< فهرست دروس

درس خارج اصول استاد موسوی جزایری

91/01/26

بسم الله الرحمن الرحیم

 موضوع: تنبیه دوم، عدم اعتبار یقین و شک تقدیری / تنبیهات استصحاب / استصحاب
 ظهور عناوین در فعلیت:
 آیا یقین و شک تقدیری نیز برای جریان استصحاب کافی است یا اینکه یقین و شک فقط باید فعلی باشند؟
 هر عنوانی که مأخوذ در دلیل باشد، قطعاً ظهور در فعلیت دارد. مثلاً «الخَمرُ حرامٌ» مربوط به خمر فعلی است. یا مثلاً دلیلی که دلالت بر نجاست ملاقی می کند، ملاقی بالفعل را شامل می شود نه شیئی که ملاقاتش با نجس، بر فرض اتفاق افتادن حادثه ای به وجود می آید. پس عناوین ظهور در فعلیت دارند و تا زمانی که فعلیت پیدا نکنند، منشأ آثار و احکام شرعیه نمی شوند. در ما نحن فیه نیز آن چیزی که در لسان دلیل آمده است، یقین و شک می باشد (لا تَنقُضِ الیَقینَ بِالشَّکِ، فَإنَّ الیَقینَ لایُنقَضُ بِالشَّکِ أبداً) که ظهور در یقین و شک فعلی دارند. لذا از آنجا که یقین و شک از فروع التفات هستند، انسان غافل، یقین و شک فعلی ندارد؛ چون التفات ضد غفلت است. پس نمی توان برای انسان غافل، بر فرض اینکه اگر التفات پیدا می کرد، یقین سابق و شک لاحق برایش حاصل می شد، استصحاب را جاری کرد. چون عنوانی که در دلیل آمده، ظهور در فعلیت دارد.
 عدم جریان استصحاب حدث در فرع اول:
 مرحوم شیخ(ره) و به تبع ایشان صاحب کفایه(ره) بر این تنبیه دو فرع را متفرع کرده اند. فرع اول اینکه شخصی محدث باشد فَغَفَلَ وَ صَلّی ثُمَّ بَعدَ الصَّلاة شَکَّ فِی أنَّه تَطَهَّرَ فِی حالِ الغَفلَة وَ صَلّی أم لا. چنین شکی بعد از نماز نسبت به وضو گرفتن در حال غفلت، امکان دارد. مثل وضوی تجدیدی که صحیح است و با غفلت از حدث نیز سازگار است چون التفات به حدث در آن زمان لازم نیست. در این فرض، نسبت به اعمال بعدی، استصحاب بقاء الحدث جاری می شود؛ چون یقین به حدث و شک در طهارت وجود دارد ولی نسبت به نمازی که خوانده شده، قاعدهﻯ فراغ جاری و حکم به صحت آن می شود. چون بعد از فراغ از عمل، شک می کند آیا نمازی که خوانده، در حال طهارت بوده یا در حال حدث. هرچند در این صورت، نتیجهﻯ استصحاب در حال التفات بعد از نماز، محدث بودن حین نماز و بطلان نماز است، لکن این استصحاب، محکوم قاعدهﻯ فراغ است؛ چون همیشه در جایی که انسان بعد از عمل، قاعدهﻯ فراغ را جاری می کند، یک استصحاب عدمی وجود دارد که بعد از عمل، حکم به فساد می کند و اگر بخواهیم به این استصحاب توجه کنیم، برای قاعدهﻯ فراغ هیچ موردی باقی نمی ماند. لذا قاعدهﻯ فراغ بر استصحاب بعد از عمل حکومت می کند.
 اما اگر فرضاً قبل از ورود در عمل، استصحاب حدث داشته باشیم و بدون اعتنا به آن وارد نماز شویم، بعد از اتمام نماز در صورت باقی بودن شک، نمی توان قاعدهﻯ فراغ را جاری کرد. چون حین انجام عمل، حجت شرعی بر بطلان آن داشته ایم. در حالی که قاعدهﻯ فراغ مربوط به جایی است که حجتی برخلاف نداشته باشیم و بعد از عمل، در صحت و بطلان آن عمل شک کنیم.
 ثمرهﻯ تقدیری بودن یقین و شک:
 بنابراین استصحاب بعد از عمل، محکوم قاعدهﻯ فراغ است ولی اگر استصحابی را قبل از عمل و همراه با عمل تصویر کنیم، قاعدهﻯ فراغ جاری نمی شود. تقریر استصحاب قبل از عمل نیز در صورتی است که وجود تقدیری یقین و شک را در جریان استصحاب، کافی بدانیم. چون قبل از نماز و در حال غفلت، یقین و شک بالفعل وجود نداشته ولی اگر ملتفت به حال خود می شد، یقین و شک پیدا می کرد. لذا ثمرهﻯ این بحث که یقین و شک تقدیری نیز کفایت می کند یا اینکه یقین و شک مانند سایر عناوین، ظهور در فعلیت دارند در اینجا ظاهر می شود. بدین صورت که اگر یقین و شک تقدیری (بر فرض التفات) را کافی دانستیم -هرچند التفاتی پیدا نکرده- استصحاب قبل از نماز جاری می شود. یعنی همراه با استصحاب حدث وارد نماز شده است و نوبت به قاعدهﻯ فراغ نمی رسد. در نتیجه نماز باطل است؛ ولی اگر یقین و شک فعلی را در جریان استصحاب لازم دانستیم، از آنجا که شک فعلی بعد از نماز حاصل می شود، قبل از نماز، استصحابی نداشته و بدون استصحاب وارد نماز شده است. لذا بعد از نماز قاعدهﻯ فراغ جاری می شود و اگر بخواهد استصحاب را بعد از نماز جاری کند، این استصحاب، محکوم قاعدهﻯ فراغ است. درنتیجه نماز صحیح است.
 اشکال محقق خوئی(ره) بر وجود ثمره در فرع اول:
  بر وجود ثمره در فرع اول، بعضی از اعلام از جمله محقق خوئی(ره) ایراد وارد کرده اند و گفته اند این ثمره تمام نیست. چراکه صحت و بطلان نماز، منشأ دیگری دارد و ربطی به جریان استصحاب قبل از عمل و عدم جریان آن ندارد. توضیح اینکه در قاعدهﻯ فراغ دو مبنا وجود دارد. اگر قاعدهﻯ فراغ را یک اصل عقلایی بدانیم، در ما نحن فیه مطلقاً قابل جریان نیست (چه قائل به جریان استصحاب تقدیری باشیم چه نباشیم) و بطلان نماز مستند به جریان استصحاب حدث بعد از نماز است. چون مقتضای این اصل عقلایی، أذکریت انسان حین العمل است. یعنی ولو بعد از عمل شک می کند نماز را صحیح انجام داده یا غافل بوده و جزئی از نماز را یادش رفته، ولی اصل این است که حین العمل، متذکر و بدون غفلت است و نمازش را صحیح انجام داده است. بنابراین اگر قاعدهﻯ فراغی که در ادلّه آمده نیز به همین معنی باشد (هُوَ حِینَ یَتَوَضَّؤ، أذکَرُ مِنهُ حِینَ یَشُک)، در ما نحن فیه که قطع به غفلت حین العمل داریم لکن شک در صحت و بطلان عمل، از جهت انجام صحیح عمل به صورت غافلانه و صدفتاً می باشد، قاعدهﻯ فراغ جاری نمی شود. بلکه فقط در صورتی که بعد از نماز، شک در غفلت یا عدم غفلت داشته باشیم، باید بنا را بر عدم غفلت بگذاریم.
 در این صورت برای تصحیح نمازی که یقین به غفلت در آن داریم، هیچ وجهی وجود ندارد و تنها چیزی که جایگزین قاعدهﻯ فراغ می شود، استصحاب بقاء حدث بعد از نماز که محکوم قاعدهﻯ فراغ است می باشد؛ چون قاعدهﻯ فراغ که بر آن حکومت دارد جاری نیست. لذا دلیل بطلان نماز، عدم جریان قاعدهﻯ فراغ و زنده شدن استصحاب حدث بعد از نماز است نه جریان استصحاب تقدیری حدث قبل از نماز. پس استصحاب تقدیری در این فرض، هیچگونه ثمره ای ندارد و بطلان نماز ربطی به آن ندارد.
 اما اگر قاعدهﻯ فراغ را یک اصل تعبدی بدانیم، در ما نحن فیه مطلقاً جاری می شود و اقتضای جریان آن نیز صحت نماز است. (چه قائل به جریان استصحاب تقدیری باشیم چه نباشیم). چون معنای قاعدهﻯ فراغ در این صورت عبارت است از «کُلَّما شَکَکتَ فِی شَیءٍ مِمّا قَد مَضی فَأمضِه کَما هُو». یعنی هر وقت انسان بعد از عمل، در صحت و بطلان عملش شک کند، تعبداً نباید به شک خود اعتنا کند مطلقاً، هرچند قطع به غفلت نیز داشته باشد. لذا به خاطر اینکه این شک، بعد از فراغ است، تعبداً به احتمال صحیح واقع شدنِ عمل به صورت صدفتاً اکتفا می کنیم و نماز محکوم به صحت است. در این صورت محقق خوئی(ره) می فرمایند حتی استصحاب تقدیری حدث قبل از نماز نیز (بر فرض جریان) جلوی قاعدهﻯ فراغ را نمی گیرد و قاعدهﻯ فراغ حاکم بر آن است. پس استصحاب تقدیری، در این فرض نیز هیچگونه ثمره ای ندارد و در هر صورت نماز صحیح است.
 لکن ما دلیل ایشان مبنی بر حکومت قاعدهﻯ فراغ بر استصحاب قبل از نماز را متوجه نمی شویم و هرچند استصحاب تقدیری را به دلیل تقدیری بودنِ شک و یقین در آن، جاری نمی دانیم ولی اگر گفتیم استصحاب تقدیری حدث، قبل از نماز جاری است و او مستصحب الحدث وارد نماز شده، شک بعد از نماز بی فایده است و قاعدهﻯ فراغ مطلقاً جاری نمی شود؛ چون با حجت بر بطلان وارد نماز شده است. اما آقای خوئی(ره) می فرمایند عَلی جَمیعِ التَّقادیر استصحاب تقدیری ثمره ندارد.
 والسلام

BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo