< فهرست دروس

درس خارج فقه آیت الله شبیری

کتاب الصوم

89/02/15

بسم الله الرحمن الرحیم

بحث در شرائط وجوب صوم بود. در اين جلسه، استاد دام ظله، به تناسب بحث شرطيت حضر، بحث در تخيير در اماکن اربعه را پي مي‌گيرند. در ضمن توضيحي هم درباره بحث اصولي جلسه قبل ارائه مي‌دهند.

بحث درباره اختلاف بين مرحوم شيخ و مرحوم آخوند بود كه اگر حكم يک مورد و عدم شمول حکم عام نسبت به آن مورد معلوم بود، آيا مي‌توانيم با تمسک به اصالة العموم, وضعيت موضوع را نيز كشف كنيم و حکم کنيم که آن فرد تحت عنوان عام داخل نيست؟

علما با دليل عام واجب الاكرام هستند و زيد وجوب اكرام ندارد، آيا از وجوب اكرام نداشتن زيد عدم عالميت وي كشف مي‌شود؟ اگر قضيه عام ما قضيه قطعي همچون قضاياي رياضي باشد, اثبات عدم موضوع بودن با تمسک به عدم حکم داشتن روشن است, به خاطر اينكه اگر ملازمه قطعي باشد، عدم لازم دليل قطعي بر عدم ملزوم است، مورد بحث در جايي است که قضيه عام, از عمومات قابل تخصيص باشد، مرحوم شيخ فرموده با نفي حكم در موضوعي، نفي موضوع نيز مي‌شود و مرحوم آخوند نفي موضوع را منكر است، به خاطر اينكه بناي عقلا كه منشأ اعتبار است، در اينجا وجود ندارد، چنين ظن معتبر عقلايي يا اصل عملي عقلايي در اينجا وجود ندارد، و عرض كردم كه نظر مختار نيز موافق نظر مرحوم آخوند است.

ممكن است در دفاع از مرحوم شيخ گفته شود كه

مطلبي در علوم و همچنين خارجاً مسلم است كه احكام عامي غير رياضي هست كه از حكم كشف موضوع مي‌شود، مثلاً در علم رجال كه در جرح و تعديل اشخاص مي‌گويند شهادت فلان شخص مورد قبول است، از اين حكم عدالت او كشف مي‌شود، يا اگر شخصي از سائر جهات مشكلي ندارد اما شهادت او قبول نمي‌شود، كشف مي‌شود كه عادل نيست، مورد بحث نيز از اين قبيل است و طبق اين بيان بايد از «لا تكرم زيداً» نيز عالم نبودن زيد را كشف كنيم، عموماتي هست كه قول عادل مقبول است و در موضوعي مي‌بينيم كه اين عمومات اجرا نشده، از عدم اجرا كشف مي‌كنيم كه آن موضوع صغروياً مصداق عمومات نيست، اينجا نيز علما واجب الاكرام هستند و شارع فرموده كه زيد احترام ندارد، بايد كشف كنيم كه زيد عالم نيست، بين اين دو مورد چه فرقي وجود دارد؟

پاسخ اين مطلب اين است كه

در اين موارد هر چند عمومات همچون قضاياي رياضي نيست اما گاهي از اجماع اصحاب يا قريب به اجماع، انسان يقين يا اطمينان پيدا مي‌كند كه عام تخصيصي در اين مورد نخورده، باب شهادات اين‌گونه است كه مي‌توان گفت كه گرچه عام قابل تخصيص است اما اجماعي بوده كه در مورد خاصي تخصيص نخورده، اگر عدم تخصيص قطعي باشد، حجيت قطع ذاتي است و و اگر عدم تخصيص اطميناني باشد بر حجيت اطمينان بناي عقلا قائم است، اگر به شيئي اطمينان پيدا شود، به عكس نقيض آن نيز اطمينان پيدا مي‌شود، ولي در مسئله جاري صرف عام محض است و اجماع و امور اطمينان آوري نيست، در شک در مراد كه آيا احترام زيد عالم لازم است، به اصالة العموم استناد مي‌كنيم، اما در عكس نقيض اصالة العموم جاري نيست، در موارد ديگر اطمينان هست كه اين‌طور نيست كه مثلاً زيد استثنا شده باشد، بعضي از موارد استثنا مانند ذو الشهادتين مبين شده كه جنبه استثنا داشته، غير از آنها اگر واقعاً استثنايي بود معلوم مي‌شد لو كان لبان از عدم وصول استثنا كشف عدم استثنا مي‌شود، لذا اطمينان يا يقين هست كه درباره موردي كه قبول يا رد شده، اسثنائي نبوده، لذا مي‌شود در اثبات وضعيت موضوع به عام استناد كرد.

تا اينجا درباره ملازمه بين قصر در نماز و افطار بحث شد, اما در مورد حکم ملزوم يعني لزوم قصر بر مسافر بدون قصد اقامه بحث نکرديم, علما اماکن تخيير را به عنوان استثنا از قاعده لزوم قصر بر مسافر ذکر کرده‌اند, آيا اين استثنا صحيح است يا خير, در مورد صوم در اماکن اربعه به کسي برخورد نکردم که قائل شده باشد كه صوم نيز در اماكن اربعه صوم بدون قصد اقامه مشروع است, و اگر در اماکن اربعه استثناء‌ي باشد فقط مربوط به نماز است، درباره صوم بعضي از روايات به حسب بعضي از نقل‌ها ظهور در استثنا دارد كه صوم نيز مانند نماز است، اما در عمل اصحاب به كسي برخورد نكردم كه كسي در باب صوم استثناء شدن اماکن اربعه را قبول كرده باشد، به هر حال، عمده اين است كه ببينم در باب نماز, تخيير در اماکن اربعه درست هست يا نيست تا بگوئيم يكي از مستثنيات ملازمه بين افطار صوم و تقصير صلات اماكن اربعه تخيير است.

سؤال: آيا مفاد «اذا قصرت افطرت و اذا افطرت قصرت» ملازمه بين وجوب قصر افطار است يا ملازمه بين جواز قصر و افطار است, در صورت دوم اماکن اربعه تخيير از حکم ملازمه استثنا نشده است, بلکه چون در اين اماکن تقصير مسافر جايز است, افطار مجاز است و روزه لازم نيست, در نتيجه بايد در غير ماه رمضان روزه را قضا کند.

پاسخ استاد دام ظله: ظاهراً مراد ملازمه در وجوب است, روايت صحيحه معاويه بن وهب که اين قاعده در آن وارد شده در مورد لزوم قصر و افطار است, ولي به هر حال اين جهت چندان مهم نيست, مهم اين است که حکم نماز در اماکن اربعه چيست؟

لسان روايات در اين مسئله بسيار مختلف است،

رواياتي كه به اتمام صلاة دستور داده، بسيار است و شايد بيش از بيست روايت باشد، منتها لسان روايات مختلف است، بعضي از آنها درباره مكه وارد شده و نمي‌توان اتمام در همه اماکن اربعه را از آن استفاده كرد، و بسياري درباره حرمين مكه و مدينه وارد شده، و يكي از روايات درباره حرمين و قبر الحسين عليه السلام وارد شده، و عده‌اي از روايات درباره اماكن اربعه است، البته آقايان مي‌گويند: در عمومات استغراقي دو دليل مثبت حکم با هم تنافي ندارند, دليلي بگويد زيد واجب الاكرام است و دليل ديگر بگويد زيد و عمرو واجب الاكرام هستند با هم هيچ منافاتي ندارد، اينكه معروف است كه اثبات شي‌ء نفي ما عدا نمي‌كند، در همين موارد است، چون دليل مثبت حکم براي يک شيء مفهوم ندارد تا با دليل ديگر منافات داشته باشد, بله، گاهي شخص در مقام بيان مي‌شود در نتيجه همان وصف يا لقب كه ذاتاً مفهوم ندارد، مفهوم پيدا مي‌كند، مانند اينكه اگر در پاسخ «ما الذي لا ينجسه شي‌ء» تعبير «كر» گفته شود، ظاهر پاسخ انحصار ماء معتصم در ماء کر است، به خاطر اينكه سائل ضابط ماء معتصم را پرسيده است, در اينجا نمي‌توان به يک مصداق ماء معتصم پاسخ داد, لذا پاسخ سؤال مفهوم پيدا مي‌کند, با اين که در جمله «الكر حكمه كذا» همه مي‌گويند مفهوم ندارد اما همين جمله اگر در پاسخ چنين سؤالي باشد، مفهوم پيدا مي‌كند, اين نکته را بايد در بررسي روايات مسأله مد نظر داشت:

در اين بحث به خاطر کثرت روايات بحث سندي نمي‌کنيم.

روايت اول : در جامع الاحاديث، باب 21 از صلات مسافر، حديث 21: «صفوان عن مسمع عن أبي عبد الله عليه السلام قال قال لي اذا دخلت مكة فأتم يوم تدخل»

.

روايت دوم: حديث 36 «عن أبي شبل قال قلت لابي عبد الله عليه السلام أزور قبر الحسين عليه السلام قال قال نعم زر قبر الطيب و أتم الصلاة فيه، قلت اتم الصلاة؟ قال أتم، قلت فان بعض أصحابنا يري التقصير، قال انما يفعل ذلك الضعفة»،

مراد از ضعفه کساني هستند که از نظر علمي ضعيف هستند نه از جهت امکانات مالي.

سؤال: مراد از ضعفه نمي‌تواند کساني باشد که ضعف اعتقاد داشته و نسبت به مقامات ائمه(ع) باور صحيح ندارند که ممکن است حائر امام حسين(ع) حکم اختصاصي داشته باشد.

پاسخ استاد دام ظله: اين احتمال هم وجود دارد ولي اين احتمال هم بازگشت به ضعف علمي مي‌کنند, چون افراد ضعف علمي دارند که به مقامات خاص ائمه(ع) وقوف پيدا نکرده‌اند.

روايت سوم : «سعدان بن مسلم قائد أبي بصير قال حدثنا بعض عن أبي عبد الله عليه السلام في حديث»

كه دستور زيارت حضرت سيد الشهداء را مي‌دهد، «و لا تقصر عنده من الصلاة ما أقمت».

اين گونه روايات مفهوم ندارد، به خاطر اينكه در مقام بيان عام موارد عدم تقصير نيست, بلکه تنها درباره حضرت سيد الشهداء عليه السلام يا درباره كسي كه مي‌خواسته به حج برود حکم مسأله را بيان کرده است، در كتب فقهي كه همه مسائل را ذكر مي‌كنند، اگر يک مورد استثنا را ذكر كنند و بقيه را ذكر نكنند، مفهوم پيدا مي‌كند، اما لسان اين روايات مفهوم ندارد و اثبات شي‌ء نفي ما عدا نمي‌كند.

روايت چهارم : حديث 8 «ابراهيم بن أبي ولاد عن رجل من أصحابنا يقال له الحسين عن أبي عبد الله عليه السلام قال تتم الصلاة في ثلاثة مواطن: في المسجد الحرام و مسجد الرسول صلي الله عليه و آله و سلم و عند قبر الحسين عليه السلام».

اين روايت در مقام بيان است و تا اندازه‌اي مفهوم پيدا مي‌كند، اينجا كه مي‌گويد مواطن اتمام, سه موطن است, موطن چهارم داشتن خلاف ظاهر است و بايد به گونه‌اي روايت را توجيه کرد, اين روايت غير از روايات اتمام در مواطن اربعه است.

چند روايت نيز در مورد اتمام در چهار مكان است،

که از آنها دستور به تمام استفاده مي‌شود و مفاد آنها اين است كه بعضي از اصحاب ائمه نيز تمام مي‌خواندند و گمان مي‌كردند كه وظيفه تمام است، همين كه مرحوم سيد مرتضي گفته و از مرحوم ابن جنيد نقل شده، اين روايات نيز ظاهر در اين است كه نظر بعضي از اصحاب ائمه نيز همين بوده كه بايد تمام بخوانند، رواياتي را كه امر به تمام كرده، مي‌خوانم.

روايت اول : حديث اول باب «ابي بصير عن أبي عبد الله عليه السلام قال سمعته يقول تتم الصلاة في أربعة مواطن: في المسجد الحرام و مسجد الرسول صلي الله عليه و آله و مسجد الكوفه و حرم الحسين عليه السلام».

روايت دوم :

حديث خادم اسماعيل بن جعفر كه گمان مي‌كنم پسر حضرت صادق عليه السلام است، اسم خادم اسماعيل بن جعفر به حسب نقل كافي و تهذيبين و كامل الزيارات، عبد الحميد است و به حسب مصباح شيخ، سند روايت: عبد الحميد عن خادم اسماعيل بن جعفر است، «تتم الصلاة في أربعة مواطن: المسجد الحرام و مسجد الرسول صلي الله عليه و آله و مسجد الكوفه و حرم الحسين عليه السلام».

روايت سوم : روايتي هست كه احتمال هست به روايت ابي بصير يا روايت خادم اسماعيل برگشت كند، و آن روايت حذيفة بن منصور است، مي‌گويد «حدثني من سمع أبا عبد الله عليه السلام»،

و همان روايت را نقل كرده، احتمال هست كه من سمع، ابي بصير يا خادم اسماعيل باشد.

روايت چهارم : حديث 9 باب «عمرو بن مرزوق قال سألت أبا الحسن عليه السلام عن الصلاة في الحرمين و في الكوفة و عند قبر الحسين عليه السلام، قال أتم الصلاة فيهن».

اين روايت مفهوم ندارد، به خاطر اينكه اين چهار موضع در سؤال ذكر شده، با مشروعيت اتمام در مورد پنجم و بيشتر كه مرحوم سيد مرتضي در جمل العلم مدعي است و از مرحوم ابن جنيد نقل شده كه در همه مشاهد مشرفه اتمام مشروع است، منافات ندارد.

عده‌اي از روايات تعبير «تتم» ندارد و تعبير ديگري دارد، روايت اول : مرسله مرحوم صدوق و روايت كامل الزيارات كه آخر آن مرسل مي‌شود «من الامر المذخور»

مراد از امر مذخور مطالبي است كه پيامبر نفرموده بودند و ذخيره شده بوده كه ائمه عليهم السلام بيان كنند، «اتمام الصلاة في أربعة مواطن ؛ بمكة و المدينة و مسجد الكوفة و حائر الحسين عليه السلام».

اين حديث چهارم است كه فقيه قال الصادق عليه السلام تعبير مي‌كند و كامل الزيارات سند آن را تا حماد بن عيسي مي‌رساند و مي‌گويد عن بعض أصحابنا عن أبي عبد الله عليه السلام.

روايت دوم : حديث 5 «حماد بن عيسي عن أبي عبد الله عليه السلام»،

احتمال زياد هست كه اين روايت هم همان مرسله حماد باشد و اينجا واسطه افتاده باشد, هر چند در خصال و کامل الزيارات هم به همين شکل نقل شده است. «انه قال من مخزون علم الله تعالي الاتمام في أربعة مواطن ؛ حرم الله و حرم رسول الله صلي الله عليه و آله و حرم أمير المؤمنين عليه السلام و حرم حسين بن علي عليه السلام».

اين روايت در مقام بيان از جهت مواضع اتمام است.

روايت سوم : حديث 13 باب «معاوية بن عمار عن أبي عبد الله عليه السلام ان من المذخور الاتمام في الحرمين».

روايت چهارم : حديث 14 باب «مسمع عن أبي ابراهيم عليه السلام قال كان أبي عليه السلام يري لهذين الحرمين ما لا يراه لغيرهما و يقول ان الاتمام فيهما من الامر المذخور».

در اين روايات اتمام, امر مذخور خوانده شده, ولي چندان روشن نيست که آيا جواز اتمام مراد است يا لزوم اتمام, اين روايات از اين جهت در مقام بيان نيست.

«و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمين»

BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo