< فهرست دروس

درس خارج فقه آیت الله مکارم

کتاب الحج

93/02/31

بسم الله الرحمن الرحیم

بحث اخلاقی:
امام حسن عسکری علیه السلام می فرماید: مِنَ الْجَهْلِ الضَّحِكُ مِنْ غَيْرِ عَجَبٍ[1]
یعنی یکی از نشانه های نادانی خنده ی بیجا است.
اسلام برای همه ی زندگی برنامه ی جامعی ارائه داده است و حتی برای خنده و تبسم نیز برنامه دارد. این علامت جامعیت اسلام است و یکی از نشانه های ابدیت اسلام همین است.
در بعضی از روایات آمده است که تبسم بر صورت برادر مؤمن حسنه است:
عَنِ الْعِدَّةِ عَنِ الْبَرْقِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ الْكُوفَةِ يُكَنَّى أَبُو مُحَمَّدٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ تَبَسُّمُ الرَّجُلِ فِي وَجْهِ أَخِيهِ حَسَنَةٌ... [2]
این نشان می دهد که مسلمان نباید اخمو و تندخو باشد و نباید با این قیافه با مسلمان دیگر روبرو شود؛ مسلمان باید خوشرو باشد و اخلاقش جاذبه داشته باشد نه اینکه دافعه داشته باشد و افراد را از خود دور کند.
با این حال می بینیم که در مورد مسأله ی ضحک حد و مرزی وارد شده است به عنوان نمونه از امام علی علیه السلام می خوانیم:
بِإِسْنَادِ الْمُجَاشِعِيِّ عَنِ الصَّادِقِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ كَانَ ضَحِكُ النَّبِيِّ ص التَّبَسُّمَ...[3]
این یعنی رسول خدا (ص) ابهت خود را به تبسم که خنده ی بی صدا است حفظ می کرد و قهقهه نمی زد.
در روایات نیز آمده است که خوب نیست که انسان هنگام خنده قهقهه بزند زیرا ابهت انسان را کم می کند.
از جمله چیزهایی که نهی شده است خنده ی بیجا است زیرا خنده ی به سبب دیدن چیزهای عجیب است و معنی ندارد انسان از هر چیزی بخندد.

اما بحث فقهی: عدم دسترسی به قربانی تام
اگر در یک سال، گوسفند سالم برای قربانی یافت نشود آیا می توانیم در این حال که ضرورت است به ناقص اکتفاء کنیم؟
امام قدس سره در این فرع می فرماید:
ولو وجد الناقص غير الخصي فالأحوط الجمع بينه وبين التام في بقية ذي الحجة، وإن لم يمكن ففي العام القابل، والاحتياط التام الجمع بينهما وبين الصوم.[4]
امام قدس سره در این فرع به احتیاط واجب سختی روی می آورد و می فرماید: احوط این است که هم آن ناقص را قربانی کند و هم تا آخر ذی الحجه در مکه بمانیم و اگر یافتیم آن را نیز قربانی کنیم و اگر آن سال تا آخر ذی الحجه به دست نیامد، این کار را در سال بعد انجام دهیم.
بعد اضافه می کند که احتیاط تام (که باید دید وجوبی است یا استحبابی) علاوه بر کار فوق، به وظیفه ی ده روز روزه نیز عمل کنیم.

اقوال علماء: این مسأله را بسیاری متعرض نشده است و کمتر کسی فتوا داده است که هنگام ضرورت می توان به ناقص قناعت کرد. علت آن این است که روایت خاصی در این مورد وارد نشده است. مگر اینکه به روایات عامه تمسک کنیم (مانند کسی که حیوانی را خرید و ذبح کرد و بعد دید ناقص است و مانند آن.)

دلالت آیه ی قرآن:
خداوند در قرآن می فرماید: ﴿فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيامُ ثَلاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَ سَبْعَةٍ إِذا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كامِلَةٌ ذلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرام‌[5]
از عبارت (فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ) استفاده می شود که اگر تام یافت نشد به همان که دسترسی داشتیم می توان بسنده کرد.
همچنین در جلسه ی قبل گفتیم که بعضی از روایات این را به انواع مختلف حیوانات مانند شتر و گاو و گوسفند بودن تطبیق می داد ولی با این حال روایاتی بود که آن را به حالات حیوان مانند تام و ناقص تفسیر می کرد بنا بر این معنای آیه ی فوق این می شود که اگر دسترسی به تام نبود می توان به ناقص بسنده کرد.
با این حال چون روایات تصریح داشته قربانی باید تام باشد و ناقص مجزی نیست در مقابل آن دلیل قانع کننده ای که مخصص باشد در دست نیست.
با این حال چند قاعده وجود دارد که ممکن است بتوان به آنها تمسک کرد:
قاعده ی اضطرار: زیرا در روایت آمده است:
لَیسَ شَی‌ءٌ مِمَّا حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا وَ قَدْ أَحَلَّهُ لِمَنِ اضْطُرَّ إِلَیه‌[6]
بنا بر این کفایت به قربانی در حال اضطرار برای مضطر کافی است.
با این حال می گوییم: ظاهر قاعده ی اضطرار این است که این قاعده ناظر به احکام تکلیفیه است نه وضعیه مخصوصا که آیات اضطرار ناظر به اکل میته می باشد.
مثلا اگر کسی مضطر شده باشد در ماه رمضان آب و غذا بخورد این موجب نمی شود که حکم وضعی روزه که بطلان است هم از بین برود بلکه فقط اجازه ی اکل و شرب می دهد.
قاعده ی لا حرج: حرج به چیزی می گویند که سخت است هرچند فرد مضطر نباشد.
نقول: تمسک به این قاعده مشکل است زیرا لا حرج می گوید: وقتی یافتن حیوان تام سخت است لازم است آن را تهیه کرد و به دنبال آن بود ولی دیگر نمی گوید که با عدم دسترسی به حیوان تام، چه باید کرد آیا می توان به ناقص اکتفاء کرد یا اینکه باید روزه که بدل آن است را انجام داد.
قاعده ی میسور هم نمی تواند حکم وضعی که شرطیت است را بر دارد و اگر هم معسور را رفع کند بیان نمی کند که به جای آن باید چه کرد.
نتیجه اینکه ما می گوییم: اگر دسترسی به قربانی تام نیست باید به سراغ بدل رفت که صیام است. البته احتیاط امام قدس سره نیز خوب است ولی در حد احتیاط مستحبی نه وجوبی.

بقی هنا شیء: در شرایط فعلی چه باید کرد.
ما در مسأله ی قربانی سه مرحله را دیدیم:
یکی زمانی بود که حجاج خودشان به قربانگاه می رفتند و خودشان گوسفندها را بررسی کرده و انتخاب می کردند و قصابی را می دیدند و از او می خواستند تا حیوان را ذبح کنند و بعد بخشی را به فقیر می دادیم و گاه بخشی را خودمان می گرفتیم و چون به دلیل امر در آیه ی ﴿فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْبائِسَ الْفَقير[7] احتیاط وجوبی در این بود که بخشی را حاجی بخورد.
مرحله ی دوم زمانی بود که قربانی ها زیاد شده بود و قربانی را بعد از ذبح، رها می کردند و در کاروان ها هم وسیله ی این نبود که بخشی از قربانی را به سیخ بکشند و بخورند. بعد این قربانی ها متعفن می شد و دولت چاره ای اندیشید و آن اینکه اینها قربانی ها را دفن می کردند. بعد دیدند این هم کافی نیست در نتیجه کوره های بزرگی تعبیه کردند و لاشه های قربانی را می سوزاندند. اینجا بود که ما فتوای مخصوص را دادیم و گفتیم چنین قربانی ای در اسلام وجود ندارد زیرا مصداق بارز اسراف بود و هدر دادن این همه قربانی (حدود دو میلیون قربانی) در عقل و شرع جایز نبود. در نتیجه گفتیم که در این صورت، نمی توان در حج قربانی کرد و بر اساس روایاتی که اگر قربانی گیر نمی آید باید پول قربانی را کنار گذاشت و بعد قربانی کرد گفتی که در این شرایط هم وقتی به وطن خودش رسید باید قربانی کند.
مرحله ی سوم این بود که دولت عربستان ماشین های ذبح و کشتارگاه هایی را تعبیه کرد و گوشت خالص را به سردخانه منتقل کرد و بعد به نقاط دیگر جهان منتقل کنند. البته در این حال همچنان احشاء گوسفند و حتی جگر و مانند آن را دور می ریزند.

ان شاء الله در جلسه ی بعد این بحث را ادامه می دهیم.


BaharSound

www.baharsound.ir, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo