< فهرست دروس

درس نکاح آیت‌الله مکارم

83/07/06

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع : ادامه مسئله 2

جواب از دليل اوّل:

از اين دليل دو جواب مى‌دهيم :

1 ـ جواب نقضى :

ما يك سلسله جواب‌هاى نقضى داريم و در اينجا پايه‌اى بنا مى‌گذاريم كه در باب معاملات با آن زياد سر و كار داريم :

1- شرط فاسد مفسد نيست، پس فساد شرط باعث فساد عقد نمى‌شود در حالى‌كه طرف مقابل به عقد راضى شده بود به شرط اين كه شرط موجود باشد.

2- معامله‌اى انجام شده بعد معيوب درآمده كه در اينجا حكم مى‌كنند معامله صحيح است، منتهى شخصى كه جنس معيوب به دستش رسيده خيار عيب دارد.

3- جنسى خريد و مغبون شد، در حالى‌كه حاضر نبود جنس گران بخرد ولى معامله صحيح است، منتهى خيار غبن دارد.

4- در بيع مايَمْلَك و مالا يَمْلَك؛ در مايَملَك معامله صحيح است و در مالايَمْلَك باطل است ولى خيار تبعّض الصفقه دارد، مثلا خانه‌اى فروخته كه نيمى از آن مال خودش است و نيم ديگر آن مال غير، مى‌گويند معامله در سه دانگ آن صحيح است در حالى‌كه مشترى خانه‌اى دربست و شش دانگ مى‌خواسته است.

5- بيع مايُمْلَك و ما لايُمْلَك (بيع گوسفند و خنزير)، بيع در ما يملك صحيح است و در ما لايملك صحيح نيست و خيار تبّعض صفقه دارد.

6- شرطى در معامله باشد و شخص مقابل تخلّف كند، معامله صحيح است و خيار تخلّف شرط دارد، در حالى‌كه به اين معامله راضى نبود.

اگر شما اين قيد و شرطها را در معاملات موجب فساد بدانيد و بگوييد وقتى شرط به هم خورد، مشروط هم به هم مى‌خورد، مشكلات زيادى در ابواب فقه پيدا مى‌شود.

2 ـ جواب حَلّى :

حلّ مسئله به اين است كه ما قبول داريم العقود تابعة للقصود ولى قصود شخصى ملاك نيست، بلكه قصود نوعىِ عقلايى مطرح است؛ وقتى تمام خانه‌اى را خريدى كه نصف آن مال شخص ديگرى بوده، عقد در نصفش صحيح است و عقلا اين را صحيح مى‌دانند و يا در ما نحن فيه عقدى كه با مهر فاسد انجام مى‌دهد عقلا آن را باطل نمى‌دانند، چون اركان آن زوج و زوجه است و مهرالمثل همان مقصود است با يك مقدار كمتر و چيزى مباين با مهر المسمّى نيست.

و إن شئت قلت : در اينجا در واقع تعدّد مطلوب است، عقد يك مطلوب و مهر مطلوب ديگرى است و يا بيع يك مطلوب و شرط مطلوب ديگر است، وقتى تعدّد مطلوب شد با بطلان يك مطلوب، مطلوب ديگر باطل نمى‌شود.

إن قلت : شايد كسى وحدت مطلوب در نظر داشته باشد يعنى بگويد من اين زن را با قيد اين مهر مى‌خواهم و يا خانه را به قيد شش دانگ بودنش مى‌خواهم و مطلوبم واحد است.

قلنا : وحدت و تعدّد مطلوب به ميل شخصى نيست، عقود، امور عقلايى است و در عرف عقلا بايد تعدّد يا وحدت مطلوب باشد و معيار، افراد و اشخاص نيستند؛ به عبارت ديگر عقود بر محور اراده اشخاص دور نمى‌زند، بلكه دائر مدار عرف عقلاست. در ما نحن فيه هم استدلال به العقود تابعة للقصود باطل است، چون قصود شخصى مراد نيست، بلكه قصود عقلا مراد است و به همين جهت است كه اگر يك جفت كفش بخرد كه يك لنگه آن براى بايع و لنگه ديگر براى ديگرى است عقلا نمى‌گويند در لنگه‌اى كه مالك است عقد صحيح است، چون در اينجا وحدت مطلوب است، بنابراين اصل معامله تابع قصد است و امّا ترتّب احكام بر آن، تابع قصد نيست بلكه عقلايى است.

جواب از دليل دوّم :

دليل دوّم قائلين به فساد عقد در صورت فساد مهر اين بود كه نكاح نوعى معاوضه است و لذا تعبير به «اجورهنّ» در آن شده است و يا در صيغه، از «باء مقابله» استفاده مى‌شود، پس معاوضه است، حال اگر در معاوضه احد العوضين فاسد باشد، معاوضه فاسد مى‌شود (ثمن يا مثمن، خمر يا خنزير باشد) و نكاح هم شبيه معاوضه است، پس باطل مى‌شود.

جواب : نكاح معاوضه نيست، بلكه به كنايه اسم معاوضه بر آن اطلاق شده است، به عنوان مثال در باب جواز نظر، روايات كثيره‌اى مى‌فرمود كه نظر كردن به محاسن مرأه جايز است چون يشتريها بأغلى الثمن، و گفتيم كه بيع حرّ جايز نيست، پس اين بيع كنايه است و تعبير اجور، هم كنايى است.

و ممّا يدلّ على ذلک، عقد بدون مهر به اجماع صحيح و در قرآن هم آمده است، در حالى‌كه معاوضه بدون عوض صحيح نيست، پس به يقين نكاح از باب معاوضه نيست، و هكذا در مورد تفويض (عقد مى‌كند و تعيين مهر را بر عهده زوجه و يا بر عهده زوج قرار مى‌دهد) اگر بنا بود نكاح معاوضه باشد، اين نكاح باطل بود چون جهل به عوضين در معاوضه مبطل است، پس اين دليل كه نكاح را مثل معاوضه دانستند هم ساقط شد.

جواب از دليل سوّم :

دليل سوّم اين بود كه روايات مى‌فرمود: «المهر ما تراضيا عليه الناس» و مهر المثل تراضى ندارد، پس مهرالمثل، مهر نيست.

جواب : مفهومى كه از روايات گرفته شده است در واقع مفهوم لقب است و مفهوم لقب حجّت نيست، پس اين روايات مفهومى ندارد كه بگويد مهرالمثل مهر نيست حال كه مهر نيست، پس نكاح بدون مهر و باطل است.

سلّمنا؛ چنين مفهومى داشته باشد، در اين صورت مى‌گوييم عامى است كه قابل تخصيص است و لذا در عقد بدون مهر تخصيص خورده است و قائل به مهرالمثل مى‌شويم.

 

BaharSound

www.baharsound.ir, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo