< فهرست دروس

درس نکاح آیت‌الله مکارم

83/07/08

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع : ادامه مسئله 2

صورت دوّم :

اگر قبل از دادن مهر هر دو يا يكى از آن دو مسلمان شوند، نمى‌توانند خمر و خنزير را به عنوان مهر بدهند و بايد قيمت عند المستحلّين را بپردازند كه اقرب الأشياء به مهر است، چون مهرى بوده كه قبل از مسلمان شدنشان براى آنها ماليّت داشته در حالى كه مهرالمثل براى جايى است كه عقد خالى از مهر باشد.

صورت سوّم :

دفع مهر نكرده‌اند، ولى مهر عين خارجى است كه دو حالت دارد:

گاهى زوجه مسلمان نشده كه عين خارجى را بر مى‌دارد، چون براى او ماليّت دارد و گاهى هر دو و يا زوجه مسلمان شده كه در اين صورت عين خارجى هم باشد نمى‌تواند بردارد و بايد تبديل به قيمت شود، چون اقرب الأشياء نسبت به مهر است.

و امّا هناک روايتان :

دو روايت داريم كه يك روايت مؤيّد (فتواى مشهور) و ديگرى مخالف است :

و عنه، عن البرقى (احمد بن محمد بن خالد) و الحسين بن سعيد (اهوازى) عن القاسم بن محمدآ الجوهرى (ضعيف و مجهول الحال است) عن رومى بن زرارة (الشيبانى كه حديث كم دارد و ثقه است) عن عبيد بن زرارة (ثقه است) قال: قلت لأبى عبدالله 7 : النصرانىّ يتزوّج النصرانيّة على ثلاثين دنّآ (خُمره) خمرآ و ثلاثين خنزيرآ ثم أسلما بعد ذلک و لم يكن دخل بها، قال: ينظر كم قيمة الخنازير و كم قيمة الخمر و يرسل به إليها ثمّ يدخل عليها (ذيل يك حكم مستحبّى است و اشاره به سبك بودن مهر است) و هما على نكاحهما الاوّل.[1]

معناى روايت صحّت نكاح است و احتياج به تجديد صيغه ندارد و فقط در مورد مهر، قيمت را مى‌دهند و عمل مشهور هم جابر ضعف سند است.

... عن طلحة بن زيد (سند خوب است) عن أبى عبدالله 7 قال: سألته عن رجلين من أهل الذمّة أو من أهل الحرب تزوّج كل واحدٍ منهما إمرأة و مهرها خمر و خنازير ثمّ أسلما؟ قال: ذلک النكاح جايز حلال لايحرم من قبل الخمر و الخنازير و قال، إذا أسلما حرم عليهما أن يدفعا إليهما شيئآ من ذلک يعطياهما صداقهما[2] .

تعبير «صداقهما» بوى مهر المثل مى‌دهد، چون نمى‌گويد قيمت بدهند، پس اين عبارت شايد خالى از ظهور در مهر المثل نباشد، ولى با توجّه به صراحت روايت قبل «صداقهما» را تفسير به قيمت عند المستحلّين مى‌كنيم.


BaharSound

www.baharsound.ir, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo