< فهرست دروس

درس خارج فقه استاد سید کاظم مصطفوی

95/10/08

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: تفسیر آیه 48 سوره اعراف درباره ولایت امیرالمومنین و اهل بیت

آیه 48 سوره اعراف: «وَنَادَى أَصْحَابُ الأَعْرَافِ رِجَالًا يَعْرِفُونَهُمْ بِسِيمَاهُمْ قَالُواْ مَا أَغْنَى عَنكُمْ جَمْعُكُمْ وَمَا كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ» آیه قبلی آن آیه 46: «وَبَيْنَهُمَا حِجَابٌ وَعَلَى الأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلاًّ بِسِيمَاهُمْ وَنَادَوْاْ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَن سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ».

 

ترجمه

ترجمه: «وَبَيْنَهُمَا» با توجه به دو دسته بهشتی و دوزخی که در آیه قبل آمده است «بینهما» یعنی بین این دو دسته یک حجابی است و یک منطقه ای است که بین این دو طائفه قرار دارد. حجاب و پرده یعنی یک قسمت جایی که بین این دوزخیان و بهشتیان است. «وَعَلَى الأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلاًّ بِسِيمَاهُمْ» اعراف چه باشد؟ اینجا نشان می دهد که اعراف هم یک قسمت از مکانی است که در آن مکان شریف مردانی هستند که در آیه می فرماید: «بینهما حجاب» که بین بهشتی ها و دوزخی ها، «و علی الاعراف» مکانی که بین بهشتی ها و دوزخی هاست. در این مکان «رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلاًّ بِسِيمَاهُمْ» مردانی هستند که شناخته می شوند همه آن به چهره ها و سیماهایشان. «وَنَادَوْاْ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَن سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ» و صدا بزنند این مردان الهی اصحاب بهشت را که درود بر شما. «لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ» خود آن مردان آنجا هستند داخل بهشت نمی شوند آنجا کار دارند صاحب اند کسانی نیستند که در آرزوی بهشت باشند کسانی که بر بهشت حاکم اند. آنجا هستند اصحاب خودشان را به طرف بهشت هدایت می کنند. «وَهُمْ يَطْمَعُونَ» و آن مومنین و اصحاب بهشت در طمع بهشت اند. گفته بودیم که مقرّبین درگاه الهی یعنی معصومین آرزوی بهشت اند و بهشت آرزوی ابرار است. ابرار بهشتی ها هستند که بهشت را آرزو می کنند مقربین ائمه اطهارند که آرزوی بهشت اند. بهشت می گویند شما بیایید، آنها آرزویشان بهشت نیست. ولی مومنین آرزویشان بهشت است. در یک جمله ابرار بهشت آرزو می کنند و بهشت مقربین آرزو می کنند. بهشت آرزوی ابرار اما مقربین آرزوی بهشت. «لم یدخلوها و هم یطمعون» آن مردانی که آنجا هستند که «سیماهم فی وجوههم» آنجا هستند و آن مومنانی که خدا برایشان بهشت داده آنها دیگر آرزوی بهشت می کنند. آن حرفی که اهل معرفت گفته بود ریشه اش اینجا بود معرفت صحیح آن است که از قرآن گرفته شود. که مقرّبین آرزوی بهشت است و ابرار بهشت آرزو می کنند.

 

مراجعه به تفسیر که اعراف چیست و رجال کیانند؟

این آیه را ترجمه اش را گفتیم الان باید به تفسیر مراجعه کنیم که این اعراف کیست و این رجال «یعرفون کلا بسیماهم»؟ در کتاب تفسیر قمی می فرماید: عن برید عجلی که برید عجلی از اصحاب اجماع است عن ابی عبدالله علیه السلام «قال الاعراف مکان بین الجنه و النار و الرجال الائمه صلوات الله علیهم یقفون علی الاعراف مع شیعتهم و قد سیق المومنون الی الجنه بلا حساب فیقول الائمه لشیعتهم من اصحاب الذنوب انظروا الی اخوانکم فی الجنه قد سبقوا الیها بلا حساب» آن شیعیانی که گناه نکرده اند به سمت بهشت می روند بلا حساب. و آنها مصداق قول خدای متعال است «سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ». این یک گوشه ای از تبری را هم دقت کنید «ثم قال انظروا الی اعدائکم فی النار و هو قوله تعالی وَإِذَا صُرِفَتْ أَبْصَارُهُمْ تِلْقَاء أَصْحَابِ النَّارِ».[1] آیه را از تفسیر علی بن ابراهیم قمی دیدیم که منظور از اعراف جایی است و به قول معروف قدمگاه ائمه است. آنها آنجا هستند و شیعیان خودشان را سرپرستی و هدایت می کنند. در یک نقل معرفتی از یک عارفی که من شخصا از ایشان بدون واسطه دو تا کرامت دیده ام از باب معرفتی آن عارف به این حقیر می گفت که روز قیامت که می شود کسانی که در نجف مدفون اند و کسانی که در کربلا مدفون اند فرق دارند. آنهایی که در نجف مدفون اند در یک جایگاه بلندی قرار می گیرند تماشا می کنند، می بینند صحنه به چه صورت است بهشتی ها چگونه بهشتی هستند صحرای قیامت چه وضعی دارد. آنجا می بیند که مولی در چه حالی است. کل مردم امیرالمومنین را می بینند. همه مردم تماشا می کنند و می بینند. آنهایی که بین نجفی ها و کربلایی ها یک فرق وجود دارد نجفی ها در یک جایگاهی هستند بلند و مرتفع می بینند. کربلایی ها جایی هست که قیامت می شود مستقیم می روند بهشت و زمینه ندارند که نگاه بکنند. فرق بین نجف و کربلا این قدر است.

 

سوال:

پاسخ: در عالم برزخ معروف این است که در برزخ شفاعت نیست و این ورود بهشت خود قیامت است. برزخ ورود به بهشتی نیست یک عالمی هست و یک حساب و کتاب موقتی دارد و جایگاه خوبی هم دارد خوبان ولی شفاعت گفته شده است معروف این است که شفاعت آنجا نیست ولی ما یک خبرهایی داریم که شفاعت آنجا هم هست. عنایت مولی کم نمی آورد. ما یکی از بچه های یزدی بود از دوستان خیلی نزدیک ما بسیار آدم خوبی، پدرش از دنیا رفت در یک مکاشفه ای برایش آمد که تا به قبر گذاشتند که مردم که رفتند آن موقع روح مورد جدایی کامل از جسم روح در یک عالمی ورای این دنیا که رسید مدتی با جسم ارتباط دارد. انسان که بمیرد خودش جسد خودش را می بیند روی همان جسد خودش همین جور حرکت می کند تا قبر. و قبر که رسید دفن که شد مطلب که تمام شد روح جدا می شود روح که جدا شد یک مدتی ممکن است احتمال برگشت وجود دارد که آن موارد نادری است برگشتند بعضی ها خبرهایی هم آوردند که آن از نظر پزشکی می گویید حالت کما. دو ماه سه ماه بعضی ها می مانند دانشمندان خارجی یک عادتی دارند که از قضایای جزئی واقعی استفاده می کنند. و شما هم این نکته را تذکر می دهم خودتان در زندگی خودتان نکته های جزئی خوب و لطیفی که برخوردید فورا یادداشت کنید. این بهترین مجموعه می شود در آخر سر. و دقیق یادداشت کنید با خصوصیات. ما یک طرحی داریم اگر بشود ان شاء الله در بین طلبه ها هر کسی که طلبه شده است مخصوصا از نظر درس و بحث کمی هم آمده باشد بالا . اینها حداقل موردی را عنایت را دیده، عنایتی که به اصطلاح خارجی ها می شود تجربه دینی و به اصطلاح ما می شود عنایت خارق العاده. از کسی هم شخصا شنیدید این را یادداشت کنید. یک مجموعه خیلی گرانقدر می شود بسیار مفید. و یک آقایی کتابی نوشته خارجی است، کتاب نوشته است کسانی که از دنیا رفتند در حالت کما بودند بعد از مدتی اگر برگشتند زنده شدند از آن ها معلومات گرفت. معلوماتی که گرفته این است که تمام این افراد بلا استثناء گفته اند که ما وقتی که از قالب تن آمدیم بیرون آزاد شدیم آزادی که یدرک و لا یوصف. باید آدم ببیند به زبان نمی شود. فردی است اسم آن نویسنده هم هست مایکل کوک کتابی هم که نوشته است اسم کتاب هم زندگی پس از زندگی. در آن کتاب تحقیق میدانی کرده است تحقیق میدانی یعنی تجربه های واقعی جزئی خارجی که می شود نمونه برداری. تحقیق انجام داده یک مطلب را مسلم اعلام کرده که تمامی این افراد تجربی که برگشتند گفته اند ما از قالب تن که آمدیم بیرون آزاد شدیم. آزادی طوری ملموس بوده که بعضی ها یا حداقل یک نفر خودکشی کرد گفت اینجا جای زندگی نیست، آنجا از تن که جدا بشوی آزاد می شوی. یک آزادی چند لحظه ای یا چند ساعتی یا موقتی هست. یک آزادی موقتی برای همه هست. ولی بعد از آن آزادی موقت آن مرحله بعدی برسد دیگر از آنجا دیگر برنمی گردد. تا این آزادی موقت که از همان حالت کما هست امکان برگشت وجود دارد. مثلا صدمه مغزی که از نظر علمی امکان ندارد ولی دانشمندان علوم پزشکی هم می گویند یک قاعده دارند می گویند هیچ قاعده علمی نیست که تبصره نداشته باشد. حتی مرگ مغزی هم اعلام می کنند اگر برگردد بعدش قصه ها دارد. یک آقایی هست قمی است تجربه میدانی حدود دو سه ماه رفته کما. آدم خالص و مخلصی است و از مدیران حج هم هست. این آمده قصه های خیلی شیرینی دارد شنیدنی است. تعاریفی و قصه هایی که ما از دور می گفتیم که بهشت چه می شود و چه وضعیتی دارد او از نزدیک نقل می کند. روایت را بخوانیم بحث از اعراف بود که اعراف برزخ نیست یک مرحله ای از قیامت است که آنجا جای پا و قدمگاه ائمه است.

 

سوال:

پاسخ: اینها روز قیامت باید در صحنه قیامت باشند اگر هستند در بهشت ابدی نیستند در آسایش اند که بهشت موقت اند و روز قیامت ورود و استقرار قطعی شان صورت می گیرد. بهشت اصلی وارد می شوند. بهشت اصلی روز قیامت است. روایتی از تفسیر عیاشی بخوانم از امام باقر علیه السلام «سألته عن قول الله تعالی و علی الاعراف رجالا یعرفون» امام باقر سلام الله تعالی علیه در انتهای این حدیث در جواب از سوال نسبت به این آیه که این رجال کیانند؟ آقا فرمود «فنحن اولئک الرجال الذین یعرفون کلاً بسیماهم».[2] این یک مطلب دیگری دارد ائمه در بین مردم روز قیامت که روز نهایت هست در اختفاء نیست در صورت علن است. در صورت علن که باشد چهره معصوم نشان می دهد. خود نور است جلوه حق تعالی است. دیگر آنجا مثل این دنیا نیست که یک حالت خاصی داشته باشد که کسی به خدمت آقا مشرف هم بشود و نشناسد. آنجا که روز نهایت است و روز انتهای کار مردم که به سیمای ائمه نگاه می کنند می شناسند که اینها علیّ بشر کیف بشر ربه فیه تجلی و ظهر، سیما نشان می دهد. و منظور از این رجال هم ائمه هستند. در حدیث دیگر هم هست از سلمان آمده است که پیامبر فرمود برای امیرالمومنین «اکثر من عشر مرات» بیش از ده بار به علی علیه السلام فرمود: «یا علی و الاوصیاء من بعدک بین الجنه و النار لا یدخل الجنه الا من عرفکم و عرفتموه و لا یدخل النار الا من انکرکم و انکرتموه» حدیث دوم هم به همین مضمون از امام باقر آمده است «لا یدخل الجنه الا من عرفهم و عرفوه و لا یدخل النار الا من انکرهم و انکروه». معرفت اهل بیت حرف اصلی و نکته اصلی و معیار اصلی برای ورود بهشت است. چون معرفت اهل بیت معرفت دین است و معرفت حق است و معرفت نبوت است. و انکار اهل بیت انکار پیامبر اعظم و ارتداد است و جایش هم جهنم است. کسانی که با اهل بیت و ائمه باشند در این دنیا تا به عقبی و تا آخرت با علی است. کسانی که با علی علیه السلام در دنیاست تا آخرت هم و تا آنجا هم با علی است. در یک احتضار روح معتبری آمده است که خواستیم احضار بکنیم اما سید بن طاووس و بحر العلوم احضار نشدند خبر دادند ما در محضر مولایمان علی بن ابی طالبیم فرصتی برای پایین آمدن نداریم.


BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo