< فهرست دروس

درس خارج فقه آیت الله مرتضوی

کتاب الحج

91/07/15

بسم الله الرحمن الرحیم

 موضوع: نیت مبهم
 تحرير الوسيلة، ج‌1، ص: 414«مسألة 5 لو نوى كحج فلان فان علم أن حجه لما ذا صح‌ و الا، فالأوجه البطلان»
 اگر حاجی بگوید من همان چیزی را نیت می کنم که فلانی نیت کرده است:
 اولا: این مساله قدیما و حدیثا مطرح شده است کما اینکه در کتب عامه و خاصه آمده است کما فی الجواهر ج 18 ص 210 و مغنی ج 3 ص 127 م2299
 ثانیا: این مساله در کتب، ذیل صحت احرام مبهم و عدم صحت آن ذکر شده است.
 ثالثا: در این مساله 4 قول بلکه 5 قول می باشد.
 رابعا: این مساله ذات صورت اربعه می باشد.
 صورت اول:
 علم به آنچه دیگری نیت کرده است دارد مثلا زید می داند که عمرو محرم به احرام حج تمتع شده است و می گوید محرم می شوم به آنچه عمرو محرم شده است.
 در این فرض تقریبا همه حکم به صحت کرده است کما عن سیدنا الاستاذ رحمة الله علیه.
 دلیل بر صحت واضح است زیرا در این فرض با این خصوصیات منوی مشخص و معین می باشد گویا گفته است من محرم می شود به احرام حج تمتع فقط به جای کلمه حج تمتع کلمه احرام عمرو را آورده است و در باب نیت، الفاظ خصوصیاتی ندارند نتیجه اینکه منوی در این صورت مبین است و مبهم نیست لذا صاحب جواهر رحمة الله علیه در ج 18 در ص 210 می فرمایند «بلاخلاف و لا اشکال لوجود المقتضی من النیة و التعیین و عدم المانع»
 مانع مفقود است بخاطر این که این کلمه یا همان معنا را می رساند یا لغو است و ضرر به جایی نمی زند لذا امام علیه السلام فرمودند: «بان الاضمار علیه احب الیّ»
 صورت دوم:
 مثلا زید می گوید محرم می شوم به احرم عمرو و عمرو هنوز احرام نشده است.
 در این صورت هم واضح است که این احرام باطل است فرقی هم نمی کند که بداند عمرو هنوز احرام نبسته است یا جاهل باشد.
 در این صورت جماعتی از خاصه مانند شیخ در مبسوط کما استحسنه فی المدارک و اکثر عامه قائل به صحت در این فرض شده اند ولی این صحت اساسی ندارد زیرا در خارج اصلا مثلی وجود ندارد که این فرد نیت آن را کرده باشد مگر اینکه نیت احرام را نیت خود احرام بدانیم نه نیت منوی که التبه این هم ناتمام است زیرا نفس احرام عمرو ایضا واقع نشده است که این فرد آن را نیت کند.
 فرض سوم:
 زید نمی داند عمرو احرام بسته است یا نه و می گوید من احرام می بندم به آن احرامی که عمرو به آن احرام بسته است.
 در این فرض هم باطل است زیرا اصل عدم احرام عمرو می باشد پس در این فرض هم عمرو احرام نبسته است اگر چه عدم احرم عمرو با اصل ثابت شده است.
 صورت چهارم: - علم به احرام غیر دارد اما منوی او را نمی داند-
 زید می داند عمرو احرامش را انجام داده است لکن نمی داند عمرو چه چیزی را نیت کرده است آیا نیت عمره مفرده کرده است یا عمره تمتع یا می داند که نیت حج کرده است ولی نمی داند که حج افراد نیت کرده است یا حج تمتع.
 این صورت خود فروضی دارد:
 فرض اول: الآن به احرام عمرو محرم می شود و قبل از طواف علم به نوع احرام عمرو پیدا می کند.
 فرض دوم: زید اساسا علم به احرام عمرو پیدا نمی کند مثل اینکه بعد از احرام، عمرو فوت کرده است یا غائب شده است.
 در صورت چهارم جماعتی می گویند اگر بعدا فهمید صحیح است و الا احرامش باطل است جماعتی می گویند مطلقا مخیر است و بعضی مانند شیخ می فرمایند بنابر تمتع می گذارد.
 اگر این سه نظریه اضافه به دو نظریه صورد قبلی شود در این مساله پنج قول خواهد بود.
 جماعتی در صورت چهارم چه فرض اول باشد یا دوم باشد می گویند این احرام باطل است.
 جماعتی از محققین منهم استادنا المحقق رحمة الله علیه می فرمایند این احرام مطلقا صحیح است کشف خلاف بشود یا نه
 فعلیه مهم ملاحظه این فرض یعنی صورت رابعه می باشد.
 کسانی که می گویند این احرام صحیح است به اموری استدلال کرده اند که اهم این امور چه در کلمات عامه و چه در کلمات خاصه دو روایت صحیحه می باشد که این دور وایت قبلا هم بیان شد که رسول خدا صلی الله علیه و آله از مدینه به حج قران محرم شد و امیرالمومنین علیه السلام در یمن بود و به مکه مشرف شدند حضرت به امیر المومنین فرمودند قصد چه احرامی کرده اید حضرت فرمودند همان قصدی که شما کرده اید.
 اگر احرام امیر المومنین صحیح باشد که صحیح است باید احرام در فرض چهارم هم صحیح باشد.
 وسائل الشيعة، ج‌11، ص: 215«...وَ أَنْتَ يَا عَلِيُّ بِمَا أَهْلَلْتَ قَالَ قُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِهْلَالًا كَإِهْلَالِ النَّبِيِّ ص فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص كُنْ عَلَى إِحْرَامِكَ مِثْلِي وَ أَنْتَ شَرِيكِي فِي هَدْيِي‌....»
 در مغنی ج 3 ص 127 در مغنی همین مضمون را نسبت به ابوموسی اشعری نقل می کند که حضرت بعد از نزول حج تمتع به اصحابش فرمود من چون سوق هدی کردم نمی توانم عدول کنم اما هر کسی که حج افراد نیت کرده است عدول به حج تمتع کند ابو موسی آمد و حضرت به او فرمودند شما چه نیت کرده اید گفت که من همان را که شما نیت کرده اید نیت کرده ام.
 قویا این این روایت جعلی می باشد زیرا در روایت امیرالمومنین مزیتی برای حضرت نقل شده است که رسول اکرم صلی الله علیه و آله حضرت را در هدی خود شریک کردند و خود با دست مبارکشان هدی حضرت امیرالمومنین علیه السلام را ذبح کرده اند و این فضائل را نوعا عامه برای خلفاء و بلکه برای ابوموسی و معاویه نقل می کنند.
 جواب این دو روایت واضح است زیرا این حکمی است که مخصوص امیر المومنین علیه السلام بوده است.
 اضف الی ذلک که روایت معنای دیگری دارد که با آن معنی بر صورت اول تطبیق می کند و سیاتی توضیحه انشاء الله.

BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo