< فهرست دروس

درس خارج اصول استاد جزایری

95/08/16

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع :اصولی بودن مسئله

رسیدیم به مسئله ی، اصولی یا فقهی یا کلامی بودن مقدمه واجب. در این مسئله اقوال و وجوهی مطرح است.

ملاک فقهی بودن مسئله

اگر بگوییم: محل بحث ما «وجوب المقدمه» است(یعنی موضوع مقدمه واجب و محمول وجوب باشد)، در این صورت مسئله فقهی می شود؛ زیرا مسئله ای فقهی است که محمول آن حکمی شرعی باشد.

منتهی بحث مقدمه واجب، قاعده فقهی است نه مسئله فقهیّه، چرا؟ زیرا قاعده فقهی هم کلی و هم قابل انطباق بر کلیّات زیاد و طبایع مختلفی است؛ مانند قاعده طهارت، قاعده «ما یُضمن بصحیحه یُضمن بفاسده» که قابل انطباق بر همه معاملات می باشند، به خلاف مسئله فقهی که کلی است ولی تنها قابل انطباق بر یک عنوان است، مانند وجوب نماز و روزه و امثال ذلک. بنابراین بحث مقدمه واجب قاعده فقهیّه بوده و قابل انطباق بر کلیبات زیادی است.

ملاک اصولی بودن مسئله

اما اگر عنوان بحث را «ملازمه» قرار دهیم، در این صورت در طرح مسئله باید بگوییم: آیا میان وجوب ذی المقدمه و وجوب مقدمه ملازمه وجود دارد یا خیر؟ اگر اینطور شد، دیگر بحث، فقهی نبوده و اصولی می شود. فقهی نیست زیرا محمول، حکم شرعی نمی باشد و اصولی می شود زیرا ضابطه بحث اصولی را دارد. ضابطه اصولی بودن بحث همانطور که قبلا بیان شد این است که واسطه در استنباط حکم شرعی باشد. ما نحن فیه هم همینطور است؛ زیرا ما از ملازمه وجوب مقدمه را کشف می کنیم. پس ملازمه برای ما واسطه است برای استنباط حکم شرعی.

بررسی قول به کلامی بودن مسئله

بعضی فرموده اند: مسئله کلامی است؛ زیرا بحثِ از وجود ملازمه بحثی عقلی بوده و مباحث عقلی مربوط به علم کلامند.

در پاسخ به ایشان می گوییم: عقلی بودن ملاک کلامی بودن بحث نبوده و اینگونه نیست که هر بحثِ عقلی، الزاماً کلامی باشد. مسئله کلامیّه مسئله ای است که از مبدأ و معاد بحث کند؛ از ذات و صفات الهی بحث کند. اما بحث مقدمه واجب چه ارتباطی با مبدا و معاد و ذات و صفات الهی دارد.

آیا مسئله مقدمه واجب از مبادی احکامیّه است؟

برخی فرموده اند: این بحث از مبادیِ احکامیّه است. در علم فقه یک دسته مبادی وجود دارد که به آنها مبادیِ احکامیّه می گویند. ما قبل از آنی که فقه بخوانیم، ابتدا باید این مبادی را یاد بگیریم، این مبادی خود چند دسته و قِسم دارند.

مثلاً یکی از مباحِث مبادی احکام این است که معنی و ماهیّت احکام فقهی را بدانیم؛ ماهیّتِ حرمت، وجوب و استحباب چیست. باید معنی و ماهیّت احکام فقهی را بفهمیم، این یک قسم از مبادی احکام.

یکی دیگر از مباحثِ مبادی احکام شناخت ویژگی های احکام است؛ مثلا در فقه می گویند: «الاحکام الشرعیّه بأسرها متضادّات» یعنی اینگونه نیست که وجوب و حرمت فقط تضاد داشته باشند؛ بلکه همه احکام با هم تضاد دارند، حتی وجوب و استحباب.

یکی دیگر از مباحثِ مبادی احکام، شناخت لوازم احکام است. مثلا می گوییم: «وجوب الشئ یقتضی النهی عن ضدِّه»، ملازمه میان وجوب شئ و حرمت ضدّ آن را جزء مبادی احکامیّه می دانند. همچنین بحث مقدمه واجب هم از این دسته است.

با این توضیح معلوم می شود، بحث مقدمه واجب نیز از مبادی احکام است؛ زیرا از یکی از لوازم و اقتضائات حکم بحث می کند. مرحوم محقق بروجردی این قول را پسندیده و وجوب مقدمه را از مبادی احکامیّه دانسته اند.[1]

 


BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo