< فهرست دروس

درس خارج فقه آیت‌الله مکارم

مبحث خیارات

84/02/18

بسم الله الرحمن الرحیم

103 ادامه حقّ دوّم زوج بر زوجه 18/2/ 84

يكى از شرايط قصر نماز اين است كه سفرِ معصيت نباشد و از جمله سفرهاى معصيتى، سفر زوجه بدون اذن زوج است ولى بعضى از فقها مخالفت كرده‌اند.

مرحوم صاحب جواهر[1] مى‌فرمايد: سفر زوجه بدون اذن

زوج، سفر حرام است اگر مصداق نشوز باشد، از اين عبارت معلوم مى‌شود كه خروج از منزل كه همه آن را حرام مى‌دانند و مسلّم است، ظاهرآ در جايى است كه خروج از منزل از باب نشوز باشد، بنابراين وقتى سفر بدون نشوز حرام نباشد خروج از منزل به طريق اولى حرام نخواهد بود.

در حواشى عروه مرحوم آية الله العظمى خويى در مورد سفر زوجه بدون اذن زوج مى‌فرمايد:

هذا إذا انطبق عليه عنوان النشوز و إلّا فالحكم بحرمة السفر فى غاية الإشكال.

پس اصل مسئله متزلزل مى‌شود يعنى اين كه آيا اين حرمتى كه براى خروج بدون اذن ذكر كرديم، حرمت مطلقه است يا حرمتى است كه مقيدّ به نشوز شود يا حرمتى كه مقيّد به فساد باشد؟ يعنى اگر خروج از منزل مستلزم فساد باشد حرام است، پس معلوم مى‌شود اجماع بر حرمت مطلقه نيست، چون همان گونه كه بيان شد عدّه‌اى با آن مخالفند، بنابراين مسئله به اين وضوح و روشنى نيست كه فقها به سادگى از آن گذشته‌اند.

روايات ديگرى در مورد حرمت خروج زن از منزل بدون اجازه :

در بحثهاى سابق درمورد حرمت خروج زن از منزل بدون اذن شوهر چهار روايت بيان شد، روايات متعدّد ديگرى هم داريم كه به پنج روايت ديگر هم در اين مسئله اشاره مى‌كنيم.

* ... عن الحسين بن زيد، عن الصادق، عن آبائه : عن النبى9 فى حديث المناهى(حديثى است كه در آن نهى هاى متعدّدى آمده است) قال: و نهى أن تخرج المرأة من بيتها بغير إذن زوجها (ممكن است بگوييم نهى در اين حديث ظهور در حرمت ندارد چون در اين حديث مكروهات هم ذكر شده ولى در ادامه دارد كه) فإن خرجت لعنها كل ملک فى السماء و كلّ شىء تمرّ عليه من الجنّ و الإنس حتّى ترجع إلى بيتها (اين لعن با اين شدّت تأكيد در حرمت است) و نهى أن تتزيّن لغير زوجها فإن فعلت كان حقّآ على الله عزّوجل أن يحرقها بالنّار ...[2] .

 

ذيل روايت به اين معناست كه اين زينت مقدّمه عمل نامشروع است و اين قرينه است بر اين كه در مورد خروج هم هر خروجى مراد نيست بلكه خروجى مراد است كه در آن احتمال فساد و فتنه بوده و مقدّمه روابط نامشروع است، به خصوص كه لعن به اين شدّت نمى‌تواند هر خروجى را شامل شود (مثلا براى خريد حوايج خانه).

* ... عن جعفر بن محمّد، عن آبائه : فى وصيّة النبى 9 لعلىّ7 قال: يا على ليس على النساء جمعة و لا جماعة ... و لا تخرج من بيت زوجها إلّا بإذنه فإن خرجت بغير إذنه لعنها الله عزّوجلّ و جبرئيل و ميكائل (لعن شديد در روايت ممكن است قرينه بر حرمت باشد)...[3] .

 

* ... عن محمّد بن على الرضا (امام جواد 7) عن آبائه : عن على7 و قال: دخلت أنا و فاطمة على رسول الله 9 فوجدته يبكى بكاءآ شديدآ فقلت له فداک أبى و أمّى يا رسول الله 9 ما الذى أبكاک فقال يا على ليلة أسرى بى إلى السماء رأيت نساءآ من أمّتى فى عذاب شديد پيامبر ناراحت شده و از علّت مجازات آنها سؤال مى‌فرمايد، و جبرئيل براى حضرت شرح مى‌فرمايد: ... و أمّا المعلّقة برجليها فإنّها كانت تخرج من بيتها بغير إذن زوجها (چنين عذاب شديدى دليل بر حرمت است) ...[4] .

 

* على بن جعفر فى كتابه (معناى اين تعبير اين است كه كتاب على بن جعفر نزد صاحب وسائل بوده و از آن كتاب نقل مى‌كند، پس روايت معتبر است) عن أخيه قال: سألته عن المرأة ألها أن تخرج بغير إذن زوجها؟ (اگر خروج بدون اذن به اين اندازه واضح بوده ديگر جايى براى اين سؤال نبوده است) قال: لا، و سألته عن المرأة ألها أن تصوم بغير اذن زوجها (روزه مستحب مراد است چون روزه واجب كه جاى سؤال ندارد) قال: لابأس (در حالى كه همه مى‌گفتند روزه مستحبّ اشكال دارد)[5] .

 

روايتى هم در منابع عامّه آمده است:

* عن عبدالله بن عمر قال: رأيت امرأة أتت إلى النبى و قالت: يا رسول الله 9 ما حقّ الزوج على زوجته قال: حقّه عليها أن لاتخرج من بيتها إلّا بإذنه فإن فعلت لعنها الله و ملائكة الرحمة و ملائكة الغضب حتّى تتوب أو ترجع[6] .

 

روايات ديگرى هم داريم كه مرحوم محدّث نورى در مستدرک الوسائل نقل كرده‌اند كه با همين مضامين است. در جامع الأحاديث هم اين احاديث جمع آورى شده است.

پس احاديث در اين مسئله متضافر و دلالت آن هم صريح است، به طورى كه حمل بر كراهت نمى‌شود، ولى اين سئوال پيش مى‌آيد كه آيا بايد به اطلاق اين احاديث عمل كنيم يا اين احاديث در مورد جايى است كه نشوز (سركشى در مقابل زوج) يا فتنه و فساد لازم بيايد يا اين كه بگوييم اين روايات براى زنان صدر اسلام است كه به زمان جاهليّت نزديك و جديد الاسلام بودند، بنابراين بعضى از رسوم جاهليّت در ميان آنها بود و براى كنترل آنها در روايات چنين فرموده‌اند، كه اگر چنين بگوييم اصل مسئله متزلزل شده و لوازم آن مثل نشوز و فتنه و فساد حرام مى‌شود و شاهد اين مسئله اين است كه غالب روايات لعن و نهى از زمان پيامبر 9 است.

به عنوان مثال در مورد نهى از ازدواج با اماء روايات متعدّدى داريم و دليل آن اين است كه در آن زمان اماء به سادگى روابط نامشروع بر قرار مى‌كردند و حتّى بعضى‌ها اماء خود را به اين اعمال وادار مى‌كردند و پول مى‌گرفتند، كه قرآن از آن نهى مى‌كند، پس اين نهى‌ها به خاطر اين است كه در آن زمان اين عمل به جهت جديد الاسلام بودن مبتلا به بوده و به همين جهت روايات متعددّ از آن نهى كرده است.

 


[1] .ج14، ص259.
[2] .ح5، باب117 از ابواب مقدّمات نكاح.
[3] . ح6، باب117 از ابواب مقدّمات نكاح.
[4] .ح7، باب117 از ابواب مقدّمات نكاح.
[5] . ح5، باب79 از ابواب مقدّمات نكاح.
[6] . الفقه الاسلامى و ادلّته، ج9، ص6851.

BaharSound

www.baharsound.ir, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo