< فهرست دروس

درس خارج فقه استاد مقتدایی

94/08/11

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: كتاب الخمس (مورد مصرف خمس مال حلال مخلوط به حرام)

گفتیم اگر مالی مخلوط به حرام شد خمس آن واجب است و مسئله‌ای اتفاقی است.

بحث جدید این است که اگر بنا شد خمس این مال خارج شود مصرف این خمس کجاست آیا همان است که در آیه شریفه «واعلموا أنما غنمتم من شیئ فان لله خمسه»[1] آمده است یا مصرف دیگری دارد؟ در مسأله اقوالی است.

قول اول: همانندی با مورد مصرف دیگر موارد خمس:

مرحوم امام در ذیل همین « السابع» می‌فرمایند «و مصرف هذا الخمس كمصرف غيره على الأصح.»[2] بنا بر قول أصح مصرف خمس اخراج شده از مال حلال مخلوط به حرام مثل بقیه موارد خمس است.

مرحوم سید در عروه همین مبنی را قبول دارد و می‌فرماید «و مصرفه مصرف سائر أقسام الخمس على الأقوى»[3] علی الأقوی مصرف خمس مال حلال مخلوط به حرام مثل مورد مصرف خمس بقیه چیزهائی است که خمس آنها اخراج می‌شود.

مرحوم شیخ در رساله خمس این قول را نسبت می‌دهد به مشهور و می‌فرماید: «و ظاهرها كظاهر الرواية الاولى، بل صريحها إرادة الخمس المصطلح، كما هو المشهور»[4] بعد در ادامه برای اینکه نشان دهد مسأله از مشهور بالاتر است می‌فرماید «بل نسبه في البيان[5] إلى ظاهر الأصحاب،»[6] بلکه مرحوم شهید در بیان این قول را به ظاهر اصحاب (امامیه) نسبت داده است. «و في الحدائق نسبته إلى جمهور الأصحاب.»[7] البته صاحب حدائق این قول را به جمهور اصحاب نسبت داده است.

نتیجه: بیانات در قول اول نشان می‌دهد این مسأله تقریبا نزدیک به اتفاق است.

قول دوم: همانندی با مصرف صدقه برای مطلق فقراء:

صاحب مدارک می‌فرماید صدقه است و باید به فقرا داده شود و مثل بقیه موارد مجهول المالک است که از طرف مالک باید صدقه بدهد. روایات متعدد هم دارد در باب خودش (مال مجهول المالک) آمده است بهترین راه رساندن به مالک؛ صدقه دادن از طرف مالک است.

قول سوم: تخییر؛ مرحوم آقارضا همدانی می‌فرمایند مخیر است که خمس بدهد به سادات یا صدقه بدهد.

مستند(قول اول) قول مشهور: دلیلشان روایت عمار است که خواندیم و مرور می‌کنیم.

«مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ فِي الْخِصَالِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى[8] عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مَرْوَانَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَاعَبْدِاللَّهِ(ع) يَقُولُ فِيمَا يُخْرَجُ مِنَ الْمَعَادِنِ وَ الْبَحْرِ وَ الْغَنِيمَةِ وَ الْحَلَالِ الْمُخْتَلِطِ بِالْحَرَامِ إِذَا لَمْ يُعْرَفْ صَاحِبُهُ وَ الْكُنُوزِ الْخُمُسُ.»[9]

عماربن مروان می‌گوید از حضرت امام صادق(ع) شنیدم که می‌فرمود همه آنچه که از معدن، دریا، حلال مخلوط به حرام که صاحبش معلوم نباشد و گنج بدست می‌آید؛ خمس دارد. ملاحظه می‌فرمائید مال حلال مخلوط به حرام؛ موردی در ردیف بقیه موارد خمس قرار داده شده است. آیا می‌شود که در بقیه موارد مورد مصرف مشخص شده باشد ولی در این مورد مشخص نشده باشد یا یک مورد را صریحا قرآن بیان کند و دیگر موارد را هم فقها به آن ملحق کنند و یک مورد را هم بگویند خمسش صدقه است.؟ پس این روایت نه تنها ظهور دارد بلکه صریح در این معنی است که مورد مصرف خمس همه یکی است و روایت هم از نظر سند معتبر است.

بررسی یک روایت معارض: در مقابل روایت دیگری از سکونی داریم می‌گوید یک پنجم مال حلال مخلوط به حرام صدقه است.

«مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ(ع) قَالَ: أَتَى رَجُلٌ أَمِيرَالْمُؤْمِنِينَ(ع) فَقَالَ إِنِّي كَسَبْتُ مَالًا أَغْمَضْتُ فِي مَطَالِبِهِ[10] حَلَالًا وَ حَرَاماً وَ قَدْ أَرَدْتُ التَّوْبَةَ وَ لَا أَدْرِي الْحَلَالَ مِنْهُ وَ[11] الْحَرَامَ وَ قَدِ اخْتَلَطَ عَلَيَّ فَقَالَ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ(ع) تَصَدَّقْ[12] بِخُمُسِ مَالِكَ فَإِنَّ‌اللَّهَ[13] رَضِيَ مِنَ الْأَشْيَاءِ بِالْخُمُسِ وَ سَائِرُ الْمَالِ[14] لَكَ حَلَالٌ.»[15] [16] شخصی به حضور امیرالمومنین(ع) رسید و گفت در کسب و کارم اغماض کردم و به راه حلال و حرام توجه نکردم؛ حالا می‌خواهم توبه کنم اما حلال و حرام آن را هم نمی‌شناسم امام فرمودند خمس مالت را صدقه بده یعنی یک پنجم این را صدقه بده. و خداوند در خیلی از موارد به خمس راضی می‌شود و بقیه مال برایت حلال می‌شود.

گفته‌اند اولا: ظهور صدقه این است که باید به فقراء داده شود. ثانیا: خمس اینجا کسر مشاء است. یعنی یک پنجم نه خمس اصطلاحی را صدقه بده از این عبارت استظهار کردند که مصرف خمس صدقه است و باید به فقرا داده شود.

مرحوم صاحب مدارک هم به این روایت تمسک می‌کند و تأیید می‌آورد به آن روایاتی که در رابطه با مجهول المالک است که می‌گویند اگر مالی پیدا کردی و تفحص کردی و مالک پیدا نشد روایات می‌گوید صدقه بده.

توجیه روایت معارض: ولی این را به چند وجه جواب می‌دهند.

توجیه اول: مرحوم آقارضا همدانی از شیخ انصاری نقل می‌کند که لفظ صدقه بر خمس هم در روایات کثیره اطلاق شده و احتمال دارد که یکی از موارد در همین‌جا باشد که از خمس به صدقه تعبیر شده است.

مناقشه در توجیه اول: مرحوم خوئی می‌فرماید در مجموع روایات حتی یک روایت که از خمس به صدقه تعبیر کرده باشد نیافتیم.

ضمن اینکه باید توجه داشت که «خذ من آمواله صدقه» هم مربوط به زکات است و مصرف آن هم مشخص است که فرمود «إنما الصدقات للفقرا و المساکین.»

پس نمی‌توانیم بگوییم مراد از صدقه خمس است.

توجیه دوم: گفته‌اند؛ این صدقه یعنی مطلق آنچه در راه خدا به قصد قربت داده می‌شود که هم شامل خمس می‌شود هم زکات و هم صدقات دیگر را شامل می‌شود. و از این صدقه یک عنوان جامعی استفاده می‌کنیم که خمس را هم شامل می‌شود؛ پس این لفظ دارای ظهوری می‌شود که همان معنای عرفی آن است که به فقرا داده می‌شود نه به سادات.

سلمنا؛ اگر بگوئید این را قبول نداریم که صدقه در یک معنای جامعی استعمال شود.

می‌گوئیم صدقه ظهور در معنای عرفی کمک در راه خدا است و اینجا هم فرمود تصدق. در این صورت معارض می‌شود با روایت عمار که می‌گفت در آن مال حلال مخلوط به حرام خمس واجب است و اگر تعارض کرد باید ببینیم کدام اقوی است.

راه جمع بین روایت عمار وروایت سکونی: (ترجیح ظهور اقوی)

روایت عمار را گفتیم کالصریح و ظهوری قوی دارد که همان خمس در بقیه موارد خمس در این مورد هفتم هم مراد است.

و ظهور روایت سکونی ظهور در صدقه است و ظهور آن در مقابل ظهور روایت عمار کمتر است.

و یک قرینه هم از خود روایت استفاده می‌کنیم به اینکه در ذیل روایت سکونی امام فرمود «فان الله قد رضی من الاشیاء بالخمس» خداوند از اموال به خمس آن راضی شده است و بدیهی است غیر از همین مواردی که در آیه شریفه «واعلمو أنما غنمتم» آمده است موارد دیگری نداریم که گفته باشد باید خمس بدهی و راضی به خمس شده است در روایت سکونی هم امام فرمود تصدق به خمس مال چون خداوند به پرداخت خمس راضی شده است می‌خواهد بگوید این مورد هم از مصادیق مواردی است که خداوند به خمس راضی شد. مواردی که خداوند از مال راضی می‌شود در همین موارد قبلی وجوب خمس است که خداوند فرموده یک پنجم آن را بده و بقیه برای خودت باشد پس این هم از آن موارد است. لذا مرحوم امام فرمودند: «الاصح» و مرحوم سید فرمودند «الاقوی» این است که مصرف خمس مال حلال مخلوط به حرام همان مصرف خمس مصطلح است.


[5] البیان، شهید اول، ص348.
[8] في المصدر- أحمد بن محمد بن عيسى.
[10] في الفقيه- طلبه (هامش المخطوط).
[11] في الفقيه- و لا، و في التهذيب- الحلال من الحرام (هامش المخطوط).
[12] في الفقيه- أخرج (هامش المخطوط).
[13] في الفقيه زيادة- قد (هامش المخطوط).
[14] في الفقيه زيادة- كله (هامش المخطوط).

BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo