< فهرست دروس

درس خارج اصول استاد جزایری

95/11/17

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: المعلّق و المنجّز/ تعریف صاحب فصول و ایراد شیخ اعظم

بحث ما ابتدائا در وجوب مقدمه بود. سپس بالمناسبه در بحث تقسیمات واجب وارد شدیم. این بحث در واقع از مباحث ذی المقدمه است و نه مقدمه؛ اما از آن جهت که انقسامات ذی المقدمه، در بحث وجوب مقدمه مؤثّرند از آن‌ها نیز بحث می شود.

بحث دیگر در تقسیم واجب به معلق و منجز است. این انقسامی مخترع صاحب فصول است. در کفایه آمده « قال في الفصول : إنّه ينقسم باعتبار آخر إلى ما يتعلق وجوبه بالمكلف، ولا يتوقف حصوله على أمر غير مقدور له، كالمعرفة، ولْيُسمَّ منجّزاً». صاحب فصول فرموده: معلق و منجز دو قِسم از واجبِ مطلق هستند.

واجبی منجّز است که مشروط به امری غیر مقدور نباشد؛ برای مثال «معرفت» (که ظاهراً مراد معرفه الله است) را آورده اند که مشروط به هیچ شرط و زمانی نیست. انسان باید خداوند و اصول دین را شناخته و به آن‌ها معتقد باشد. لذا این واجب معلّق بر امری دیگر نیست.

«وإلى ما يتعلق وجوبه به، و يتوقف حصوله على أمر غير مقدور له، ولْيُسمَّ معلّقاً كالحج، فإن وجوبه يتعلق بالمكلف من أول زمن الاستطاعة، أو خروج الرفقة، ويتوقف فعله على مجيء وقته، وهو غير مقدور له». گاهی واجب مقیّد به یک قید غیر اختیاریست؛ مانند وقت و زمان که از تحت اختیار مکلف خارج است. مثلا در وجوب حج برخی قائل اند که زمان وجوب حج از زمان استطاعت است و برخی دیگر وجوب را از زمان خروج الرفقه[1] می دانند. در هر صورت خروج کاروان ممکن است سه ماه قبل از عرفات باشد، اما وجوب از سه ماه قبل می آید. پس واجب در حالی استقبالی و مربوط به آینده است که وجوب حالی است. الوجوب حالیٌّ و واجب استقبالیٌّ.

«والفرق بين هذا النوع وبين الواجب المشروط هو أن التوقف هناك للوجوب، وهنا للفعل. انتهى كلامه رفع مقامه» تفاوت میان واجب معلّق و واجب مشروط همین است. در واجب مشروط وجوب و نه واجب مشروط است و تا شرط حاصل نشود وجوب فعلیّت پیدا نمی‌کند. اما در واجب معلّق وجوب فعلیّت دارد، اما واجب معلّق و استقبالیست.[2]

رد شیخ انصاری بر صاحب فصول

شیخ انصاری این قسم واجب را نپذیرفته است.[3] آخوند می‌فرماید: منشأ کلام شیخ، اعتقاد ایشان است که قید را در واجب مشروط راجع به ماده و نه هیئت دانستند. واجب معلّقی که صاحب فصول فرمود، واجبیست که ماده در آن مقیّد است. لذا می‌گوییم: واجب معلّقِ صاحب فصول همان واجب مشروط در مبنای شیخ است. از همین جهت است که شیخ این واجب معلّق را عینِ واجبِ مشروطِ خود دیده و کلام صاحب فصول را رد می کند.

«أنكر على الفصول هذا التقسيم، ضرورة أن المعلّق بما فسره صاحب الفصول يكون من المشروط بما اختار له من المعنى على ذلك، كما هو واضح، حيث لا يكون حينئذ هناك معنى آخر معقول، كان هو المعلّق المقابل للمشروط»

جواب آخوند به شیخ

با توجه به همین مطلب آخوند به شیخ ایراد گرفته و می‌گوید: تعریفِ صاحب فصول از واجب معلّق ایرادی ندارد؛ بلکه تعریفِ شما از واجب مشروط غلط است. شما واجبِ مشروط را خراب کرده اید و الا به حسبِ واقع فرمایش صاحب فصول کاملا درست است؛ زیرا واجب مشروط واجبیست که وجوب آن مشروط به شرط باشد؛ به خلاف واجبِ معلّق که وجوب در آن مشروط نبوده، بلکه خودِ واجب و مادّه مشروط است.

«لا يخفى أن شيخنا العلامة -أعلى الله مقامه- حيث اختار في الواجب المشروط ذاك المعنى، وجعل الشرط لزوماً من قيود المادة ثبوتاً وإثباتاً» (ثبوتا به جهت تقسیمی که در رابطه با انقسامات ماده ارائه شد و اثباتا نیز به جهت استحاله تقیید هیئت به‌دلیل حرفی بودن معنا) «حيث ادعى امتناع كونه من قيود الهيئة كذلك، أيّ ثبوتاً وإثباتاً، على خلاف القواعد العربية وظاهر المشهور كما يشهد به ما تقدم آنفا عن البهائي» (شیخ بهائی فرمودند: ارجاع قید به هیئت مشهور است)

«ومن هنا انقدح إنّه (شیخ) في الحقيقة إنّما أنكر الواجب المشروط، بالمعنى الذي يكون هو ظاهر المشهور، والقواعد العربية، لا الواجب المعلّق بالتفسير المذكور» در حقیقت تفسیر شیخ از واجب مشروط صحیح نیست. چرا که اگر ایشان واجب مشروط را به درستی تفسیر می‌نمود، هر آینه قبول می کرد که واجب معلّق نیز وجود دارد.

پس آخوند تقسیم صاحب فصول را پذیرفته و ایراد شیخ را رد می‌نماید.[4]


[1] زمان حرکت کاروان(رففاء).
[3] مطارح الانظار، الشیخ مرتضی الانصاری، ج1، ص261.

BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo