< فهرست دروس

درس تفسیراستاد مروارید

91/11/04

بسم الله الرحمن الرحیم

 آخرین آیه ای که در بحث روافع نکاح متعرض آن می شویم آیه مربوط به لعان است.
 سوره مبارکه نور آیه 9-6
 وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْواجَهُمْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ شُهَداءُ إِلَّا أَنْفُسُهُمْ فَشَهادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهاداتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ وَ الْخامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَيْهِ إِنْ كانَ مِنَ الْكاذِبِينَ وَ يَدْرَؤُا عَنْهَا الْعَذابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهاداتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْكاذِبِينَ وَ الْخامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَيْها إِنْ كانَ مِنَ الصَّادِقِينَ‌
 در آیات ما قبل این آیه شریفه، صحبت در ارتباط با کسانی است که قذف (متهم) می کنند زنهای مؤمنه را به زنا و لکن نمی توانند برای آن شاهد اقامه کنند. که حکم این حد قذف است [1] .
 به همین مناسبت باز در آیه ششم صحبت از رمی ازواج مطرح می گردد. به نسبه با خصوص ازواج اگر شخصی زوجه خود را متهم به زنا نماید حکم خاصی دارد که به منزله تخصیص حکم سابق است. زیرا آیه سابق اطلاق داشت و حکم قذف در خصوص هر شخصی که زن مؤمنه ای را (بدون چهار شاهد) متهم نماید جاری بود (چه همسر چه غیر همسر). اما در این آیه شریفه در خصوص ازواج یک مثبت دیگری را هم برای اثبات اتهام لازم است.
 در ارتباط با این آیه و شأن نزول آن روایت معتبری وجود دارد:
 مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ إِنَّ عَبَّاداً الْبَصْرِيَّ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع وَ أَنَا عِنْدَهُ حَاضِرٌ كَيْفَ يُلَاعِنُ الرَّجُلُ الْمَرْأَةَ فَقَالَ إِنَّ رَجُلًا [2] مِنَ الْمُسْلِمِينَ أَتَى رَسُولَ اللَّهِ ص فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَ رَأَيْتَ لَوْ أَنَّ رَجُلًا دَخَلَ مَنْزِلَهُ فَرَأَى مَعَ امْرَأَتِهِ رَجُلًا يُجَامِعُهَا مَا كَانَ يَصْنَعُ فَأَعْرَضَ عَنْهُ رَسُولُ اللَّهِ ص فَانْصَرَفَ الرَّجُلُ وَ كَانَ ذَلِكَ الرَّجُلُ هُوَ الَّذِي ابْتُلِيَ بِذَلِكَ مِنِ امْرَأَتِهِ قَالَ فَنَزَلَ الْوَحْيُ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْحُكْمِ فِيهَا قَالَ فَأَرْسَلَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِلَى ذَلِكَ الرَّجُلِ فَدَعَاهُ فَقَالَ أَنْتَ الَّذِي رَأَيْتَ مَعَ امْرَأَتِكَ رَجُلًا فَقَالَ نَعَمْ فَقَالَ لَهُ انْطَلِقْ فَأْتِنِي بِامْرَأَتِكَ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ أَنْزَلَ الْحُكْمَ فِيكَ وَ فِيهَا قَالَ فَأَحْضَرَهَا زَوْجُهَا فَوَقَّفَهَا رَسُولُ اللَّهِ ص وَ قَالَ لِلزَّوْجِ اشْهَدْ أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّكَ لَمِنَ الصَّادِقِينَ فِيمَا رَمَيْتَهَا بِهِ قَالَ فَشَهِدَ قَالَ ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَمْسِكْ وَ وَعَظَهُ ثُمَّ قَالَ اتَّقِ اللَّهَ فَإِنَّ لَعْنَةَ اللَّهِ شَدِيدَةٌ ثُمَّ قَالَ اشْهَدِ الْخَامِسَةَ أَنَّ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَيْكَ إِنْ كُنْتَ مِنَ الْكَاذِبِينَ قَالَ فَشَهِدَ فَأَمَرَ بِهِ فَنُحِّيَ ثُمَ‌ قَالَ ع لِلْمَرْأَةِ اشْهَدِي أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّ زَوْجَكِ لَمِنَ الْكَاذِبِينَ فِيمَا رَمَاكِ بِهِ قَالَ فَشَهِدَتْ ثُمَّ قَالَ لَهَا أَمْسِكِي فَوَعَظَهَا ثُمَّ قَالَ لَهَا اتَّقِي اللَّهَ فَإِنَّ غَضَبَ اللَّهِ شَدِيدٌ ثُمَّ قَالَ لَهَا اشْهَدِي الْخَامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَيْكِ إِنْ كَانَ زَوْجُكِ مِنَ الصَّادِقِينَ فِيمَا رَمَاكِ بِهِ قَالَ فَشَهِدَتْ قَالَ فَفَرَّقَ بَيْنَهُمَا وَ قَالَ لَهُمَا لَا تَجْتَمِعَا بِنِكَاحٍ أَبَداً بَعْدَ مَا تَلَاعَنْتُمَ [3]
 .
 حضرت صادق علیه السلام در ارتباط با کیفیت لعان چنین می فرمایند:
 شخصی خدمت پیامبر رسید و از حضرت در ارتباط با مردی سؤال نمود که همسرش را در حال گناه دیده، چه باید بکند؟
 حضرت از پاسخ اعراض نمودند. مرد هم برگشت.
 این شخص سائل خودش به این مشکله مبتلا گردیده بود.
 از جانب خدای متعال حکم این مسئله نازل گردید. حضرت در پی مرد فرستادند. وقتی خدمت حضرت رسید، حضرت از او سؤال نمودند آیا تو خودت به این مشکله دچار گردیده ای؟ عرض کرد بله یا رسول الله.
 فرمودند همسرت را حاضر کن. زوجه حاضر گردید.
 حضرت به زوج فرمودند چهار مرتبه خدا را (به صیغه خاص) شاهد بگیر که در این اتهامی که مطرح نموده ای صادق هستی. مرد چنین کرد...
 بعد یک بار هم از او خواستند که بگوید لعنت خدا بر من باشد اگر من کاذبم.
 مرد شهادت پنجم را هم اقرار نمود.
 حضرت به زوجه فرمودند چهار بار خدا را شاهد بگیر که زوج تو در این اتهامی که به تو زده است کاذب است. زن چنین کرد...
 بعد فرمودند یک بار هم شهادت بده که غضب خدا بر تو باشد اگر او صادق است. زن هم شهادت داد.
 بعد از این اتفاق حضرت حکم به جدایی ابدی بین آن دو را صادر فرمودند و فرمودند: با این تلاعن دیگر هیچ گاه نمی توانید با یکدیگر ازدواج نمایید.
 بر طبق این روایت اگر مرد پنج مرتبه شهادت داد و زن سکوت کرد قول مرد اثبات می گردد، اما اگر در مقابل زن هم پنج مرتبه شهادت داد، این تلاعن در حکم طلاق است و موجب حرمت ابدی ازدواج بین آن دو می گردد.
 بنابراین شهادت مرد موجب می گردد که حد قذف بر او جاری نگردد و حد زنا بر زوجه جاری گردد(وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْواجَهُمْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ شُهَداءُ إِلَّا أَنْفُسُهُمْ فَشَهادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهاداتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ وَ الْخامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَيْهِ إِنْ كانَ مِنَ الْكاذِبِينَ)
 الا اینکه باز پنج شهادت زن موجب می گردد حد زنا از او برداشته شود (وَ يَدْرَؤُا عَنْهَا الْعَذابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهاداتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْكاذِبِينَ وَ الْخامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَيْها إِنْ كانَ مِنَ الصَّادِقِينَ‌).
 برای لعان شرائطی ذکر گردیده از جمله: زوج باید ادعای مشاهده نماید.
 دیگر اینکه زوجه باید مدخوله باشد. اما در اینکه عقد باید دائم باشد یا متعه فیه اختلاف که نوعاً فقهاء قائل به این هستند که باید دائم باشد.
 شرط دیگر اینکه زوجه مشهور به زنا نباشد. که اگر زوجه شهرت بر زنا داشته باشد لعان موضوعیت ندارد. (لعان در دو مورد صادق است یکی در قذف و دیگری در نفی ولد).


[1] وَ الَّذينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانينَ جَلْدَةً وَ لا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهادَةً أَبَداً وَ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ (4)
[2] در روایات عامه نام شخص مورد نظر هم برده شده.
[3] وسائل‌الشيعة ج : 22 ص : 407

BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo