< فهرست دروس

درس خارج فقه حضرت آيت الله مکارم

86/10/11

بسم الله الرحمن الرحیم

50 ـ ادامه مسأله 54

بحث در فرع چهارم از مسأله 54 در اين بود كه استقرار حج در ذمّه انسان در چه زمانى است؟ به عبارت ديگر اين كه مى گوييم شرايط حاصل شود، شرايط تا چه زمانى حاصل شود كه صدق استقرار كند، تا بعد از وفات واجب باشد براى او حج بجا آورند؟

اقوال مختلف بود، بعضى مى گفتند همين اندازه كه شرايط استطاعت به اندازه احرام و داخل حرم شدن حاصل شود، كافى است و حج مستقر مى شود. بعضى تا زمان انجام اركان و بعضى تا روز دوازدهم ذى الحجّه و بعضى پايان همه اعمال را گفته بودند. مرحوم امام و صاحب عروه تا زمان برگشت به خانه را فرمودند.

قول هفتمى هم مرحوم نراقى از جمعى از بزرگان فقها نقل مى كند كه از همه اقوال وسيعتر است، به اين بيان كه به مجرّد حركت كاروانها اگر شخص استطاعت داشته باشد حج مستقر مى شود، پس خروج كاروانها در استقرار كافى است.

مرحوم آقاى حكيم در مستمسك اين قول را از مستند نقل مى كند. ما با مرحوم امام و صاحب عروه و محشين عروه موافقيم كه مطابق آن بايد شرايط از نظر سلامت بدن و داشتن پول و امنيّت راه تا موقع برگشتن باشد.

ادلّه:

1ـ اطلاقات ادلّه شرايط:

در مسأله روايت و آيه اى نداريم و ما هستيم ادلّه شرايط كه مى گويد كسى كه زاد و راحله، صحّت بدن و امنيّت طريق دارد حج بر او واجب است، اطلاقش به اين معنى است كه اينها تا آخر بايد باشد و اگر در تمام مدّت داراى شرايط بود و حج بجا نياورد و از دنيا رفت بايد براى او حج بجا آورند.

2ـ ظاهر آيه «وللّه على النّاس حجّ البيت من استطاع إليه سبيلا»:

بيان شد كه در روايات شرايط، مورد خاصّى نيست بلكه همان است كه آيه مى گويد (استطاعت عرفى) كه عرفا كسى قدرت زاد و راحله و امنيّت طريق و صحّت بدن را براى رفت و برگشت دارد حج بر او واجب است و اگر بداند كه در برگشتن شرايط را ندارد حج بر او واجب نيست، پس در رفتن و برگشتن بايد استطاعت باشد، بنابراين روايات مطلقه شرايط را هم اگر نمى داشتيم از خود آيه مى توانستيم اين معنا را بدست آوريم، چون استطاعت حقيقت شرعيّه ندارد بلكه معنى عرفى آن مراد است و عرفاً كسى استطاعت دارد كه در طول رفت و برگشت شرايط را داشته باشد.

روايت معارض:

يك روايت معارض داريم.

«عن بريد العجلي (صحيحه است) قال سألت أباجعفر(عليه السلام) عن رجل خرج حاجّاً ومعه جمل له ونفقة وزاد فمات في الطريق قال: إن كان صرورة ثم مات في الحرم فقد أجزأ عنه حجة الاسلام وإن كان مات وهو صرورة قبل أن يحرم جعل جمله وزاده ونفقته وما معه في حجّة الإسلام (حجّة الاسلام بر او واجب بود با اين كه سلامت بدن از بين رفته است) فإن فضل من ذلك شىء فهو للورثة (اوّل بايد حج بجاى آورند)»[1]

روايت بر خلاف چيزى است كه ما مى گوييم چون ما گفتيم بايد شرايط را تا آخر داشته باشد، در حالى كه در روايت مى گويد قبل از دخول حرم شرايط را از دست داده است.

اين روايت معرض عنهاى اصحاب است و به آن فتوا نداده اند و كسى قائل نيست كه حج بر چنين شخصى واجب است، به تعبير ديگر شهرت بر ضد اين روايت است، پس روايت اعتبار ندارد و نمى توانيم به آن عمل كنيم.

دليل ديگرى هم بر اين مسأله مى توان اقامه كرد كه روايتى است كه در باب صوم شهر رمضان وارد شده است.

« كيف تقضى عنها شيئاً لم يجعله الله عليها.»[2]

از اين روايت يك قاعده كلّى استخراج مى شود و آن اين كه قضا در جايى كه ادا لازم نبود واجب نيست و در ما نحن فيه روايت جايى را مى گويد كه ادا بر او واجب نيست، چون قبل از رسيدن به ميقات از دنيا رفته است.

مرحوم امام فرمود:

وامّا بالنسبة إلى مثل العقل فيكفي بقاءه إلى آخر الأعمال

چهار شرط عام (علم، بلوغ، عقل و اختيار) و چهار شرط خاص داشتيم: زاد و توشه و مركب، سلامت تن، امنيّت راه و رجوع به كفايت.

حال اگر شخصى هر چهار شرط را دارد ولى يكى از شرايط عامّه (مثلاً عقل) را از دست داده و بعد از انجام اعمال دور جنون آمده است ولى مى تواند برگردد; مرحوم امام به تبع مرحوم صاحب عروه مى فرمايد كه اين اشكالى ندارد، چون استطاعت به معنى واقعى حاصل است و عقل از شرايط اعمال است و آمد و رفت او با جنون هم ممكن است، پس اگر شرايطى مثل عقل را از دست بدهد، لطمه اى به صحّت حج نمى زند.

بقى هنا شىء:

مرحوم امام مى فرمايد:

ولو استقرّ عليه العمرة فقط أو الحج فقط (عمره به تنهايى و يا حج به تنهايى ممكن است واجب شود) كما فيمن وظيفته حج الإفراد أو القران ثم زالت استطاعته فكما مرّ يجب عليه بأىّ وجه تمكّن وإن مات يقضى عنه.

حج سه گونه است:

1ـ حج تمتّع كه عمره آن قبل است و هر دو يك عمل و يك واجب است.

2 و 3ـ حج قران و إفراد دو عمل است، يعنى ابتدا حج به طور مستقل و بعد عمره به طور مستقل و تفاوت قران و إفراد اين است كه در قران به همراه خودش قربانى مى آورد (سوق الهدى) ولى در إفراد قربانى ندارد.

كسانى كه فاصله محلّ سكوت آنها تا مكّه كمتر از 86 كيلومتر باشد، وظيفه آنها يا حج قران است و يا حج إفراد; پس اگر كسى فقط مى تواند حج بجاى آورد و يا به عكس فقط مى تواند عمره بجاى آورد و استطاعت براى يكى پيدا كرده است اگر بعد از آن از دنيا برود استقرار در اينجا به چيست؟ آيا استقرار براى حج به تنهايى است و يا عمره مفرده به تنهايى و يا همان چيزى كه در حج و عمره تمتع گفتيم؟

دليل:

آيا روايات، حج إفراد و حج قران را شامل است؟

ظاهر روايات ما در مورد آنهايى است كه از دور مى آيند و در مورد حج تمتّعى ها است و اينجاست كه مرحوم آقاى حكيم در مستمسك شبهه مى كند كه ما بتوانيم آن ادلّه را اينجا بياوريم و بعد مى فرمايد مگر اين كه اجماعى در كار باشد.

حال آيا ادلّه و رواياتى كه داشتيم و مى فرمود از مالش حج بجاى آورند، آيا حج قران و إفراد و عمره مفرده را شامل است؟ مرحوم آقاى حكيم ظاهراً اجماع را در اين مسأله مسلّم مى گيرد ولى ما مى گوييم الغاى خصوصيّت هم يك دليل است و فرقى نمى كند كه مستطيع به إفراد شده يا تمتع و عرف در اينجا الغاى خصوصيّت مى كند و بعيد نيست كه اجماع هم مستند به همين باشد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] ح 2، باب 26 از ابواب وجوب الحج وشرائطه.

[2] وسائل، ج 7، ح 12، باب 23 از ابواب احكام شهر رمضان

BaharSound

www.baharsound.ir, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo