثبيت مقام پيدا كني و به مردم ابلاغ كني آيه ي 32 سوره ي مباركه ي «فرقان» اين است «وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلاَ نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً» اگر اين قرآن ـ معاذ الله ـ كلام پيامبر بود خب ميگفتند كه چرا يكجا نميآوري در حالي كه آنها هم از پيامبر شنيدند اينها كلامالله است ميگويند چرا يكجا بر تو نازل نشد «لَوْلاَ نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً» فرمود: «كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلاً»[5] لحظه به لحظه هر روز يك حادثه پيش ميآيد ما هر روز يك آيه نازل ميكنيم در هر مقطعي آيه ي مناسب آن را نازل ميكنيم تا موقعيّت شما را تثبيت بكنيم، خب. درباره ي قرآن كريم ملاحظه فرموديد كه مشكلات براي قرآن كريم زياد ايجاد كردند هر گروهي چون مهمترين منبع ديني ثِقل اكبر به اصطلاح قرآن كريم است گرچه در حقيقت بين قرآن و عترت فاصلهاي نيست اما در مقام اثبات ثقل اكبر قرآن كريم است. درباره ي قرآن كريم كه ثقل اكبر است عنصر اصلي دين است دشمنها از ديرزمان تا امروز صفآرايي كردند گاهي گفتند اين كلام بشر است يك، بشرِ غير مدّعي، گاهي گفتند كلام بشر مدّعي نبوّت است مثل كلام خود پيامبر است ـ معاذ الله ـ لكن قائل به عصمت پيامبر نبودند و اگر قرآن كلام غير پيامبر باشد يا كلام پيامبر باشد و ـ معاذ الله ـ آن حضرت معصوم نباشد ديگر حجّت الله نيست، سند نيست، عنصر ديني نيست، منبع معرفت ديني نيست و مانند آن اين دو گروه در زمان خود پيامبر بودند و برخي از آنها هم همچنان ادامه دارد. گروه سوم دوستان افراطي بودند كه گفتند قرآن در سطح بالاست دركش ادراك معارف قرآن مخصوص اهل بيت(عليهم السلام) است ما دسترسي نداريم لذا قرآن را مهجور كردند. گروه چهارم تفريطيها بودند كه ميگفتند درست است كه قرآن كلام خداست ولي ـ معاذ الله ـ تحريف شده است چون تحريف شده است ديگر از حجّيت افتاده است. گروه پنجم كسانياند كه ميگويند نه، قرآن كلام خداست تحريف هم نشده ولي ـ معاذ الله ـ تاريخ مصرفش گذشت اين براي 1400 سال قبل بود ديگر الآن كارآيي ندارد. اينها اقوام پنجگانهاي بودند كه كم و بيش در هر عصر و مصري بودند. گروه ششم كساني بودند و هستند كه ميگويند قرآن كلام خداست ولي خود قرآن پلوراليزم ديني را امضا كرده است كه هر كسي هر ديني را پذيرفت، پذيرفت يهودي حق است، مسيحي حق است، زرتشت حق است، مسلمان حق است هر كسي هر ديني را پذيرفت، پذيرفت تمسّكاً به بعضي از متشابهات قبل از ارجاع آن متشابهات به محكمات. گروه ششم يا هفتم كسانياند كه پلوراليزم معرفتياند و نسبيّت در واقع را قائلاند ميگويند هر كسي هر چيزي را فهميد همان درباره ي او حق است كه برگردد به نسبيّت واقعي در خود واقع نسبيّت باشد. گروه هفتم پلوراليزم معرفتياند يعني ميگويند هر كه هر چه فهميد برداشت كرد نسبت به او درست است. اين گروه هفتم به دو قِسم منشعب ميشوند يك عده ميگويند پلوراليزم معرفتياند يعني هر كه هر چه فهميد واقع همان است يك عده ميگويند نه، اينچنين نيست واقع يكي است واقع بيش از يكي نيست اگر دو گروه دو مطلب از يك آيه فهميدند يكي ثواب است ديگري خطا لكن اگر اين دو گروه روشمندانه، مجتهدانه با رعايت علوم پايه و فقه و اصول و ساير علوم لازم بروند خدمت قرآن و از آيه قرآن مطلبي را در بياورند مثلاً فقيهي، اصولي از آيه نبأ حجيّت خبر واحد را استنباط بكند ديگري مثل مرحوم شيخ بگويد اشكالات «ما يمكن الذب» دارد، اشكالات «ما لا يمكن الذب» دارد از اين آيه حجيت خبر واحد به دست نميآيد خب هر دو حجّت دارند گرچه يكي صواب است ديگري خطا، هر دو صواب نيست و هر دو هم خطا نيست چون مقابل هماند نه جمع بين نقيضين درست است نه رفع نقيضين يقيناً يكي صواب است ديگري خطا منتها چون روشمندانه است و مجتهدانه است هر دو مأجورند آنكه مُصيب است «له أجران»، آنكه مُخطيء است «له أجرٌ واحد» اين قابل قبول هست كه حجّيت يا معذّريت اين قابل نسبيّت پلوراليزم حجّيتي، پلوراليزم معذّر بودن هست اما واقع متعدّد باشد يا هر ديني حق باشد اينها نيست اين شش، هفت گروه هميشه بودند و همين باعث مهجور شدن قرآن در حوزههاي علمي و مانند آن است. يك وقت از احمد خليل نحوي سؤال كردند كه نظر شما درباره ي عليبنابيطالب چيست؟ گفت وجود مبارك عليبنابيطالب(سلام الله عليه) كسي است كه دوستان او از ترس فضايل آن حضرت را نقل نكردند، دشمنان او در اثر كينه محبّتهاي او و فضايل او را مخفي كردند مع ذلك وِلاي علي، حقيقت علي، معرفت علي و مقام علي «قد ملأ الخافقين» خافَق يعني افق نه خافقين، خافَق يعني افق، خافقَيْن يعني افقين يعني مشرق و مغرب را گرفت
ه قرآن هم همينطور است با اينكه اقوام شش، هفت گانه همه عليه قرآن سر كشيدند اما مهمترين كتاب و مشهورترين كتاب و معتبرترين كتاب و پرفروشترين كتاب علي وجه الأرض همين قرآن كريم است هيچ كتابي به عظمت قرآن كريم و به اندازه ي قرآن كريم ترجمه نشده به تمام زبانهاي زنده و رسمي دنيا ترجمه شده اين همان نور الهي است كه «قد ملأ الخافَقين» يعني مشرق و مغرب را گرفته، بنابراين در اين كريمه يعني آيه محلّ بحث يك مطلب بالصراحه آمده، يك مطلب ضمني ولي در سوره ي مباركه ي «بقره» هر دو مطلب بالصراحه آمده در سوره ي مباركه ي «بقره» آيه ي 23 و 24 هم تحدّي كرد، تحدّي يعني مبارزه طلب كردن «هل مِن مبارز»، «هل مِن مبارز» را ميگويند تحدّي كسي بيايد ميدان و ميداندار بشود بگويد رقيبم بيايد اين كار را ميگويند تحدّي، مبارز طلب كردن.
[1] . سوره ي مدثر، آيه ي 31.
[2] . سوره ي فرقان، آيه ي 1. [3] . سوره ي نساء، آيه ي 82. [4] . سوره ي فرقان، آيه ي 32. [5] . سوره ي فرقان، آيه ي 32. [6] . سوره ي بقره، آيه ي 24. [7] . سوره ي حاقه، آيه ي 44. [8] . سوره ي زمر، آيه ي 62. [9] . سوره ي حاقه، آيه ي 45. [10] . سوره ي نجم، آيه ي 3. [11] . سوره ي نجم، آيه ي 3. [12] . التوحيد، ص165. [13] . سوره ي قيامت، آيات 16 ـ 18. [14] . سوره ي كهف، آيه ي 18. [15] . سوره ي انبياء، آيه ي 22. [16] . سوره ي حجرات، آيه ي 6. [17] . سوره ي هود، آيه ي 13. [18] . سوره ي بقره، آيه ي 23. |