|
درس
خارج فقه
مرحوم آیت الله بهجت بسم الله الرحمن الرحیم |
|
( ولو التحق بدار الحرب ) فإن كان
لتجارة أو رسالة أو تنزه وفي نيته العود إلي دار الاسلام
فالأمان باق لبقاء نيته علي الإقامة ، در همه چيزش
امان بود هنوز هم هست به مجرد اينكه رفت پيغام ببرد يا به
حاجتي برسد از آثار تأمين چيزي كم نميشود. اما اگر خير
ميخواهد اصلا در همان دارالحرب بماند لابد بنا بر اينكه
در دارالحرب ماندن جايز نيست. با اينكه ممكن است بلدي از
بلاد حرب برود براي تحصيل طب مثلا. آنجا تشخيص داده است كه
از ساير بلاد طبش اقوا است مثلا. بايد فرض كنيم اصل ماندن
و بقايش و استيطانش در دارالحرب جايز نباشد به هيچ وجهي.
او هم ميرود و برخلاف استيطان ميكند آنجا و امانش نقض
ميشود. خوب در نفسش امانش نقض ميشود بنابراينكه تقريبا
يك شرط لبي است كه در امان است مادام مستوطن در دارالحرب
نباشد يك استيطان محرم. خوب نقضش ميشود امانش در نفسش نقض
ميشود. در مال چطور؟ ايشان ميفرمايد به اينكه به استصحاب
ميگوييم كه مال در امان باقي است. مال خودش هم مستقلا در
امان است و امان نفس منتقض شد دليلي نداريم كه امان مال هم
منتقض بشود. ميتواند همانجا كه هست تصرفاتي كند او را
بفروشيد او را به فلاني بدهيد. در مال خودش ميتواند
تصرفاتي كند اما اگر مال هم منتقض شود اين تصرفات هم نافذ
نميشود. وإن كان ( للاستيطان ) بها
( انتقض أمانه لنفسه ) بنقض ما هو كالشرط عليه ( دون ماله
) الذي ثبت الأمان له ، ولم ينتقض بما انتقض به أمان النفس
، فيستصحب ، به استصحاب ميفرمايد و الا خير اذا
انسلخ الاشهر الحرم فاقتلوا المشركين حيث ثقفتموهم. به
عمومات مراجعه ميكنيم. اينكه تابع نفس است نه معنايش اين
است كه اگر امان از نفس رفت بايد امان از مال هم برود.
ايشان اينطور ميفرمايد. لكن عرض كرديم نه ما داريم به
اينكه امان نفس كه ندارد. كلب عقور ابدا امان نفس ندارد.
واجب است قتلش در اول زمان امكان و مع ذلك لاتمثلوا ولو
بالكلب العقور. معناي اينكه در امان نباشد به اينجا ميرسد
كه لخت و عور انسان ميتواند او را . همهي البسهاش را
بگيرد و لخت و عور بياورد در هر جايي كه هست. خير
نميتواند اين مثله است. حلق لحيه كه مال نفس بدن كه نيست
مال عوارض بدن است. حلق اللحيه من المثله و من مثّل فعليه
لعنه الله. شما ميگوييد جايز است با حشيش و مانند آن تستر
كند اگر در آنجاها حشيش پيدا شود. نه قبول نداريم. امان از
مال منتقض نميشود. لخت و عور برود در همانجايي كه هست.
آنها هم تازه شرافت و لاشرافتي دارند. اين مطلب در اسلام
است در غير اسلام اين لطف نيست. عرض كرديم صحبت استصحاب
نيست. لخت و عور تمثيل است. اگر امان در مال نداشته باشد
با اينكه در نفس ندارد در مال هم نداشته باشد معنايش اين
است كه لخت و عور باشد مانعي ندارد. و به استصحاب عمل
ميكنند. عرض ميكنيم نخير. مسئله مال بعد از اينكه امان
درش ثابت شد. مسئله مال تفكيك بين مال و نفس. واجب القتل
است حرام التمثيل است. مانعي ندارد. استصحاب نيست. دليل
داريم. |