< فهرست دروس

درس کلام استاد ربانی

95/10/11

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: بررسی مبنای روش شناسی نظريه فرهنگستان علوم اسلامی

اثبات حجت شرعی بودن عقل بر اساس روايات

 

بررسی روايت دوازدهم از کتاب عقل و جهل در «کافی»

در جلسه گذشته دومين فقره از روايت مشهور هشام بن حکم را از امام کاظم (ع) نقل کرديم که فرمود: «يَا هِشَامُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَكْمَلَ لِلنَّاسِ الْحُجَجَ بِالْعُقُول‌»[1] : ای هشام، خدای متعال برای مردم حجت ها را به واسطه عقول کامل نموده است. اکنون سوال می شود مقصود از عقول و مقصود از کامل کردن حجت ها چيست؟ درباره کلمه «اکمال» دو فرض مطرح است:

1. اين کلمه به معنای حقيقی آن باشد و آن عبارت است از چيزی که ناقص بوده و کامل شود. مثلا 20 روز از ماه رمضان را روزه گرفته است و سپس با گرفتن 10 روز ديگر، روزه خويش را کامل کند. در مورد آيه ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُم[2] نيز اکمال به همين معنا است يعنی بيان می دارد که همه آموزه های دين به جز ولايت اميرالمومنين (ع) به صورت رسمی با تشريفات خاص و اخذ بيعت، بيان شده است.

اما آيا می توان اکمال در روايت را به معنای کامل شدن بعد از نقصان گرفت؟ خير اين معنا صحيح نيست خواه حجج را به معنای انبياء بگيريم و خواه به معنای ادله و براهين. زيرا ادله و براهين بدون عقل اصلا شکل نمی گيرد تا گفته شود دليلی هست و سپس با عقل کامل می شود. وجود دليل داير مدار عقل است و حتی ادراکات حسی نيز بدون استفاده از عقل نمی توانند به عنوان دليل به حساب آيند. عقل اگر به ميدان وارد نشود اساسا استدلالی شکل نمی گيرد.

اگر معنای حجج را انبياء و معصومين نيز بدانيم باز کلمه «اکمال» نمی تواند به معنای کامل شدن بعد از نقصان باشد، زيرا انبياء الهی خودشان از کامل ترين عقل برخوردارند و معنا ندارد که عقل ما بتواند آن ها را کامل نمايد. بنابراين اکمال در اين روايت نمی تواند به اين معنا باشد که حجتی ناقص بوده و بعد با آمدن عقل کامل شده است.

2. احتمال ديگر اين است که «اکمال» ديگر به معنای رفع نقص نباشد بلکه يا به معنای اعطا و ايجاد باشد. در اين صورت معنای آن اين است که خدای متعال حجت ها را به صورت کامل ايجاد و اعطا نموده است، نه اينکه ابتدا ناقص خلق شده و سپس توسط عقل کامل گرديده است. معنای ديگر اظهار و اثبات است.

طبق اين احتمال برای روايت چند معنا بيان شده است:

 

احتمال اول:

مرحوم صدرالمتالهين می فرمايد: مقصود از حجج در روايت، انبياء و ائمه اطهار (ع) است. خدای متعال به انبياء عقول کامل داده است و با اعطای اين عقل، آن ها حجت های کامل برای مردم هستند. « اى اكمل نفوس الأنبياء عليهم السلام بالعقول الفاضلة العلامة ليكونوا حججا على عباده، و هداة لهم الى النجاة عن حيرة الضلالة»[3] .

شاهد وجهی که ايشان بيان فرموده روايتی است که قبل از اين روايت در کتاب «کافی» آمده است. در آن روايت پيامبر اکرم (ص) می فرمايد: «وَ لَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِيّاً وَ لَا رَسُولًا حَتَّى يَسْتَكْمِلَ الْعَقْلَ وَ يَكُونَ عَقْلُهُ أَفْضَلَ مِنْ جَمِيعِ عُقُولِ أُمَّتِه‌»[4] : خدای متعال هيچ نبی و رسولی را مبعوث نفرمود مگر اينکه عقل او را کامل نمود بگونه ای که عقل او بر عقول ساير امت اش برتر بود.

طبق اين معنا ديگر اين روايت شاهدی بر آنچه ما بيان کرديم بر اينکه عقل حجت شرعی است نمی تواند باشد، مگر اينکه بگوييم بر اساس تنقيح مناط، عقل مردم نيز فی الجمله حجت است زيرا ملاک برتری انبياء به جهت عقول آنان است و ساير انسان ها نيز از اين عقل برخوردارند، منتهی عقول انبياء کامل است اما عقول مردم در مرتبه های پايين تر قرار دارد.

احتمال دوم

مرحوم ملا صالح مازندرانی دو وجه را در معنای روايت بيان نموده است. يکی همان فرض مرحوم صدرا است و ديگر اينکه مراد از حجج براهين و ادله باشد. ايشان طبق احتمال دوم روايت را اين گونه معنا نموده است که خدای متعال انسان را با عقل آفريده است و عقل نيز برای بشر براهين را می سازد و اين براهين برای آن ها حجت است. «خدای متعال به واسطه عقول ادله و براهين کاملی را در مسير شناخت عقايد حقه به آنها عطا کرده است»[5] . طبق کلام ايشان معنای روايت چنين می شود: ان الله تبارک و تعالی اعطا للناس براهين و ادله کامله فی العقائد الحقه بالعقول.

بر اساس اين معنا، اين روايت کاملا با بحث ما مبتنی بر حجت شرعی بودن عقل هماهنگ است، زيرا روايت بيان می دارد که عقل انسان يک حجت کاملی است که از سوی خدای متعال به او اعطا شده است. البته روشن است که مراد اين نيست که پس عقول بشر همه چيز را می فهمد بلکه منظور آن است که آن چه را عقل می فهمد حجت شرعی و مطلوب الهی است.

 

احتمال سوم

مرحوم مجلسی بعد از بيان دو احتمالی که توسط مرحوم صدرا و مرحوم ملاصالح بيان شده، دو احتمال ديگر را نيز بيان می کند و درباره احتمال اول می فرمايد: «قوله عليه السلام: الحجج، أی البراهين أو الأنبياء و الأوصياء عليه السلام أو الاحتجاج و قطع العذر أی أكمل حجته على الناس بما آتاهم من العقول»[6] . حجج جمع حجت و به معنای احتجاج يعنی چيزی است که عذر را بر می دارد. خدای متعال به جهت اينکه عقول را به بشر داده است، ديگر عذر آن ها را برطرف کرده است. اما آيا بيان ايشان اختصاص به مستقلات عقليه دارد يا تعبديات را نيز شامل می شود؟ به بيان ديگر آيا خدای متعال با اعطای عقل، عذر را در همه موارد از بشر برداشته است يا منظور بعضی از موارد است؟ کلام ايشان مطلق است و شامل هر دو بخش می شود. عقل بشر همه چيز را درک می کند و اساسا ما هيچ مطلب غير عقلی نداريم منتهی برخی از آنها عقليات با واسطه است (که همان تعبديات است) و برخی از آنها عقليات بدون واسطه است (که همان تعقليات است). اگر تعبد پشتوانه عقلی داشته باشد خود امری معقول خواهد بود، همان طور که مرحوم ابن سينا در بحث معاد جسمانی فرمود: گر چه عقل ما نمی تواند معاد جسمانی را اثبات کند اما صادق مصدق که عقل ما او را ثابت کرده است اين مطب را بيان فرموده است. لذا کسانی که تصور می کنند با تخطئه عقل، خدمتی به دين کرده اند سخت در اشتباه اند . ابتدا بايد عقل را محترم شمرد و بر سر نهاد تا او بتواند راه را برای نقل باز کند.

 

احتمال چهارم

مرحوم مجلسی در احتمال ديگری می فرمايد: «و يمكن أن يكون المراد أن الله تعالى أكمل حجج الناس بعضهم على بعض، بما آتاهم من العقل إذ غايته الانتهاء إلى البديهی و لو لا العقل لأنكره»[7] . ممکن است مراد اين باشد که خدای متعال حجت های بعضی از مردم را بر بعضی ديگر توسط عقل کامل نموده است. اگر عقل نمی بود مردم نسبت به هم نمی توانستند احتجاج کنند زيرا آنان در مباحث و گفتگوهای خود وقتی به بديهيات می رسند ديگر ساکت می شوند و می پذيرند. حال اگر عقل در اينجا داور نمی بود اين بديهيات نيز مورد انکار قرار می گرفت.

اين وجه نيز دلالت بر حجت شرعی عقل می کند زيرا خدای متعال بشر را اين گونه خلق کرده و عقل را به او اعطا کرده است. روشن است که اين امر فعل تکوينی الهی بوده و قطعا مرضی او نيز می باشد.

 

احتمال پنجم

احتمال ديگری که در مورد معنای روايت وجود دارد اين است که حجج را به معنای انبياء و کلمه «اکمال» را به معنای اظهار و اثبات بگيريم. طبق اين احتمال معنای روايت اين می شود که عقول بشر است که اثبات می کند پيامبر و امام حجت کامل الهی است. قرينه اين احتمال نيز آن است که در روايات ديگر وقتی حجج در کنار عقل قرار گرفته به معنای انبيا و معصومين آمده است.

طبق اين احتمال نيز عقل به معنای حجت شرعی شناخته می شود. ادامه بحث انشاء الله در جلسه آينده پيگيری می شود .


[3] شرح اصول کافی، صدرالمتالهین، ج1، ص254.
[5] شرح اصول کافی، ملا صالح مازندرانی، ج1، ص93 – 94.

BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo