< فهرست دروس

درس خارج فقه آیت الله نوری

کتاب الصوم

88/07/27

بسم الله الرحمن الرحیم

 موضوع : رؤیت هلال
 
 باتوجه به مطالبی عرض کردیم این مطلب برای ما روشن شد که ماه دارای اوضاع واشکال مختلفی می باشد که هر ماه تکرار می شود، یعنی در سال که 12 ماه می باشد هر ماه ابتدا ماه متشکل به شکل هلال می شود وبعد تربیع اول وسپس بدر وبعد از بدر تربیع ثانی و در آخر در محاق قرار می گیرد تا اینکه دوباره برای ماه بعد متشکل به شکل هلال بشود. این حالات ماه یک امر واقعی وتکوینی وطبیعی می باشد و تکرار وتعدد در آنها وجود ندارد یعنی در هر ماه فقط یکبار این حالات واشکال مختلف برای ماه رخ می دهد واین طور نیست که مثلاً امشب برای یک نقطه ای اول ماه باشد وفردا شب برای نقطه ای دیگر . بنابراین تشکل ماه به شکل هلال یک واقع محفوظی دارد ودر صورتی که کسی به این واقع پی نبرد شارع مقدس تکلیفش را معین کرده خواه جهل به حکم داشته باشد یا جهل به موضوع.
 مطلب دیگری که باید عرض کنم این است که در روایات پنج گانه وششگانه ای که قبلاً خواندیم اهل بیت (علیهم السلام) فرموده بودند که اگر شخصی علم به هلال پیدا نکرد ویک روز روزه اش را خورد ، بعداً که علم به واقع پیدا کرد باید قضای آن روز را بجا بیاورد ، از این فرمایشات مشخص می شود که رؤیت موضوعیت ندارد بلکه طریق به واقع است فلذا هر زمانی که کشف خلاف از آن طریق شد ما باید تکلیفمان را مطابق با واقع انجام بدهیم وهمچنین در هیچکدام از روایات ششگانه وپنجگانه اشاره ای به اختلاف افق و وحدت افق نشده بود.
 مطلبی که امروز خدمتتان عرض می کنم این است که بین اوقات مربوط به طلوع وغروب خورشید وظهر ونصف شب وامثال آنها وبین اوقات مربوط به ماه فرق می باشد وکسی نباید این دو را با هم قیاس کند .
 در اوقات مربوط به طلوع وغروب خورشید وظهر ونصف شب وامثال آنها شکی نیست که افق مؤثر است چون همانطور که عرض کردیم اینها مربوط به حرکات کره زمین می باشد وما دو حرکت از حرکات کره زمین را ذکر کردیم یعنی حرکت وضعی وحرکت انتقالی .
 حرکت وضعی زمین به این صورت است که زمین در هر 24 ساعت یک بار به دور خودش می چرخد یعنی تمام نقاط خودش را در معرض تابش خورشید قرار می دهد، همانطور که عرض کردیم 360 درجه به روی کره زمین فرض می کنیم وبعد 360 را بر 24تقسیم می کنیم که خارج قسمتش می شود 15 نتیجه این می شود که در هر ساعتی زمین در حرکتش از غرب به شرق 15 درجه حرکت می کند و می دانیم که هر ساعتی 60 دقیقه است فلذا هر درجه ای را زمین در 4 دقیقه طی می کند ، به عنوان مثال بین مشهد وتهران که 8 درجه از لحاظ طول شرقی فاصله است 32 دقیقه اختلاف افق وجود دارد. خلاصه باید عرض کنیم که کره زمین که از غرب به شرق می چرخدشکی نیست که مشارق و مغاربی دارد یعنی شکی در این نیست که در گردش زمین از غرب به شرق نقاطی هستند که صبح وظهر ومغرب ونصف شبشان زودتر از نقاط دیگر محقق می شود.
 در قرآن کریم هم در چند جا اشاره به این مطلب شده مثلاً در سوره الرحمن آمده : رب المشرقین ورب المغربین فبأی آلاء ربکما تکذبان ، حالا می خواهیم ببینیم که منظور از این مشرقین ومغربین چیست؟ آیت الله طباطبائی اعلی الله مقامه در تفسیر المیزان می فرمایند که مشرقین مشرق صیف وشتاء است و مغربین هم مغرب سیف وشتاء می باشد، در توضیح این مطلب باید عرض کنیم که در جلسات قبلی نقاط مختلف زمین را به مناطق محترقه شمالی وجنوبی ومعتدله شمالی وجنوبی ومنجمده شمالی وجنوبی تقسیم کردیم وگفتیم که در علم هیئت قائلند که خورشید از خط استوا 23 درجه و27 دقیقه می آید وبالای سرشان قرار می گیرد یعنی از خط استوا که حرکت خورشید شروع می شود ابتدای بهار است و در فروردین واردیبهشت می آید تا اینکه در آخر خرداد می رسد به آن 23 درجه و 27 دقیقه ، که اینجا آخرین مشرق صیف است وبعد از آن خورشید برمی گردد تا اول پاییز دوباره می رسد به خط استوا که اعتدال خریفی رخ می دهد واز اینجا خورشید به طرف جنوب می رود تا اینکه در آخر پاییز می رسد به آن 23 درجه و27 دقیقه که اینجا آخرین مشرق شتاء است وبعد از آن خورشید برمی گردد تا در اول بهار می رسد به خط استوا که اعتدال ربیعی رخ می دهد. آیت الله طباطبایی می فرمایند که مشرقین یکی مشرق صیف یعنی آخر تابستان ویکی مشرق شتاء یعنی آخر پاییز می باشند که اولی حداکثر طولانی بودن روز و دومی حداکثر طولانی بودن شب می باشد و مغربین هم به همین صورت می باشد.
  آیت الله خوئی رحمة الله علیه یک تفسیری دارند به نام البیان فی تفسیر قرآن که در آنجا نظرشان در این مسئله مخالف نظر آیت الله طباطبایی می باشد، ایشان در البیان در تفسیر آیه : رب المشرقین ورب المغربین می فرمایند که ، به مناسبت وبا توجه به آیه 38 از سوره زخرف یعنی آیه : یا لیتنی بینی وبینک بعد المشرقین ، می فهمیم که بین دو مشرق بعد خیلی زیادی وجود دارد و هیچ بعدی به این دو بعد نمی رسد وبعد المشرقین یعنی اینکه یک دفعه خورشید به نیمی از کره زمین می تابد وتمام سطح آن نیم کره را در بر می گیرد که این یک مشرق است وبعد در این نیم کره شب می شود و خورشید به نیم کره دیگر کره زمین می تابد و تمام سطح آن نیم کره را در بر می گیرد که این هم یک مشرق دیگر می باشد فلذا مراد از مشرقین این دو مشرق می باشد که فاصله زیادی هم با هم دارند.
 خلاصه بنده می خواهم این مطلب را عرض کنم که در مانحن فیه هیچوقت ما نباید اختلاف اشکال ماه را که در اوقات تأثیر دارد قیاس کنیم به اختلاف حرکت زمین ، چرا که شکی نیست که افق در حرکت زمین مؤثر است، منتهی بعضی ها حرکت ماه را به حرکت زمین قیاس کردهاند وگفته اند چنانکه در طلوع وغروب خورشید و در ظهر ومغرب و نصف شب افق مؤثر است در اول ماه هم افق مؤثر می باشد، در صورتی که این طور نمی باشد چراکه اختلاف الساعات کلاً مربوط به حرکت زمین می باشد ولی اوضاع واحوالات ماه مربوط به حرکتش به دور خورشید می باشد.
 خوب بحث ما تا به حالا به اینجا رسیده که اگر وحدت افق و اختلاف افق در رؤیت هلال ماه مؤثر بود باید در روایات ما اشاره ای به آن می شد در حالی که هیچ اشاره ای به این مطلب نشده.
 دیروز یک بحثی داشتیم درباره این که در وحدت افق میزان چیست؟ علامه در تذکره جلد 6 ص 124 متعرض به این مطلب شده وفرموده : وبعضهم اعتبرما قلناه وضبطوا التباعد: بأن یکون بحیث تختلف المطالع کالحجاز والعراق، والتقارب: بأن لا تختلف کبغداد والکوفه .
 ابتدا ما باید طول وعرض بلاد را بدانیم تا معنی وحدت افق واختلاف افق را خوب بفهمیم که البته مفصلاً درباره طول وعرض بلاد بحث کردیم منتهی برای اینکه مطلب روشن تر بشود درجات طول وعرض چند شهر را برایتان بیان می کنم، اول از درجات طول برایتان می خوانم، مثلاً مشهد 59 درجه طول شرقی داردو تهران 51 دزجه ، قم 50 درجه ، نجف وکربلا وبغداد 44 درجه ، تویسرکان وبروجرد وخرم آباد ودزفول وشوشتر واهواز وزنجان ونهاوند وهمدان وسنندج واردبیل و کویت و لنکران 48 درجه طول شرقی دارند، کرمانشاه وتبریز ومراغه وریاض عربستان 46 درجه، واسط وقصرشیرین وآذر شهر وخوی و ارومیه وساوجبلاغ ونخجوان وعدن 45 درجه طول شرقی دارند، سلطان آباد اراک ورشت واهواز 49 درجه و قزوین وقم وگلپایگان ولاهیجان وساوه و خمین وخوانسار وبوشهر 50 درجه طول شرقی دارند ، خوب اینها نمونه هایی از طول بلاد بود حالا نمونه هایی از عرض بلاد را هم ذکر می کنیم؛ مکه 21 درجه عرض داردو مدینه 24 درجه ، نجف وکربلاء وحله وبصره ولصفهان ودزفول وشوشتر وقائن 32 درجه، خوانسار و خرم آباد و بروجرد وبغداو دمشق محلات و گلپایگان وصیدا ومراکش 33درجه ، مشهد وقزوین وبلخ وموصل وزنجان ونیشابور والجزایر وسبزوار 36 درجه ، سمنان وسنندج و توکیو در ژاپن و تربت حیدریه 35 درجه ، قم و تویسرکان و کرمانشاه وجلال آباد افغانستان و بعلبک همدان ونهاوند وسامرا وپیشاور 34 درجه، یزد واسکندریه وسیستان ولاهور 31 درجه، تایوان وشیروان 37 درجه و تبریز و اردبیل واستر آباد گرگان 38 درجه عرض دارند. بنابراین الآن ما تا حدودی با عرض وطول بلاد آشنا شدیم ، اما راجع به این موضوع که چقدر در بحث ما تأثیر دارد إن شاء الله فردا عرض می کنیم. ...
 
 
 
  و الحمدلله رب العالمین اولاً و آخراً و صلی الله علی
  محمد و آله الطاهرین

BaharSound

www.baharsound.ir, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo