< فهرست دروس

درس طب استاد تبریزیان

95/08/11

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: ادامه بحث حجامت به اعتبار ماه ها(ماه های فارسی) – روش حجامت – طبابت در حضور شاگردان

 

صحبت راجع به زمان حجامت به اعتبار هفته و ماه قمری و ماه میلادی بود. تنها چیزی که مانده است صحبت از حجامت به اعتبار ماه فارسی است.

حجامت به اعتبار ماه های فارسی

خیلی روایتی درباره حجامت به اعتبار ماه فارسی نداریم ولی درباره خارج کردن خون در نوزدهم برج فارسی خیلی مناسب نیست.

در روایت آمده است:

وَ التَّاسِعَ عَشَرَ فَرْوَرْدِين‌ ... ِ وَ لْيَحْذَرْ فِيهِ مِنْ إِخْرَاجِ الدَّم‌[1]

یعنی روز نوزدهم فروردین ... و از اخراج خون در این روز پرهیز شود.

درباره روز سی ام آمده است:

الثَّلاثُون‌ ... صَالِح‌ ... وَ الْفَصْد[2]

یعنی روز سی ام برای فصد خوب است.

وَ إِخْرَاجِ الدَّم‌[3]

یعنی روز سی ام برای خارج کردن خون خوب است.

در روایت دیگر آمده است که حجامت و فصد کراهت دارد.

به هر حال به همین مقدار در روایات وارد شده است.

قانون اول این است که در مورد حجامت طوری عمل کنیم که موافق با همه روایات باشد و در حجامت تبیغ تمام شرط های روزها کنار می‌رود.

اگر در موردی رعایت تمام روایات ممکن نیست باید برویم سراغ قواعد فقهی و اصولی از جهت تقید و مقید و خاص و عام اگر برابری از ناحیه سند وجود داشته باشد و در غیر این صورت باید نگاه بشود که کدام یک سند معتبر تری دارد.

روایت صحیح السندی که فرمود:

اقْرَأْ آيَةَ الْكُرْسِيِّ وَ احْتَجِمْ أَيَ‌ يَوْمٍ‌ شِئْت‌[4]

یعنی آیت الکرسی بخوان و در هر روز که خواستی حجامت کن.

کار ما را آسان کرده است و دست ما را باز گذاشته است. این روایت ناظر و حاکم بر باقی روایات است که از حجامت در بعضی روزها نهی کرده است.

در روایات آمده است که اگر جمعه یا چهارشنبه یا جمعه حجامت کنید ضرر دارد ولی این روایت فرمود که آیت الکرسی بخوانید ضرر آن ها برداشته می‌شود.

البته اگر انسان بتواند تمام روایات را مراعات کند بهتر است.

روایاتی که ضررهایی را برای بعضی از روزها ذکر کرده است از جهت سندی مشکل دارند.

 

روش حجامت

 

شرط اول

اولین سفارش و اولین شرط حجامت و راز موفقیت حجامت این است که زمان زیاد شدن خون در بدن و غلبه خون در بدن و زمان قوی شدن خون در بدن باید برای حجامت انتخاب شود.

زمانی که بدن نیرومند و توانا است باید برای حجامت شود. به همین جهت روایات می‌فرماید که غذا باید خوب خورده باشید و سیر باشید تا حجامت موفق باشد و اگر ناشتا حجامت شود ضرر دارد.

این تفاوت بین حجامت سنی و شیعه و بین سنتی و اسلامی است.

بعد از غذا و آب خوردن مقدار خون در بدن زیاد می‌شود.

در روایت آمده است:

مَا يَقُول‌

مَا يَقُول‌ مَنْ‌ قِبَلَكُمْ‌ فِي‌ الْحِجَامَةِ قُلْتُ يَزْعُمُونَ أَنَّهَا عَلَى الرِّيقِ أَفْضَلُ مِنْهَا عَلَى الطَّعَامِ قَالَ لَا هِيَ عَلَى الطَّعَامِ أَدَرُّ لِلْعُرُوقِ وَ أَقْوَى لِلْبَدَن‌[5]

یعنی در ناحیه ای که شما هستید درباره حجامت چه می‌گویند؟ عرض کردم گمان می‌کنند که حجامت ناشتا بهتر است از حجامت بعد از غذا است فرمود نه حجامت بعد از غذا بهتر است زیرا جریان خون در رگ ها زیاد است و خروج خون با شدت و راحت تر صورت می‌گیرد و برای بدن قوی تر است.

اگر سایت حجامت عربستان را ببینید، امروز هم سنی ها می‌گویند حجامت در ناشتا بهتر است.

در روایت دیگر آمده است:

لَا تَحْتَجِمْ حَتَّى‌ تَأْكُلَ‌ شَيْئاً فَإِنَّهُ أَدَرُّ لِلْعَرَقِ‌ وَ أَسْهَلُ لِخُرُوجِهِ وَ أَقْوَى لِلْبَدَن‌[6]

یعنی حجامت نکن تا اینکه چیزی بخوری زیرا حجامت بعد از غذا برای خروج خون بهتر است و خون آسان تر خارج می‌شود و برای بدن قوی تر است.

در روایت دیگر آمده است:

إِيَّاكَ‌ وَ الْحِجَامَةَ عَلَى‌ الرِّيق‌[7]

یعنی از حجامت کردن در ناشتا بپرهیز.

کلمه «ادر» بیشتر برای پستان حیوانات استعمال می‌شود. وقتی شیر به مقدار زیاد خارج می‌شود می‌گویند «درَّ اللبن» که به معنای آماده‌ی بیرون آمدن و با فشار است.

ممکن است زمان بادکش کردن بدون تیغ زدن خون خارج بشود.

در روایت دیگر می‌فرماید:

الْحِجَامَةُ بَعْدَ الْأَكْلِ لِأَنَّهُ إِذَا شَبِعَ الرَّجُلُ ثُمَّ احْتَجَمَ اجْتَمَعَ‌ الدَّمُ‌ وَ خَرَجَ‌ الدَّاءُ وَ إِذَا احْتَجَمَ قَبْلَ الْأَكْل خَرَجَ الدَّمُ وَ بَقِيَ الدَّاء‌[8]

یعنی حجامت باید بعد از خوردن باشد زیرا هنگامی که مرد سیر باشد سپس حجامت کند خون جمع می‌شود و بیماری خارج می‌شود و هنگامی که حجامت قبل از خوردن غذا باشد خون خارج می‌شود و بیماری می‌ماند.

این راز حجامت اسلامی است.

به همین جهت بنده عرض می‌کنم در حجامت موفق نباید خون خارج بشود بلکه باید بیماری خارج بشود.

پارسال تجربه کردیم و مقابل رفقا چند بار حجامت انجام شد و دیده شد که با حجامت ماده‌ی سیاه ژلاتینی خارج می‌شود که اصلا نمی‌شود به آن نگاه کرد.

بهتر این است که بعد از غذا یک مقدار مکث صورت بگیرد تا رگ ها برجسته و پر خون بشود.

ما وقتی یک رگه از خون خارج بشود، فورا حجامت را قطع می‌کنیم زیرا طبق این روایت نباید خون سالم خارج بشود.

متاسفانه در حجامت طب سنتی چون این مسائل را رعایت نمی‌کنند خون قرمز و صاف خارج می‌شود.

مهم این است که مانند چاه که کثافت جلوی آن را گرفته است، با فشار و اجتماع آب آن کثیفی ها خارج می‌شود.

احتمال دارد مراد از بیماری که خارج می‌شود، لخته های خونی و رسوبات رگ ها باشد و احتمال دارد که میکروب ها و ویروس هایی است که در رگ ها وجود دارند.

بنابراین مراد از بیماری، سبب بیماری است.

موید این مطلب که حجامت در حال سیری باید باشد، این است که از حجامت در حال روزه نهی شده است.

در روایت آمده است:

أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الصَّائِمِ‌ يَحْتَجِمُ‌ فَقَالَ أَكْرَهُ لَهُ ذَلِكَ مَخَافَةَ الْغَشْيِ وَ أَنْ تَثُورَ بِهِ مِرَّةٌ فَيَقِي‌ءَ فَإِنْ لَمْ يَتَخَوَّفْ ذَلِكَ فَلَا شَيْ‌ءَ عَلَيْهِ وَ يَحْتَجِمُ إِنْ شَاء[9]

یعنی از امام درباره روزه دار سوال شد که آیا حجامت می‌تواند کند؟ فرمود حجامت برای روزه دار کراهت دارد زیرا احتمال دارد غش کند و صفراء و سوداء غلبه کند و باعث استفراغ بشود ولی اگر ترس از اینها نداشته باشد می‌تواند حجامت کند.

اگر خود خون سالم خارج شود صفراء و سوداء زیاد می‌شود و تناسب آن دو نسبت به خون زیاد می‌شود.

امام می‌فرماید حجامت برای روزه دار حرام نیست ولی ترس از مضرات آن است.

روزه دار ممکن است که ناچار به افطار بشود.

در روایت آمده است:

أَنَّهُ كَانَ يَكْرَهُ‌ لِلصَّائِمِ‌ أَنْ‌ يَحْتَجِمَ‌ مَخَافَةَ أَنْ يَعْطَشَ فَيُفْطِر[10]

یعنی حضرت امیر(ع) حجامت را برای شخص روزه دار مکروه می‌داشت از ترس تشنه شدن و به واسطه تشنه شدن افطار کند.

در روایت دیگر آمده است:

لَا بَأْسَ بِأَنْ‌ يَحْتَجِمَ‌ الصَّائِمُ‌ إِلَّا فِي رَمَضَانَ فَإِنِّي أَكْرَهُ أَنْ يُغَرِّرَ بِنَفْسِهِ إِلَّا أَنْ يَخَافَ عَلَى نَفْسِهِ وَ إِنَّا إِذَا أَرَدْنَا الْحِجَامَةَ فِي رَمَضَانَ احْتَجَمْنَا لَيْلًا[11]

اشکالی ندارد که روزه دار حجامت کند مگر در رمضان زیرا کراهت دارم که به خطر بیفتد مگر اینکه ترس نداشته باشد ولی ما اهل بیت(ع) اگر بخواهیم در ماه رمضان حجامت کنیم در شب حجامت می‌کنیم.

در روایت دیگر آمده است:

سَأَلْتُهُ عَنِ الصَّائِمِ أَ يَحْتَجِمُ فَقَالَ إِنِّي‌ أَتَخَوَّفُ‌ عَلَيْهِ‌ أَ مَا يَتَخَوَّفُ عَلَى نَفْسِهِ قُلْتُ مَا ذَا يَتَخَوَّفُ عَلَيْهِ قَالَ الْغَشَيَانَ أَوْ تَثُورَ بِهِ مِرَّةٌ قُلْتُ أَ رَأَيْتَ إِنْ قَوِيَ عَلَى ذَلِكَ وَ لَمْ يَخْشَ شَيْئاً قَالَ نَعَمْ إِنْ شَاء[12]

یعنی از امام (ع) پرسیدم آیا روزه دار حجامت می‌کند؟ فرمود برای او می‌ترسم آیا خودش بر خود نمی‌ترسد؟ عرض کردم چرا بر خودش بترسد؟ فرمود ترس است که غش کند یا صفراء و سوداء غلبه کند عرض کردم اگر قوی باشد و نترسد چه؟ امام (ع) مانعی ندارد اگر خواست.

روایت به این معنا و مضمون زیاد است.

شرط دوم

تیغ های حجامت باید استریل باشد یعنی باید داغ بشوند و در سفارش دیگر آمده است که وسائل حجامت شسته و آویزان شود.

در روایت آمده است:

كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَدَعَا بِالْحَجَّامِ فَقَالَ لَهُ اغْسِلْ‌ مَحَاجِمَكَ‌ وَ عَلِّقْهَا وَ دَعَا بِرُمَّانَةٍ فَأَكَلَهَا فَلَمَّا فَرَغَ مِنَ الْحِجَامَةِ دَعَا بِرُمَّانَةٍ أُخْرَى فَأَكَلَهَا وَ قَالَ هَذَا يُطْفِي الْمِرَار[13]

یعنی نزد امام صادق(ع) بودم و ایشان حجام را خواست و فرمود تیغ های حجامتت را بشور و آویزان کن تا خشک شوند.

تیغ ها نباید خشک شود بلکه باید با آویزان کردن خشک شوند.

در روایت دیگر آمده است:

طَبِيبٌ‌ دَوَّارٌ بِطِبِّه‌ .. وَ أَحْمَى مَوَاسِمَه‌[14]

یعنی پیامبر(ص) طبیبی است که هرجا باشد طبابت همراه او است (مطب ندارد) .. و تیغ های حجامتش را داغ کرده است.

پس راه این است که تیغ های حجامت را داغ کنند.

حجام خوب که پیامبر(ص) بهترین حجام دنیا است، تیغ های حجامت را داغ و استریل می‌کند.

آن زمان تیغ های یکبار مصرف نبوده است و بهترین راه استریل کردن، داغ کردن بوده است.

شرط سوم

آیت الکرسی خوانده بشود.

در روایت آمده است:

اقْرَأْ آيَةَ الْكُرْسِيِّ وَ احْتَجِمْ أَيَ‌ يَوْمٍ‌ شِئْت‌[15]

یعنی آیت الکرسی بخوان و در هر روز که خواستی حجامت کن.

با استفاده از این روایت خواندن آیت الکرسی ضرورت دارد.

در روایت دیگر آمده است:

رَأَيْتُ أَبَا إِبْرَاهِيمَ ع يَحْتَجِمُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ تَحْتَجِمُ‌ يَوْمَ‌ الْجُمُعَةِ قَالَ أَقْرَأُ آيَةَ الْكُرْسِيِّ فَإِذَا هَاجَ بِكَ الدَّمُ لَيْلًا كَانَ أَوْ نَهَاراً فَاقْرَأْ آيَةَ الْكُرْسِيِّ وَ احْتَجِم‌[16]

یعنی امام کاظم (ع) را که در روز جمعه حجامت می‌کرد عرض کردم فدایت شوم آیا در روز جمعه حجامت می‌کنی؟ فرمود آیت الکرسی بخوان پس هنگامی که خون هیجان پیدا کرد شب یا روز آیت الکرسی بخوان و حجامت کن.

البته این روایت به حجامت تبیغ اختصاص دارد.

افرادی که صفراوی هستند اگر غذا خورده باشند این مشکلات پیش نمی‌آید.

ماهی بعد از حجامت بخورند.

در روایت دیگر آمده است:

لَا تُعَادُوا الْأَيَّامَ‌ فَتُعَادِيَكُمْ إِذَا تبغِي [تَبَيَّغَ‌] الدَّمُ بِأَحَدِكُمْ فَلْيَحْتَجِمْ فِي أَيِّ الْأَيَّامِ كَانَ وَ لْيَقْرَأْ آيَةَ الْكُرْسِيِّ وَ يَسْتَخِيرُ اللَّهَ تَعَالَى ثَلَاثاً وَ يُصَلِّي عَلَى النَّبِيِّ ص[17]

یعنی با روزها دشمنی نکنید تا با شما دشمنی کند هنگامی که خون یکی از شما سرکشی کرد حجامت کند در هر روزی که باشد و آیت الکرسی بخواند.

این روایت هم اختصاص به حجامت تبیغ دارد و حجامت تبیغ روز ندارد و شب تا صبح یا بالعکس را هم صبر نکند.

به استغفار و استخاره هم هنگام حجامت آمده است.

کسی که می‌ترسد باید هلیله زرد بخورد و به و گوشت پخته شده با شیر تقویت کننده‌ی قلب است.

لَا تُعَادُوا الْأَيَّامَ‌ فَتُعَادِيَكُمْ إِذَا تبغِي [تَبَيَّغَ‌] الدَّمُ بِأَحَدِكُمْ فَلْيَحْتَجِمْ فِي أَيِّ الْأَيَّامِ كَانَ وَ لْيَقْرَأْ آيَةَ الْكُرْسِيِّ وَ يَسْتَخِيرُ اللَّهَ تَعَالَى ثَلَاثاً وَ يُصَلِّي عَلَى النَّبِيِّ ص[18]

یعنی با روزها دشمنی نکنید تا با شما دشمنی کند هنگامی که خون یکی از شما سرکشی کرد حجامت کند در هر روزی که باشد و آیت الکرسی بخواند و طلب خیر کند سه مرتبه و بر پیامبر(ص) صلوات فرستد.

استخاره‌ی روایی همان طلب خیر است و «استخیر الله برحمته» را صد مرتبه بگوید و ببیند به دل او چه خطور می‌کند؟

روایات معتبر در کتاب وسائل در باب استخاره آورده است که نماز استخاره بخواند و صد مرتبه «استخیر الله برحمته» بگوید و ببیند به دل او چه خطور می‌کند.

استخاره های دیگر مانند استخاره با قرآن و با تسبیح دلیل درست و حسابی ندارد.

در حجامت تبیغ استخاره معنا ندارد زیرا باید فورا حجامت کند.

در روایت دیگر آمده است:

دَخَلْتُ عَلَى الصَّادِقِ ع وَ هُوَ يَحْتَجِمُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ فَقَالَ أَ وَ لَيْسَ‌ تَقْرَأُ آيَةَ الْكُرْسِيِ‌ وَ نَهَى عَنِ الْحِجَامَةِ مَعَ الزَّوَالِ فِي يَوْمِ الْجُمُعَة[19]

یعنی وارد بر امام صادق(ع) شدم در حالیکه در روز جمعه حجامت می‌کرد فرمود آیا آیت الکرسی نخوانده ای؟ و نهی کرد از حجامت در ظهر روز جمعه.

معنای روایت این است که اگر آیت الکرسی خوانده شود دیگر روز آن مهم نیست.

آیت الکرسی تا «العلی العظیم» مراد است و بقیه آیات شاید از باب استحباب مراد است.

شرط چهارم

شرط بعدی استخاره است. البته روایت آن مختلف است و گاهی استخاره است و گاهی استغفار است و چیزی ثابت نیست.

روایت جعفریات است و نصف جعفریات معتبر است زیرا جعفریات دو سند دارد و یک سند آن معتبر و دیگری غیر معتبر است.

به نظر می‌رسد که در سند غیر معتبر باشد و گرنه بنده می‌نوشتم که این روایت معتبر است.

البته می‌توان استخاره را رجاء انجام داد.

روایت دیگری هست که سه مرتبه استخاره را سفارش کرده است و باید حمل بر جائی کرد که انسان تردید در حجامت دارد.

شرط پنجم

شرط بعدی استغفار و صلواتی است که در روایت قبلی آمده است.

استغفار معقول است زیرا در جلد اول بحث کردیم که گناه خود سبب بیماری است و با استغفار گناهی که در بدن محفوظ مانده و آسیب می‌رساند، برطرف می‌شود.

صلوات هم خود مفتاح و کلید همه‌ی خیرات و کارهای خوب است.

 

طبابت حضوری

 

بیمار اول

بنده قبل از بارداری کیست چهار سانتی داشتم و طی بارداری کیست من بزرگتر شد و نوزده هفتگی کیست پاره شد و در شکم ریخت و تخم دان پیچ خورد و عمل اورژانسی انجام دادم و تخم دان راست و لوله های رحمی تخلیه شد و تشخیص حین عمل آپسه تخم دان بود ولی بعد از عمل، جواب پاتولوژی نشان داد «آدنوکارسینومای موسینی» یعنی سرطان تخم دان که نوع آن موسینی است.

دوران بارداری سپری شد و فرزند به دنیا آمد و در حین سزارین نمونه هایی که از بدن من برداشتند توده ای پشت رحم پیدا کردن که در حین عمل خوش خیم تشخیص داده شد که باعث شد آن را تخلیه کنند ولی بعد از عمل، پاتولوژی نشان داد که آن هم از نوع موسینی و بدخیم است که در حین بارداری عود کرده بوده است.

تمام نمونه ها را به پاتولوژی مختص زنان نشان دادیم که بدخیم نیست بلکه بوردر لاین است با خزیدگی بدخیمی که نمونه پشت رحم هم از همان نمونه بود و بعد از شش ماه ام آر آی رفتم و نشان داد که مجددا عود کرده است و دکتر گفت باید رحم و تخم دان باید تخلیه شود و باید شیمی درمانی انجام شود و انجام ندادم و به عطاری رفتم و گیاهانی همچون خزنبل، عطرنفیل، مخلصه، تاردونه، خارخاسک، بولاخ اُتی، پونه، بومادران، گل بنفشه، گل نیلوفر، گشنیز، گیاه و ساقه‌ی خبازی، میوه خشک بلوبری که به مدت دو ماه مستمر مصرف کردم و بعد رفتم ام آر آی که نشان داد توده اصلا بزرگ نشده است ولی مقدار یک و نیم سانتی شده و یک مقدار مایع و یک مقدار جامع شده ولی از نظر اندازه بزرگ نشده است.

میزان تمور مارکر که مختص سرطان تخم دان است بیست و پنج واحد افزایش پیدا کرده است که باز هم سونو گرافی رفتم و گفتند احتمال است که عود سرطان نباشد بلکه یک آندومتریوس باشد که داخل تخم دان چپم هم وجود دارد.

دکتر به من گفته عمل انجام بده و تخلیه و شیمی درمانی انجام بده.

تخم دان راست تخلیه شده ولی حالا در تخم دان چپم توده وجود دارد که می‌گویند کیست آندومتریوس است.

داخل رحم مشکلی ندارد.

استاد:

آندی متریوز کیستی است که در بیرون رحم و تخم دان قرار دارد و درمان آن از داخل رحم و نشستن جوشانده نیست بلکه باید دارو از طریق خون باید به کیست برود و آن را خشک کند.

این کیست چسبیده به تخم دان است و گاهی بزرگ می‌شود و تا لگن می‌آید و مانع بارداری هم هست و گاها هم دردهایی و مشکلاتی به همراه می‌آورد.

درمان هر کیستی تباشیر است ولی نیاز به حمال دارد. حمال به سمت تخم دان آب شاهی است که تباشیر را به سمت تخم دان می‌برد زیرا این کیست به تخم دان چسبیده است و خون خود را از تخم دان می‌گیرد.

یک حمال آب افتیمون است که به سمت پایین شکم می‌رود و به سمت لگن می‌رود و تباشیر را با خود حمل می‌کند و کیست را از بین می‌برد.

بیست گرم

در این مورد به داروی ثفا نیاز است. اگر کیست با داروی تباشیر برطرف نشد، ثفا حتما کیست را از بین می‌برد و حالا که سفت شده است و شبیه توده شده است حتما سه داروی ثفا لازم است.

اگر مشکل کیست یا توده باشد، برطرف می‌شود.

شکم هم آب آورده است که علاوه بر داروی آب شکم، داروهای دیگر سرطان کنسل هم بدهیم مانند داروی سلعه سه عدد و داروی پیامبر هفت عدد و دستور ورم و دعای ورم و سناء مکی هفت عدد و قرص خون دو عدد.

سناء مکی چند خصوصیت دارد. یک خصوصیت آن این است که بیماری های سخت را دفع می‌کند و خصوصیت دیگر آن در تخلیه‌ی آب شکم کمک می‌کند.

سرطان انواعی دارد.

توده به مرور زمان آبسه کرده است و آب و خون ترشح می‌کند.

مقدار شاهی سیصد گرم بجوشاند و آب آن را مصرف کند.

 

بیمار دوم

پسری دارم که هشت سال و نیم دارد و از سه سال و نیم بدون هیچ علتی تشنج می‌کرد و در ابتدا حدود پانزده روز یکبار و بعد از سه ماه، یک روز سه بار و بعد به بیمارستان منتقل شد حدود پانزده روز بستری شد و از آن موقع تا به حال هر روز چند بار تشنج می‌کند. تشنج کوچک همراه با کف و جیغ است و تشنج بزرگ همراه با لرزش دست و پا و ادرار می‌شود و نیم ساعت قبل هم تشنج کرده است.

استاد:

داروی تشنج داریم دوعدد که باید اول و وسط و آخر ماه مصرف شود.

چون تشنج کوتاه هم دارد باید داروی صرع پنج عدد مصرف کند.

قطره سداب سرکه برای اینکه از کودکی نبوده است معلول آسیب رساندن جن است.

داروی بخور سه تا چهار مرتبه و یک حرز همراه.

معلوم می‌شود مشکل حاد است و خوب است سه عدد داروی پیامبر(ص) استفاده بشود.

از مقتضای روایات طبع دموی است. که فرمود ضیقوا مجاریه بالجوع

افرادی که از اول تشنج می‌کنند نطفه در اول یا وسط یا آخر ماه منعقد شده است و افرادی که در بزرگسالی مبتلا به تشنج می‌شوند بیشتر به خاطر آسیب جن است البته زمینه باید وجود داشته باشد یعنی نطفه در همان روزها منعقد شده و بعدا بروز کرده است. در هر حال معلول آسیب جن است یا مشارکت آن ها در انعقاد نطفه یا بعدا این آسیب را زده اند.

اگر شدید باشد می‌تواند دارو را دوبرابر کنند یعنی دو روز در اول ماه و دو روز در وسط و دو روز در آخر ماه مصرف کند.

 

بیمار سوم

پسری بیست ماهه دارم که از شش ماهگی ایست رشد داشت و با سونو تشخیص بزرگ شدن طحال و کبد و سنگ کلیه دادن و با فرستادن به آلمان تشخیص بیماری ژنتیکی گوشه دادن که بر اساس کمبود آنزیم «بتا گلوکوزایت» به وجود می‌آید.

گویا این بیماری بر استخوان و اعصاب و چشم هم تاثیر می‌گذارد و چشم پزشک گفت چیزی پشت چشم ذخیره نشده است و استخوان ها هم هیچ حرکتی ندارد و بچه دوساله روی پاهای خود نمی‌ایستد و پزشک اعصاب هم گفته چون فقط می‌نشیند تاخیر حرکتی دارد و از نظر دیگه باید به مرور زمان مشخص شود که مغز مشکل دارد یا نه چون من و پدر خودش را می‌شناسد و فوق العاده ضعیف و بی اشتها است و پلاکت خون پایین است و کمبود ویتامین d دارد.

الان هر دو هفته یک بار آنزیم به صورت وریدی به او تزریق می‌کند.

استاد:

این بچه یک مشکل مغزی دارد و باعث می‌شود یک آنزیم لازم برای بدن ترشح نکند چون مغز فرمان ترشح این آنزیم را نمی‌دهد.

بنابراین باید مغز را ترمیم کرد.

روغن بنفشه پایه کنجد و دیگری قطره مرزنجوش جامع و شافیه با آب مرزنجوش و چون این بیماری ژنتیکی است داروی امام کاظم(ع) برای بیماری های ژنتیکی داروی خوبی است و برای افت پلاکت داروی قرص خون پنج عدد و خونساز هم دو عدد و داروی جامع با آب مرزنجوش برای ترمیم مغز پنج عدد و داروی پیامبر(ص) هم هفت عدد.

علاوه بر این برای تقویت سویق جوی شسته و سویق سنجد و تقویت عصب و گوشت گوسفند پخته شده با شیر گاو مصرف کند.

 

بیمار چهارم

نزدیک یکسال است زانوی چپ درد شدید داشت و باعکس مقدمه آرتروز تشخیص داده شده است و اطباء سنتی زالو درمانی را تجویز کردند و بیست و دو زالو انداختم و درد کم شده ولی هنوز مشکل ادامه دارد.

استاد:

چون یک پا است در اینجور موارد احتمال در رفتگی لگن زیاد است و باید بررسی بشود ولی برای درمان کل زانو درد استفاده از داروی شیطرج و پماد مفاصل و مرکب یک مفاصل و دعای زانو درد و مصرف آلو موثر است.


BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo