< فهرست دروس

درس خارج اصول آیت الله سبحانی

91/02/09

بسم الله الرحمن الرحیم

 موضوع: ترتب ثواب بر امر غیری
 بحث در این است که آیا امتثال امر غیری که امری مقدمی است ثواب دارد یا نه؟ گفتیم این مسأله ای کلامی است نه اصولی. در جلسه ی قبل گفتیم در مورد ثواب و عقاب دو مبنا وجود دارد: مبنای اول تجسم است و مبنای دوم تفضل و مبنای سوم استحقاق.
 بحث ما باید بر روی مبنای استحقاق بحث شود.
 کسانی که قائل به مبنای تفضل هستند به این آیه تمسک می کنند: (مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزى‌ إِلاَّ مِثْلَها) (انعام / 160)
 حال که خداوند برای هر عمل خوب ده برابر می دهد علامت این است که آنچه می دهد از باب تفضل و قراردادی است که خودش تنظیم کرده است.
 اما قول سوم که قائل به استحقاق هستند به دلیلی عقلی تمسک می کنند که در جلسه ی قبل بررسی کردیم.
 این دسته همچنین به آیاتی تمسک می کنند که در آن از کلمه ی اجر به کار رفته است: مانند: (فَالَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ أَنْفَقُوا لَهُمْ أَجْرٌ كَبيرٌ) (حدید / 7)
 جواب آن این است که از باب لطف و مرحمتی از طرف خداوند است که کریمانه با ما سخن می گوید. شاهد آن این است که در آیه ی دیگر همین عبارت با کلمه ی (وَعَدَ) آمده است: (وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظيمٌ) (مائده / 9)
 اگر استحقاقی در کار بود نمی بایست از این لفظ استفاده می شد. این عبارت نشان می دهد که خداوند خودش قراردادی بسته است و وعده ای داده است و مطابق آن عمل می کند و الا ما مستحق چیزی نیستیم.
 به هر حال مطابق مبنای تجسم بحث مزبور مطرح نمی شود زیرا حدود و صغور تجسم برای ما مشخص نیست.
 اما مطابق مبنای تفضل این بحث مطرح می شود. بدین منظور باید به آیات و روایات مراجعه کنیم و ببینیم که آیا بر واجب غیری هم ثوابی تفضلا بار شده است یا نه.
 به قرآن که مراجعه می کنیم می بینیم بر واجبات غیری ثواب مترتب شده است: (ذلِكَ بِأَنَّهُمْ لا يُصيبُهُمْ ظَمَأٌ وَ لا نَصَبٌ وَ لا مَخْمَصَةٌ في‌ سَبيلِ اللَّهِ وَ لا يَطَؤُنَ مَوْطِئاً يَغيظُ الْكُفَّارَ وَ لا يَنالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَيْلاً إِلاَّ كُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صالِح‌) (توبه / 120)
 سربازان اسلام که در جهادند، هیچ تشنگی، زحمت، گرسنگی ای نمی کشند و هیچ گام بر نمی دارند و بر دشمن زخمی نمی زنند مگر اینکه بر تمامی اینها ثواب بار می شود.
 همچنین در روایات است که بر هر گامی که برای زیارت سید الشهداء برداشته می شود ثوابی مترتب می شود.
 بنابراین مطابق مبنای تفضل باید به آیات و روایات مراجعه کرد. پبله کسانی که بحث را عقلی پیش می برند باید قائل به استحقاق شوند تا بتوانند این بحث را مطرح کنند.
 محقق خراسانی قائل به استحقاق است ولی امام قدس سره قائل به آن نیست با این وضع این بحث را فرضا و بر اساس مبنای استحقاق مطرح کرده است.
 
 قائلین به استحقاق چهار قول اختیار کرده اند:
 القول الاول: امام قدس سره این قول را اختیار کرده است و آن اینکه واجب نفسی ثواب دارد و واجب غیری ثواب ندارد.
 دلیل قائلین به این قول:
 الدلیل الاول: قیاس الطاعة بالعصیان
 اگر کسی نماز نخواند یک عقاب دارد و او را به سبب ترک مقدمه که وضو است عقاب دیگری نمی کنند. هکذا در مورد طاعات
 یلاحظ علیه: عقاب در معصیت به سبب تمرد است و کسی که نماز نخواند یک عمل را ترک کرده است و دیگر او را به سبب اینکه رو به قبله هم نایستاده است، جامعه را آب نکشیده و وضو نگرفته است عقاب جداگانه ای نمی کنند.
 این در حالی است که در طاعات، ثواب بر طاعت بار می شود به این سبب آب کشیدن جامه، وضو گرفتن همه اگر به امر خداوند باشد هر کدام طاعتی جداگانه است و ثواب جداگانه ای دارد.
 الدلیل الثانی: امر غیری تحریک کننده به سمت امر نفسی نیست. امر به وضو نمی تواند ما را به نماز بعث کند. اگر ما قاصد امر صلاتی هستیم همان امر ما را به وضو تحریک و بعث می کند و اگر ما قاصد نباشیم امر غیری هم ما را بعث و تحریک نمی کند.
 یلاحظ علیه: ثابت نیست که ثواب مترتب بر تحریک و بعث است. حق این است که ثواب مترتب بر طاعت می باشد حتی اگر امر وضویی محرک نباشد.
 ان شئت قلت: امر به وضو امر صلاتی علی فرض هر دو باعث و محرک است و علی فرض هیچ کدام محرک نیستند.
 اگر مراد باعثیت تکوینی باشد که واقعا من را تکان دهد در این حال خوف الله و طلب الجنة محرک می باشد نه امر به وضو و صلاة و اما اگر مراد از شما از باعثیت انشائی باشد در این حال امر به هر دو انشائی است و فرقی بین آن دو نیست.
 الدلیل الثالث: این دلیل را امام قدس سره مطرح کرده است و آن اینکه ثواب بر چیزی است که برای مولی محبوبیت داشته باشد بر این اساس واجبات نفسی محبوب مولی هستند ولی واجبات غیری محبوبیت ندارند در نتیجه ثوابی بر آنها مترتب نیست.
 یلاحظ علیه: ثواب مربوط به محبوبیت و غیر محبوبیت نیست بلکه ثواب بر طاعت امر خداوند بار می شود. این طاعت در واجب غیری وجود دارد و کسی که برای امر مولی وضو می گیرد طاعتی انجام داده است و مثیب خواهد بود.
 خلاصه اینکه اگر قائل به استحقاق شویم لازمه ی آن این است که ثواب بر امر غیری مترتب شود.
 البته باید توجه داشت که این در صورتی که است که مقدمه امر شرعی داشته باشد و الا اگر امر عقلی داشته باشد ثوابی در کار نیست.
 
 القول الثانی: واجب غیری اگر مانند آیه ی وضو خطاب مستقل داشته باشد ثواب بر آن بار می شود و اما اگر خطابش تبعی باشد ثوابی ندارد.
 
 القول الثالث: واجب غیری که به قصد توصل به واجب نفسی اتیان شود ثواب دارد و الا نه.
 
 القول الرابع: هم به قصد توصل به واجب نفسی باید باشد و هم اینکه موصلة باشد یعنی به ذی المقدمة برسد که در این صورت است که ثواب دارد و الا نه.
 
 ان شاء الله در جلسه ی بعد ادله ی سه قول اخیر را بررسی می کنیم.
 
 

BaharSound

www.baharsound.ir, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo