< فهرست دروس

درس نکاح آیت‌الله مکارم

83/09/17

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع : ادامه مسئله 8

ادلّه:

به دو دليل تمسّك شده است:

1 ـ مقتضاى قاعده:

مقتضاى قاعده در صورت اوّل و دوّم بطلان است چون طرف عقد زن و شوهر هستند و پدر طرف عقد نبوده و اجنبى است و نمى‌تواند سهمى در اين معاقده داشته باشد پس قرار دادن سهمى براى او بيهوده و فاسد و باطل است، به عبارت ديگر مهر در مقابل بُضع است و به صاحب بضع تعلّق دارد و پدر در اين جا اجنبى است، و اذن ولى در باكره حقّى است كه بايد مصلحت او را در نظر بگيرد، نه اين كه چيزى از مهر را مطالبه كند (اجازه پدر حكم است نه حق).

و امّا صورت سوّم كه در آن، طرف معاقده زوج و زوجه هستند و زوجه مى‌گويد به خاطر من فلان مبلغ را به پدر من بده (مشترط مرأه و مشترط له أب) صحيح است؛ زيرا زوجه شرطى به نفع خودش كرده كه مورد آن شخص ثالث و شرط ضمن العقد است و از مهر نيست مانند داستان شعيب كه او زحمتى كه بر دوش دختران بود به دوش موسى گذاشت).

2ـ روايت :

در اين باب يك روايت صحيح داريم كه مشهور به آن فتوا داده‌اند.

... عن الوشّاء عن الرضا 7 قال: سمعته يقول لو أنّ رجلا تزوّج المرأة و جعل مهرها عشرين الفآ و جعل لأبيها عشرة آلاف كان المهر جائزآ و الذى جعله لأبيها فاسدآ[1] .

«وشّاء» لقبى است براى «حسن بن على بن زياد»، چون وشّاء از مادّه «وَشىْ» به معناى گل دوزى و زينت دادن به لباس است و شايد كار او همين بوده. اين شخص از بزرگان شيعه است و در رجال مى‌گويند: وجهٌ من وجوه اصحابنا و داستان عجيبى دارد.

اين شخص ابتدا واقفى بود (وقف على موسى بن جعفر 7) بعد شنيد كه امام رضا 7 بعد از حضرت موسى بن جعفر 7 آمده است خواست امام را امتحان كند. سؤالاتى پيچيده را بركاغذى نوشت و در آستينش قرار داد و به منزل امام رفت، ديد رفت آمد است، در كنارى ايستاد تا خلوت شود و سؤالات خود را بپرسد، در اين وقت غلامى آمد و پرسيد: ايّكم حسن بن على بن زياد، گفت: من هستم، نامه‌اى به دستش داد، ديد كه پاسخ تمام سؤالاتش در آن آمده است بى آن كه حضرت او را ببيند. از اينجا فهميد كه امام چه مقامى دارد و از آنجا از شيفتگان آن حضرت شد.

اين روايت معتبر است و اصحاب هم به آن عمل كرده‌اند و در مورد صورت اوّل است و از آن به خوبى استفاده مى‌شود كه عقد صحيح و مهر هم صحيح است ولى آنچه كه براى پدر قرار داده فاسد است و فساد آن به مهر و عقد سرايت نمى‌كند.

آيا صورت دوّم از اين حديث استفاده مى‌شود؟

اين صورت ظاهرآ داخل نيست، مگر اين كه بگوييم اطلاق شامل مى‌شود جايى را كه جزئى از مهر فاسد باشد و جايى را كه جداگانه چيزى را قرار دهد و اگر هم از اطلاق حديث صورت ثانيه را نفهميم على القاعده باطل است.

و امّا صورت سوّم داخل اين حديث نيست، چون «شرطت عليه أن يعطى أباها» نمى‌گويد بلكه «جعل لها شيئآ لأبيها» مى‌گويد و اين داخل در روايت نيست وصحيح است.


BaharSound

www.baharsound.ir, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo