< فهرست دروس

درس خارج فقه آیت الله مکارم

کتاب الحج

92/10/24

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: وقوف در شب مشعر و رکنیت مسمای وقف در بین الطلوعین
بحث در مسائل مربوط به وقوف در مشعر است و به فرع سوم رسیده ایم و آن اینکه آیا علاوه بر وقوف بین الطلوعین آیا لازم است در شب مشعر هم وقوف کرد؟
مشهور و معروف این است که وقوف شب مشعر هم لازم است. هرچند برزگانی مانند علامه، محقق، نراقی و مانند ایشان مخالفت کردند.
به سرغ ادله ی وجوب رفتیم و دو دلیل را ذکر کردیم و اکنون به سراغ دلیل سومی می رویم:
دلیل سوم:
این روایت در واقع حاوی دو روایت صحیحه است زیرا معاویة بن عمار و حلبی آن را نقل کرده اند.
البت صدر این حدیث در باب هفت از ابواب مشعر نقل شده است و ذکر آن در باب ده و ما به صدر و ذیل هر دو احتیاج داریم
صدر حدیث این است:
مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ وَ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي حَدِيثٍ قَالَ وَ انْزِلْ بِبَطْنِ الْوَادِي عَنْ يَمِينِ الطَّرِيقِ قَرِيباً مِنَ الْمَشْعَرِ وَ يُسْتَحَبُّ لِلصَّرُورَةِ أَنْ يَقِفَ عَلَى الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ وَ يَطَأَهُ بِرِجْلِهِ[1]
یعنی صروره که کسی است که اولین بار به حج می رود مستحب است که بر روی مشعر الحرام برود. گفتیم مشعر در سابق به معنای کوهی بود که در مشعر بود که مستحب است صروره روی آن رود و آن را با پایش لمس کند.
این روایت تا اینجا ارتباطی به بحث ندارد ولی ذیل آن که در باب ده است با ضمیمه صدر، مرتبط می باشد.

مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ وَ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي حَدِيثٍ قَالَ وَ لَا تُجَاوِزُ الْحِيَاضَ لَيْلَةَ الْمُزْدَلِفَةِ.[2]
یعنی در شب مشعر از حیاض که آخر مشعر الحرام است تجاوز نکن. این عبارت نهی است و ظاهر آن حرمت خروج از مشعر است.
با این حال مرحوم نراقی که وجوب مبیت در شب مشعر را لازم نمی داند در دلالت این روایت که صاحب جواهر و دیگران به آن استدلال کرده اند شبهه کرده است. برای فهمیدن شبهه ی ایشان باید صدر روایت را هم به آن ضمیمه کرد. ایشان می فرماید: عبارت (و لا تجاوز) عطف بر (ان یقف) می باشد و معنایش چنین است: مستحب است که صروره بر روی کوه مشعر رود و از حیاض تجاوز نکند. بنا بر این عدم تجاوز از حیاض نیز مستحب می باشد.[3]
نقول: این احتمال، ضعیف است و ظاهر این است که عبارت (و لا تجاوز) جمله ای مستانفه می باشد.

دلیل چهارم: تمام روایاتی که در باب هفدهم آمده بود در این باب هفت روایت است که بجز روایت هفتم که ابهام دارد شش روایت دیگر بر مدعا دلالت می کند و آن اینکه خائف، زنان و بیماران می تواند شب از مشعر خارج شود. مفهوم آن این است که کسی که خائف نیست باید شب، در مشعر بماند:

مُحَمَّدُ بْنُ یعْقُوبَ عَنْ عَلِی بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیرٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ لَا بَأْسَ أَنْ یفِیضَ الرَّجُلُ بِلَیلٍ إِذَا کانَ خَائِفاً[4]
یعنی اگر خائف نباشد نباید شب از مشعر افاضه کند.

محمد بن یعقوب عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِی بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ سَعِیدٍ الْأَعْرَجِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع جُعِلْتُ فِدَاک مَعَنَا نِسَاءٌ فَأُفِیضُ بِهِنَّ بِلَیلٍ؟ (آیا آنها را شبانه از مشعر خارج کنیم. این نشان می دهد که می دانستند مردها باید بمانند) فَقَالَ نَعَمْ تُرِیدُ أَنْ تَصْنَعَ کمَا صَنَعَ رَسُولُ اللَّهِ ص قُلْتُ نَعَمْ قَالَ أَفِضْ بِهِنَّ بِلَیلٍ.[5]

همچنین است احادیث دیگر: [6] [7] [8] [9]
ان قلت: وقوف در شب مشعر برای این است که بتواند وقوف در بین الطلوعین را درک کنند بنا بر این وقوف در شب، از باب وجوب مقدمه واجب است.
قلت: اگر چنین باشد شب می توانست به منی رود و قبل از بین الطلوعین بر گردد. این نشان می دهد که خود شب موضوعیت دارد و وقوف در شب مشعر واجب مستقلی است.

بقی هنا شیء: بعضی مانند امام قدس سره تصریح کرده اند که شب نیّت وقوف می کند و بعد که صبح شد نیّت خود را تجدید می کند. یعنی دو واجب است که هر کدام احتیاج به نیّت مستقله ای دارد:
والأحوط وجوب الوقوف فيه بالنية الخالصة ليلة العيد بعد الإفاضة من عرفات إلى طلوع الفجر، ثم ينوي الوقوف بين الطلوعين،. [10]
نقول: ظاهر ادله این است که آنها دو واجب مستقل اند زیرا روایات بین الطلوعین ظهور در وجوب وقوف در آن زمان دارد و روایات لیل، هم دلالت بر واجب مستقل دیگری دارد. با این حال تجدید نیّت معنای شفافی ندارد زیرا ما نیّت را به معنای اخطار بالبال نمی دانیم یعنی لازم نیست نیّت را در ذهن مرور کند بلکه صرف داعی که در ذهن است کافی می باشد و احتیاج به تجدید نیّت ندارد. مانند کسی که می خواهد نماز ظهر و عصر را بخواند که همین مقدار که برای نماز اقدام می کند کافی است و لازم نیست در ذهن مرور کند که نماز ظهر واجب می خوانم قربة الی الله.
بله اگر نیّت به معنای اخطار بالبال باشد باید نیّت را در ذهن تجدید کند.

فرع ششم: این فرع از مسائل مهم است
امام قدس سره می فرماید: والركن هو الوقوف بين طلوع الفجر إلى طلوع الشمس بمقدار صدق مسمى الوقوف ولو دقيقة أو دقيقتين، فلو ترك الوقوف بين الطلوعين مطلقا بطل حجه بتفصيل يأتي. [11]
یعنی رکن حج، وقوف بین الطلوعین در مشعر است البته به مقدار مسمی که یک یا دو دقیقه بماند این رکن را به جا آورده است. (هرچند واجب است کل این مدت را وقوف کند) بنا بر این اگر کسی این وقوف را ترک کند حجش باطل است. (بعد خواهیم گفت که در روایات آمده است که کسی وقوف شب مشعر را درک کند هرچند اگر بین الطلوعین را درک نکند حجش باطل نیست.) به هر حال در تفصیل آینده که امام قدس سره بیان می کند این نکته ذکر شده است.

اقوال علماء: ظاهرا این مسأله متفق علیها است و هم اتفاق دارند که مسمای وقوف بین الطلوعین از رکن کفایت می کند.
صاحب ریاض می فرماید: الوقوف بالمشعر الحرام ركن عندنا فمن لم يقف به ليلاً ولا بعد الفجر عامداً بطل حجّه بإجماعنا بل هو أعظم من الوقوف بعرفة؛ لثبوته في نصّ الكتاب خلافاً للمحكي عن أكثر العامة.[12]
صاحب مستند می فرماید: المسألة الخامسة: من ترك الوقوف بالمشعر رأسا ليلا ونهارا عمدا بطل حجه إجماعا، له[13]
صاحب حدائق می فرماید: أما لو لم يقف بالمشعر ليلا ولا بعد الفجر عامدا، فالظاهر أنه لا خلاف بينهم في بطلان حجه.[14]
با این حال کلام صاحب جواهر در این مسأله مشوش است.
به هر حال همان گونه که از اقوال ایشان استفاده می شود کسی که هم وقوف در شب و هم بین الطلوعین را ترک کند حجش باطل است.




BaharSound

www.baharsound.ir, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo