< فهرست دروس

درس خارج فقه آیت الله مرتضوی

کتاب الحج

91/07/03

بسم الله الرحمن الرحیم

 موضوع: تعیین ممیزات حج
 تحرير الوسيلة، ج‌1، ص: 413«مسألة 2 يعتبر في النية تعيين المنوي من الحج و العمرة، و أن الحج تمتع أو قران أو إفراد، و أنه لنفسه أو غيره، و أنه حجة الإسلام أو الحج النذري أو الندبي، فلو نوى من غير تعيين و أوكله إلى ما بعد ذلك بطل...»
 در این مساله به چهار مطلب اشاره می شود.
 مطلب اول: متعلق نیت و به عبارت دیگر منوی باید از چهار جهت مشخص شود جنسا، نوعا، وصفا و لنفسه او لغیره یعنی باید مشخص شود منوی حج است یا عمره است کما اینکه باید مشخص شود اگر حج است کدام یک از انواع حج می باشد آیا قران است یا افراد است یا تمتع کما اینکه باید در عمره هم مشخص شود که عمره مفرده است یا عمره تمتع است کما اینکه باید وصف آن مشخص باشد آیا حجة الاسلام است یا حج نذری است و باید مشخص کند برای خودش انجام می دهد یا برای غیرش و مجرد قصد حج کفایت نمی کند.
 در این مساله- تعیین و تمیز منوی دو قول می باشد:
 قول اول:
 اکثر محققین- منهم سیدنا الاستاذ و استادنا المحقق- می فرمایند مشخص بودن متعلق نیت، واجب است.
 قول دوم:
 شیخ طوسی و ابن حمزه و صاحب مهذب و صاحب کشف اللثام و علامه می گویند تمیز من حیث الجنس و من حیث النوع و من حیث الوصف از شرائط صحت نیت احرام نیست مثلا اگر اینگونه قصد کند که محرم می شوم و جنس را مشخص نکند اشکال ندارد یا جنس را مشخص کند و بگویید محرم می شود به احرام حج اما نوع آن را مشخص نکند و بعدا نوع را مشخص کند اشکال ندارد.
 نتیجه اینکه این بزرگواران می فرمایند تمیز المنوی و تعیین متعلق از شرائط صحت احرام نیست.
 ادله نظریه اول: برای این نظریه به چهار دلیل اشاره می شود.
 دلیل اول:
  • جملة من الرویات
 وسائل الشيعة، ج‌12، ص: 348 باب 21 ح 1«قُلْتُ لِأَبِي إِبْرَاهِيمَ ع إِنَّ أَصْحَابَنَا يَخْتَلِفُونَ فِي وَجْهَيْنِ مِنَ الْحَجِّ يَقُولُ بَعْضٌ أَحْرِمْ بِالْحَجِّ مُفْرِداً فَإِذَا طُفْتَ بِالْبَيْتِ- وَ سَعَيْتَ بَيْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ فَأَحِلَّ وَ اجْعَلْهَا عُمْرَةً وَ بَعْضُهُمْ يَقُولُ أَحْرِم‌ وَ انْوِ الْمُتْعَةَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ أَيُّ هَذَيْنِ أَحَبُّ إِلَيْكَ قَالَ انْوِ الْمُتْعَة»
 المصدر ص 352باب 22 ح 4 «قَالَ قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى ع كَيْفَ أَصْنَعُ إِذَا أَرَدْتُ أَنْ أَتَمَتَّعَ فَقَالَ لَبِّ بِالْحَجِّ وَ انْوِ الْمُتْعَة...»
 به نظر ما این روایات دلالت بر مدعی دارد لذا صاحب جواهر ج 18 ص 201 و صاحب ریاض ج 6 ص 208 و نراقی ج 11 ص 282 و ص 258 و مرحوم خونساری در جامع ج 3 ص 380 این روایات را ذکر کرده اند.
 اینکه مرحوم آقای حکیم و آقای خوئی این روایات را ذکر نکرده اند یا از این باب است که حکم علی القاعده است یا از این باب است که روایات اخص از مدعی است زیرا روایات فقط قصد جنس و نوع را بیان کرده است و در قصد نوع هم فقط حج تمتع را بیان کرده است اما قصد عمره مفرده را بیان نکرده است.
 مرحوم آقای خونساری به این روایات اشکال کرده است که این روایات به قرینه سیاق در مقام بیان مستحبات و بیان ادعیه می باشند.
 و فیه: روایاتی که ما ذکر کردیم نه تعدد بیان مستحبات در آنها وجود دارد(تا ادعای وحدت سیاق شود) و نه در مقام بیان ادعیه می باشند.
 نتیجه اینکه اشکال مهم این روایات این است که این روایات اخص از مدعی می باشند.
 دلیل دوم:
 آنچه که از ادله استفاده می شود این است که جمیع این خصوصیات در متعلق امر آمده است و جزء مامور به می باشد مثلا از روایات استفاده می شود که بر نائی حج تمتع واجب است پس همانطور که حج متعلق امر است تمتع هم دخیل در موضوع و جزء متعلق امر می باشد و دخالت در موضوع دارد و لازمه اشتغال یقینی فراغ یقینی است لذا باید این ممیزات هم قصد شوند تا یقین به فراغ حاصل شود.
 دلیل سوم: حج تمتع و افراد و عمره مفرده یا عمره تمتع همه از عناوین قصدیه می باشند و امتثال عناوین قصدیه نیاز به قصد آنها دارد.
 طبق این دلیل ولو اشتراک هم نباشد مثل اینکه فرد می خواهد نماز مغرب بخواند باید آن را قصد کند ولو مثل نماز ظهر و عصر مشترک هم نیست.
 دلیل چهارم: و هو المهم
 احرام مشترک بین جمیع اقسام حج می باشد و جامع بین کل می باشد زیرا همه اجناس و انواع حج نیاز به احرام دارند و حجی نیست که احرام نداشته باشد وقتی که مشترک بود فقط با نیت است که می توان آن را از بقیه مشترکاتش جدا کرد.
 این بحث در قرائت نماز هم مطرح شده است که در بسم الله الرحمن الرحیم باید قبل از قرائت نیت کند که این جزء کدام سوره می باشد و علتش این است که بسمله مشترک بین 114 سوره می باشد و راهی برای تعیین آن و جزء سوره منوی قرار گرفتنش نیست مگر اینکه قبل از قرائت، بسمله را به نیت سوره ای بخواند که قصد خواندن آن سوره را دارد.
 نتیجه بحث: ما افاد سیدنا الاستاذ از تعیین خصوصیات جنسیه و نوعیه و وصفیه تمام است بخاطر دلیل چهارم و سه دلیل دیگر موید می باشند زیرا بعضی از موارد را که بقیه ادله شامل نمی شوند دلیل چهارم آنها را شامل می شود.

BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo