< فهرست دروس

درس خارج فقه آیت الله مکارم

کتاب الحج

91/02/02

بسم الله الرحمن الرحیم

 موضوع: ازاله ی شعر در حال احرام
 بحث در شانزدهمین تروک احرام است که مسأله ی ازاله کرده مو از بدن برای محرم است.
 به فرع دوم رسیده ایم و آن اینکه محرم نمی تواند از بدن دیگری مویی ازاله کند. مثلا محرم نمی تواند به عنوان سلمانی، موی سر فرد دیگری را ازاله کند.
 گفتیم فی الجمله در مور این مسأله ادعای اجماع شده است. البته بعضی این مسأله را دو قسم کرده است و آن اینکه محرمی سر محرم دیگری را بتراشد یا اینکه محرمی سر فرد مُحِلی را بتراشد. از مرحوم شیخ نقل شده است که ایشان در مورد دوم قائل به تحرم نیست با این حال مشهور این است که محرم مطلقا نمی تواند موی دیگری را ازاله کند.
 
 دلالت روایت:
 باب 63 از ابواب تروک احرام.
 حدیث 1: مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَا يَأْخُذُ الْمُحْرِمُ مِنْ شَعْرِ الْحَلَالِ این روایت صحیحة است.
 جالب این است که حتی شیخ طوسی هم در کتاب تهذیب این روایت را نقل کرده است و بر این اساس صاحب وسائل در ذکر سند ایشان می فرماید: مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ مُعَاوِيَةَ مِثْلَهُ از رو چگونه می شود که شیخ طوسی این روایت را نقل کرده باشد و بعد فتوا به جواز داده باشد؟ شاید هنگام فتوای مذکور هنوز به این روایت دسترسی نداشته است.
 
 حدیث 2: مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ قَالَ قَالَ ع لَا يَأْخُذُ الْحَرَامُ مِنْ شَعْرِ الْحَلَالِ این ظاهرا همان حدیث قبل است که به صورت مرسلة نقل شده است.
 
 این مسأله صورت سومی هم دارد که غالبا متذکر آن نشده اند و آن این است که محل شعر محرمی را زائل کند. این خود بر دو قسم است: به اذن محرم است و گاه بدون اذن او می باشد.
 آنجا که مُحل سر محرمی را می تراشد، یقینا حرام است و قدر متیقن آیه ی سوره ی بقره نیز همین است: (وَ لا تَحْلِقُوا رُؤُسَكُمْ) زیرا معمولا کسی خودش موی سر خودش را نمی تراشد بلکه به دیگری اذن می دهد و او موی سرش را می تراشد.
 اما جایی که شخص مُحل سر مُحرمی را بدون اذن او بتراشد (مثلا در حال خواب بودن مُحرم سرش را بتراشد و یا گوشه ای از موی سر او را قیچی کند و یا به صورت اجبار مثلا برای بردن آن به زندان که سر فرد را می تراشند)
 این بحث در فروعات مشابه دیگر نیز جاری است مثلا محرمی خوابیده است و فرد دیگری به او عطر می زند و یا ناخن او را کوتاه می کند.
 در همه ی این موارد دلیلی بر حرمت وجود ندارد زیرا فرد محرم تکلیفی ندارد و فردی که این کار را هم انجام می دهد مُحل است.
 هدف شارع مقدس این است که محرم زینتی نباشد و فرد دیگر هم نباید این کار را در مورد محرم انجام دهد زیرا انجام این کار در مورد او خلاف غرض شارع است که باید از آن پرهیز شود و انجام آن ممنوع است. در فقه در موارد متعددی به خلاف غرض شارع بودن تمسک می شود و حکم به عدم جواز می شود. مثلا فردی وضو نمی گیرد و زمانی که وقت ضیق می شود مجبور به تیمم می شود. این تأخیر خلاف غرض شارع است و باید اجتناب شود.
 لا اقل در ما نحن فیه باید احتیاط شود و غیر محرم نباید این امور (تراشیدن، خوشبو کردن، پوشانیدن سر و امثال آن) را بدون اذن محرم در مورد او انجام دهد.
 
 سپس امام قدس سره به سراغ مسأله ی بعدی می رود که از فروعات مسأله ی ازاله ی مو می باشد ایشان در این مسأله به دو فرع اشاره می کند
 مسأله ی 28: لا بأس بازالة الشعر للضرورة کدفع القملة و ایذائه العین (مثلا گاهی در کنار پلک در داخل چشم مویی در می آید که باید کنده شود) و لا بسقوط الشعر حال الوضو او الغسل بلا قصد الازالة
 
 فرع اول این است که در زمان ضرورت می توان مو را ازاله کرد.
 ضرورت بر دو قسم است: گاهی خود مو موجب ایذاء است مانند مویی که در داخل پلک روییده است. گاه خود مو اذیت نمی کند بلکه در آن حشراتی وجود دارد که آنها موجب ایذاء می شوند. بعضی از علماء در وجوب کفاره بین این دو قسم فرق گذاشته اند هرچند ازاله در هر دو مورد از باب ضرورت می باشد.
 
 اقوال علماء:
 صاحب حدائق در ج 15 ص 512 می فرماید: الظاهر انه لا خلاف فی جوازه مع الضرورة
 علامه در تذکرة در ج 7 ص 349 می فرماید: لو حلق راسه لاذی لم یکن محرّما و لا تسقط الفدیة بنص القرآن
 صاحب جواهر نیز در ج 18 ص 378 در کلام جامعی می فرماید: نعم مع الضرورة من اذیة قَمل او قروح او صداع (سر درد) او حَرّ او غیر ذلک لا اثم بلا خلاف بل الاجماع بقسمیه علیه.
 
 حکم این مسأله بسیار واضح است. زیرا اولا قاعده ی ضرورت حکم به جواز می کند (ما من شیء حرمه الله الا احله لمن اضر به)
 اضافه بر آن، آیه ی 196 سوره ی بقره نص بر جواز است: (فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَ لا تَحْلِقُوا رُؤُسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَريضاً أَوْ بِهِ أَذىً مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُك‌)
 یعنی اگر محصور شدید مثلا بیمار شدید و نتوانستید حج را به جا آوردید یک قربانی به منی بفرستید و وقتی آن را ذبح کردند شما از احرام بیرون می آیید و سر را می توانید بتراشید.
 بعد می فرماید: کسی که مریض است یا در سرش مشکلی که موجب ایذاء می شود (مانند وجود حشرات موضوعی) در سرش به وجود آید. در این حال حلق رأس جایز است ولی باید فدیه بدهد که یا روزه است یا صدقه یا قربانی کردن گوسفند.
 اضف الی ذلک دلالة الروایات:
 باب 14 از ابواب بقیة کفارة الاحرام
 حدیث 1: مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ‌ عَبْدِ الرَّحْمَنِ يَعْنِي ابْنَ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَرَّ رَسُولُ اللَّهِ ص عَلَى كَعْبِ بْنِ عُجْرَةَ الْأَنْصَارِيِّ وَ الْقَمْلُ يَتَنَاثَرُ مِنْ رَأْسِهِ (از سرش می ریخت) فَقَالَ أَ تُؤْذِيكَ هَوَامُّكَ فَقَالَ نَعَمْ قَالَ فَأُنْزِلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَرِيضاً أَوْ بِهِ أَذىً مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَأَمَرَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص بِحَلْقِ رَأْسِهِ
 سپس در ذیل حدیث حکم کفاره بیان شده است.این روایت صحیحة است.
 
 حدیث 2: عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُذَافِرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى فِي كِتَابِهِ فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَرِيضاً أَوْ بِهِ أَذىً مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَمَنْ عَرَضَ لَهُ أَذًى أَوْ وَجَعٌ فَتَعَاطَى (انجام داد) مَا لَا يَنْبَغِي لِلْمُحْرِمِ‌ إِذَا كَانَ صَحِيحاً فَالصِّيَامُ ثَلَاثَةُ أَيَّامٍ ...
 حدیث 4: مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ قَالَ مَرَّ النَّبِيُّ ص عَلَى كَعْبِ بْنِ عُجْرَةَ الْأَنْصَارِيِّ وَ هُوَ مُحْرِمٌ وَ قَدْ أَكَلَ الْقَمْلُ رَأْسَهُ وَ حَاجِبَيْهِ (ابروها) وَ عَيْنَيْهِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَا كُنْتُ أَرَى أَنَّ الْأَمْرَ يَبْلُغُ مَا أَرَى (یعنی خیال نمی کردم کار به اینجا برسد) فَأَمَرَهُ فَنَسَكَ نُسُكاً لِحَلْقِ رَأْسِهِ (دستور داد سرش را بتراشد و نسکی هم به عنوان کفاره بدهد) لِقَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَرِيضاً أَوْ بِهِ أَذىً مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ ...
 این حدیث مرسله است.
 

BaharSound

www.baharsound.ir, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo