< فهرست دروس

درس خارج فقه استاد سید کاظم مصطفوی

95/12/25

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: تفسیر آیه 27 و 30 سوره انفال درباره ولایت امیرالمومنین و اهل بیت

آیه شماره 27 و آیه 30 از سوره انفال: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَخُونُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُواْ أَمَانَاتِكُمْ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ» این آیه را خوانده بودیم ترجمه اش هم کردیم امانت را هم شرح دادیم منتها از تفسیر قمی و تفاسیر اتباع آل البیت.

 

مراجعه به تفاسیر و اصول کافی

در تفسیر این آیه از کتاب شواهد التنزیل تألیف حاکم حسکانی که بین ابناء عامه اعتبار بالایی دارد مطلبی را درباره این آیه یادآور بشویم. روایتی را نقل می کند مسند، روی عن یونس ابن بکار عن ابیه عن ابی جعفر محمد بن علی «فی قوله تعالی ذکره يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَخُونُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُواْ أَمَانَاتِكُمْ» در تفسیر شواهد التنزیل آمده «وَتَخُونُواْ أَمَانَاتِكُمْ فی آل محمد و انتم تعلمون»[1] شما می دانید امانت های الهی و توصیه های پیامبر آل پیامبر چه کسانی است. خیانت نکنید و بر حذر داشته است از خیانت. تایید مطلب بود که از تفسیر حسکانی نقل کردم. آیه 27 که در تفسیر حسکانی اول این آیه «لا تخونوا» آمده است و بعد هم آیه 25، تفسیر آیه جا به جا شده است. «وَاتَّقُواْ فِتْنَةً لاَّ تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنكُمْ خَآصَّةً» این آیه را هم از طریق تفسیر اتباع آل البیت یادآور شده ام واما برای تایید مطلب روایت از ابن عباس «قال لمّا نزلت وَاتَّقُواْ فِتْنَةً لاَّ تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنكُمْ خَآصَّةً قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم من ظلم علیاً هذا بعد وفاتی فکانّما جحد نبوتی و نبوه الانبیاء قبلی»[2] فتنه ظلم درباره حضرت علی علیه السلام است کسی که حضرت علی را قبول نکند امامت و ولایت و جانشینی اش را برای حضرت رسول نبوت پیامبر و نبوت انبیای دیگر را انکار کرده. برای اینکه اعتبار فقهی خود ما هم ضمیمه کنیم از اصول کافی روایت عن محمد بن عبدالرحمن عن ابی عبدالله علیه السلام، روایت مسندی است در یک حد اعتبارش که معلوم است. «قال ولایتنا ولایه الله التی لم یبعث نبیاً قط الا بها».[3] ولایت ائمه ولایت خداست یعنی «أشهد ان علیا ولی الله» که می گویی آن ولی الله یعنی ولایت علی ولایت الله است. روایت دوم محمد بن یحیی تا می رسد عن عبدالاعلی، سند خوبی است «قال سمعت اباعبدالله علیه السلام یقول ما من نبیّ جاء قط الا بمعرفه حقنا و تفضیلنا علی من سوانا»[4] پیامبری نیامده است هرگز مگر با این معرفت که حق ما را معرفت داشته و شناخته است و فضیلت و برتری ما را نسبت به غیر ما شناخته است. این تفسیر بود و این مقام بود تا بدانیم انکار ولایت طبق این روایات منتهی می شود به انکار نبوت پیامبر و انکار نبوت جمیع انبیاء و پیامبری نیست که حق ولایت را نشناخته باشد و فضیلت آنها را درک نکرده باشد.

 

آرامش دنیا ولایت است

برای همه مردم و برای دنیا که آرامش دنیا احتیاج دارد به یک کلمه که ولایت باشد. «یملأ الارض قسطا و عدلا» یعنی وقتی که ولایت امام عصر بیاید، تا ولایت امام عصر نیامده همین است اوضاع. که در تاریخ ابن عساکر عین این عبارت آمده که «یملأ الارض قسطا و عدلا» و این متن متواتر است. کلّ هستی و کل دنیا و کل بشریت اصلاحش با ولایت است و مومنین و پیروان اخص علماء سربازان اهل علم. یعنی یک جمله ای از بعض عرفاء آمده است که قوت در فقاهت ارتباط تنگاتنگ و محکم دارد به قوت در ولایت. فقیه است دو تا از لحاظ علمی قابل تشخیص نیست ولی یکی خیلی نفوذ دارد، ولایتش بسیار قوی است. در تاریخ فقهاء که مراجعه کنیم متنی دیدم از مقدس اردبیلی سوال شد که شما به این مقام که رسیدید از کجا رسیدید، یعنی شدید مقدس اردبیلی، چه عملی دارید؟ فرمود بازار اعمال کساد است، اشاره کرد به قبر مطهر امیرالمومنین به وسیله این آقا خداوند به من عنایتی کرده است که شدم مقدس اردبیلی. یعنی راه هم این است. در طول تاریخ زندگینامه فقهاء را مطالعه کنند کسانی که موفق شدند در حد خیلی بالایی، یکی از اهل حال می گوید شنیدم از استادم و خود حقیر هم از یکی اساتید اخلاق شنیدم که در نجف یکی از شاگردان که به استاد خودش نزدیک و علاقه داشت گفت چرا شما به زیارت امیرالمومنین نمی روید؟، آن مورد را مصداقش را احتمالا تطبیق کرده اند به صاحب جواهر. صاحب جواهر شنیدید دائم الذکر او دائم المطالعه بود.

 

مشکل گشا ذکر صلوات

هستند الان هم در نجف بود کسانی که همیشه ذکر می گفتند خوب است اذکار همیشه کارش را می کند منتها فرق دارد اذکار، آن ذکری که همیشه کارش را می کند صلوات است. اذکار دیگر که یک مقدار خصوصیت می خواهد و صلوات همیشه کارش را می کند شما اگر خواستید ریایی صلوات بفرستید اشکال ندارد. اذکار دیگر یک ریایی و یک خلوصی و یک توجهی باید باشد. صاحب جواهر می گویند همیشه مطالعه یا همیشه همراه با علم بود. کارهای زندگی اش را بسیار مختصر و رفت و آمد با مردم در حد یک احوالپرسی بسیار کوتاه و درس می رفت. در آن عصر تمام آراء فقهاء در تمامی ابواب فقه اصلاح شده باشد یک بار آدم فکر بکند بشر نمی تواند چنین کاری بکند امکانات که نبود امکان ندارد. به اش گفته می شد که زیارت مشرف نمی شوید؟ آقا فرمود که جواب ات را می دهم، شب شد و بالای پشت بام رفتند و رو به طرف حرم تا گفت «السلام علیک یا مولای یا امیرالمومنین» تا سلامش را گفت جواب آمد «السلام علیکم» دید ارتباط برقرار است. بدانیم تا وقتی که فقیه فقیه شده باشد و فقیه بشود رمزش ارتباط با مولی است. و برای طلبه دیگر اولی می شود. من یک اصراری دارم برای بعضی از شخصیت های بزرگ حوزه هم گفته ام در بعضی جلسات که نکته اصلی این است که طلبه یا روحانی وارد می شود بحث توجیهی برایش بگذارید. در بحث توجیهی اصلی این است که ولایت را برای اهل علم تحکیم کند و تعریف کند و جا باندازد و بداند که ولایت چیست. اگر یک طلبه ای یک مشکلی در زندگی برمی خورد یکی از نکات که تحلیل می شود ضعف در ولایتش است. آدم ضعف در ولایت نداشته باشد نقائص دیگرش را جبران می شود ولایت می برد آدم را. به سمت کمال می برد. برای اهل علمی که از اول وارد بشود به عنوان سرباز آقا امام عصر، یعنی ما آقا داریم یعنی ما مولی داریم او هوای ما را دارد شک نمی کنیم به مشکلی که بربخوریم او به طور غیر طبیعی به ما کمک می کند. ما اگر بتوانیم آن نکته را کامل کنیم که ما سربازیم و در حیطه ولایت خاصه آقاست. شما می گویید از کجا معلوم است که ما در ولایت خاصه باشیم؟ این را دیگر شک نکنید این را اگر کسی شک بکند این یک وسوسه بسیار خطرناکی است. اگر این نبود که جای دیگر می رفتیم. یک جمله ای از اهل حال برای ما آمده است که قبولی قطعی است ولی حفظش سخت است خط می خورد اسم. اسم خط نخورد. بعد دلیلی که همه در ولایت خاصه هستیم شک نکنید، هر طلبه و روحانی که درس را اصل بدهد و سربازی آقا امام زمان را برای خودش افتخار بند تمام امور زندگی اش آبرومندانه تنظیم می شود یک مورد به مشکل برنمی خورد. بعضی از شما عزیزان بدهکارید ولی به شما قول می دهم طوری این بدهی تان اداء بشود که اصلا نمی دانید از کجا حل شد. و الان اگر کسی بگوید ما آمدیم معلوم نیست، معلوم است توجه نمی کنید، معلوم است الان آقایید، معلوم است الان عزت دارید معلوم است الان از آن اشخاصی که برای زندگی دنیا تلاش می کنید شما خیلی در آرامش اید.

چطوری بفهمیم ولایت مان درست و ارتباط چطوری است

این نکته را بگویم چطوری ما بدانیم ولایت مان درست است و چطوری ارتباط بگیریم؟ اما اینکه ولایت ما درست است فهمیدیم اگر نبود که اینجا نبودیم وجدان شهادت می دهد. دست آقا را دیده ایم دست آقا بالا سر ماست. شده است دوستانی که به اضطرار قرار گرفته اند با یک دعای فرج یک گشایشی برایش آمده که معجزه آسا. راه ارتباط ما چیه؟ پس دو قسمت شد یکی این شد که هستیم. یک وقتی در کاظمین بود یک طلبه سیدی آمد دید یک فروشنده ای آنجا خانم ها و دختران دهات عراق می آیند شیر و ماست و پنیر و این چیزها می فروشند، گفت به این مضمون که این ماست خوبی است؟ گفت بله حق الولایه، قسم به ولایت که این درست است. این سید گفت تو از آن عمق دهات که آمدی این ولایت را قسم می دهی این ولایت را از کجا فهمیدی که چنین حقیقتی است. یک جواب ساده داد که سید را جذب کرد تا آخر که بعد رفتند با هم ازدواج کردند، شد از بانوان حرم. گفت از کجا می دانی؟ گفت این جاذبه ای که در دل من انداخته هیچ کسی به من نگفته، دلم رفته به سمت مولی، این جاذبه ای که در عمق دلم جا دارد معلوم است که یک حقیقتی است که این جاذبه را انداخته در عمق دلم. عجب حرفی زدی، اهل کجایی و احوالپرسی تا شد از بانوان حرم. چه کاری کنیم که ارتباط مان بیشتر باشد؟ بسیار ساده، یک زمینه و یک عمل. زمینه اش به واجبات و محرمات پایبند باشیم. خود مولی گفته است علامت شیعیان «لا تنال ولایتنا الا بالورع» ورع هم شب نمازی و روزه داری نیست، واجبات و محرمات است. نماز شب خیلی خوب است و طلبه بدون نمازشب به جایی نمی رسد. اگر یک جایی واجبات و محرمات بالا و پایین شد فورا تا هفت ساعت نگذشته توبه کنید تا اثر وضعی اش به جا نگذارید. توبه هم یک توبه استغفار و قصد ندامت و قصد جدی برای ترک آن گناه و صد تا صلوات که پاک می کند. این زمینه ارتباط است، خود ارتباط هفتگی یا روزانه زیارت امین الله بخوانیم. «السلام علیک یا امین الله فی ارضه و حجته علی عباده السلام علیک یا امیرالمومنین اشهد انک قد اقمت الصلاه و جاهدت فی الله حق جهاده»، چرا این ارتباط را برقرار می کنیم؟ اعتقاد داریم روح حی و حاضر است ارتباط مخصوصا با روح امام که انسان کامل است ارتباط برقرار کنیم راحت تر است ارتباط برقرار کردن با روح خود مولی راحت تر است. ارتباط با روح یک مرجع می شود پیدا کنیم همین سال گذشته بود که یک سوال علمی را و اشکال طلبگی داشتم به رأی و نظر و امام خمینی خواب دیدم از خودشان سوال کردم آمدم برایتان گفتم. با روح امام معصوم که بسیار ساده است. این زیارت امین الله را بخوانید «اشهد انک تسمع کلامی و ترد جوابی» جواب سلام واجب است می گویید، جواب سلام را شک نکنید که می دهد. اگر از سلامی که دادید و تمام شد یک لذتی بردید ان شاء الله در عالم معنی جواب برایتان داده شده، جواب سلام قطعی است به روح تان جوابش می رسد. این را ادامه بدهید هر روز سلام به آقا، آقا که می شنود و عنایت هم قطعا می کند. این زیارت امین الله را هر روز بخوانید و بعد آن برنامه هایی که گفتم انجام بدهید. مولی علی برای ما که مولای ماست مولای طریقت و شریعت و سلوک و تربیت ماست. مولی علی غیر از مقام جنگ کسی خشونت از او ندیده. رفتار طلبه که طلبه شدید یکی از اوصاف ذاتی تان خشونت حذف شود. دو طلبه در بین خودشان دعوا و درگیری می کنند صحت سلب دارد. با مردم هم طلب دعوای عامیانه نمی کند وظیفه اش را می گوید جدی هم می گوید نرم و با اخلاق. در هر صورت مطلب از این قرار است که طلبه که شدید علاوه بر آداب و سنن دیگر خشونت تمام شد. خشونت با زن و بچه هم نداشته باشید، تذکر بدهید به شان حرف هایی اگر می شود باهاش جدی هم بگویید خشونت دیگر وجود ندارد. فقط آنچه هست لیّنیت است «قولوا قولا لیّنا». این سیاست پیامبر و سیاست امیرالمومنین و سبک طلبگی و روحانی است.


BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo