< فهرست دروس

درس خارج اصول استاد موسوی جزایری

91/01/08

بسم الله الرحمن الرحیم

 موضوع: تفصیل بین شک در وجود رافع و شک در رافعیت موجود / تفصیلات استصحاب / استصحاب
 بیان تفصیل بین شک در وجود رافع و شک در رافعیت موجود:
 این تفصیل را فاضل سبزواری(ره) مطرح فرموده و گفته است اگر شک، در وجود رافع باشد مثل شک در واقع شدن نوم یا خارج شدن بول پس از یقین به وضو درصورتی که علم به رافعیت نوم و بول داشته لکن شک در وجود آنها پیدا می کنیم، استصحاب جاری می شود. اما اگر شک در رافعیت موجود باشد، استصحاب جاری نمی شود. مثل علم به خروج مذی یا رعاف و شک در رافعیت و ناقضیت آن.
 استدلال فاضل سبزواری(ره) بر تفصیل مذکور:
 دلیل جریان استصحاب در شک در وجود رافع، این است که نقض مستند به شک است. یعنی شک در وجود رافع موجب شک در انتقاض می شود؛ در نتیجه مشمول دلیل استصحاب است. ولی شک در رافعیت موجود نمی تواند مشمول دلیل استصحاب باشد به دلیل اینکه همیشه الشئُ (انتقاض در ما نحن فیه) یَستَنِدُ إلی الجُزءِ الأخیرِ مِن عِلَّتِه. یعنی اگر علت شیء دارای أجزاء است، آن شیء (انتقاض در ما نحن فیه) به جزء أخیر علت تامه استناد پیدا می کند. در ما نحن فیه علاوه بر شک در رافعیت، یقین به وجود آن شیء در خارج هم داریم و جزء أخیر از علت تامه، یقین است نه شک. چون شک در رافعیت آن شیء، یک مسألهﻯ شرعی است که متوقف بر وجود آن شیء در خارج نیست. مثلاً قبل از موجود شدنِ مذی نیز شک در ناقضیت آن داریم. پس شک در رافعیت، جزء أخیر نیست بلکه جزء سابق و اول است چون از ابتدا بوده و اگر بخواهیم بنا را بر حالت سابقه بگذاریم، ناقضیت باید مستند به چیزی باشد که موجب شک در بقاء می شود که همان جزء أخیر از علت است. جزء أخیر از جهت زمان که انتقاض به آن استناد پیدا می کند، یقین به وجود آن شیء در خارج است. یعنی بعد از موجود شدن مذی در خارج، نوبت به شک در انتقاض وضو می رسد و انتقاض، مستند به شک در رافعیت نمی شود چون شک در رافعیت از ابتدا وجود دارد و چنین شکی قبل از موجود شدن مذی در خارج، هیچ اثری ندارد بلکه پس از یقین به وجود مذی در خارج، در انتقاض وضوئی که داشتیم، شک می کنیم. پس وجود مذی در خارج، جزء أخیر علت تامه است و انتقاض، مستند به آن می شود. در نتیجه از آنجا که جزء أخیر، از سنخ یقین است، این مورد از مصادیق نقض یقین به یقین محسوب می شود نه نقض یقین به شک. در حالی که دلیل استصحاب می گوید «لا تَنقُضِ الیَقینَ بِالشَّک بَل تَنقُضهُ بِیَقینٍ آخَر»؛ لذا در اینجا استصحاب جاری نمی شود.
 جواب از استدلال فاضل سبزواری(ره):
 این بیان ایشان نوعی مغالطه است؛ چون هر یقینی منشأ انتقاض نیست بلکه یقین به وجود چیزی که رافع قطعی باشد، موجب قطع به انتقاض می شود و هر یقینی کفایت نمی کند. مثلاً معنی ندارد بگوییم یقین به وضو با یقین به پریدن کلاغ نقض می شود. پس آن یقینی که موجب عدم جریان استصحاب می شود، یقین به انتقاض است نه یقین به هر وجودی. لذا «لا تَنقُضِ الیَقینَ بِالشَّک» یعنی «لا تَنقُضِ الیَقینَ بِالشَّک فِی البَقاءِ وَ الإنتِقاضِ»؛ و «بَل تَنقُضهُ بِیَقینٍ آخَر» یعنی یقین به انتقاض و عدم البقاء، نه صرف یقین به هر چیزی. عرف این معنی را از حدیث می فهمد.
 بنابراین در ما نحن فیه درست است که یقین به وجود مذی در خارج داریم ولی این یقین کفایت نمی کند و به وسیلهﻯ آن، یقین به انتقاض وضو پیدا نمی کنیم. لذا ارکان استصحاب که یقین به حدوث و شک در بقاء است، هنوز وجود دارند و استصحاب جاری است؛ چون هنوز یقین به عدم بقاء حاصل نشده است. در این صورت فرقی نمی کند شک در وجود رافع داشته باشیم یا شک در رافعیت موجود. چون در هر صورت شک در بقاء داریم و حتی در صورت شک در رافعیت موجود، یقین به وجود اصل چیزی داریم که شک در رافعیتش داریم و یقین به عدم بقاء آن نداریم.
 پس با توجه به مضمون حدیث و مراد آن از شک و یقین که شک در بقاء و یقین به عدم بقاء است، فرقی بین شک در وجود رافع و شک در رافعیت موجود نیست و عموم دلیل هر دو صورت را شامل می شود. چون یقینی که در روایت آمده است یقین به اصل وجود نیست بلکه یقین به انتقاض است که در ما نحن فیه حاصل نیست و هرچند یقین به وجود مذی داریم ولی بازهم در بقاء وضو شک داریم و نمی دانیم منتقض شد یا نه.
 تفصیل بین شک در مفهوم مستصحب و غیر آن:
 تفصیل دیگری که صحیح و به مورد است و همه قائل به آن هستند، جایی است که شک در بقاء مستصحب، از جهت شک در اصل مفهوم آن باشد. در اینجا نه استصحاب موضوعی جاری است و نه استصحاب حکم مترتب بر آن موضوع. مثل ماه مبارک رمضان که وجوب روزه و امساک در نهار (از اول تا آخر آن) وارد شده است و ما نمی دانیم اتمام نهار با استِتارُ القُرص (غروب شمس) است یا زوالُ الحُمرَةِ المشرقیة (مغرب شرعی). لذا بعد از استتار قرص و بعد از زوال حمرهﻯ مشرقیة شک می کنیم که آیا نهار باقی است یا نه. در اینجا مشهور فرموده اند که نمی توان استصحاب بقاء نهار را جاری کرد.
 به دلیل اینکه در اینجا چند مقوله وجود دارد؛ اول اینکه در واقعیتِ موجود یقین داریم. یعنی شک نداریم که آفتاب غروب کرده و استتار قرص تحقق پیدا کرده است و زوال حمرهﻯ مشرقیة هنوز محقق نشده است. لذا استصحاب عدم استتار قرص یا عدم زوال حمرهﻯ مشرقیة بی معنی است چون هردو یقینی هستند (وجود استتار قرص و عدم زوال حمرهﻯ مشرقیة).
 دوم اینکه در صدق نهار شک داریم از این جهت که نمی دانیم موضوع له و معنای لفظ نهار، تا غروب شمس است یا تا زوال حمرهﻯ مشرقیة. در این صورت هم استصحاب جاری نیست. چون معنی و مفهوم لفظ، مجرای استصحاب نیست. بنابراین خود زمان که قابلیت جریان استصحاب را دارد، محل شک نیست (وجود غروب شمس و عدم زوال حمرهﻯ مشرقیة هر دو یقینی هستند) و آن چیزی که مشکوک است، یعنی مفهوم نهار که نمی دانیم برای چه چیزی وضع شده است، قابلیت جریان استصحاب را ندارد. چون اولاً اینطور نیست که یقین داشته باشیم نهار در سابق برای معنایی وضع شده و الان نسبت به عوض شدن آن معنی شک داشته باشیم، بلکه اگر به معنای غروب شمس یا زوال حمرهﻯ مشرقیة باشد، از ابتدا به همان معنی بوده است و شک لاحقی نداریم تا استصحاب را در ذات المعنی جاری کنیم.
 ثانیاً بر فرض که شک لاحق داشته باشیم و بگوئیم سابقاً معنایی داشته و الان شک داریم معنایش عوض شده یا نه، باز هم استصحاب جاری نیست؛ به دلیل اصل مثبت. چون استصحاب باید یک اثر شرعی داشته باشد که تعبداً مترتب شود. در حالی که اگر معنای لفظ را استصحاب کنیم، حمل لفظ بر معنی، اثر شرعی و تعبدی ندارد. بنابراین در مورد شبههﻯ مفهومیه، استصحاب جاری نیست.
 تفصیل بین احکام تکلیفیه و احکام وضعیه:
 تفصیل دیگر بین احکام تکلیفیه و احکام وضعیه است که گفته اند استصحاب در حکم تکلیفی جاری است ولی در حکم وضعی جاری نیست. این تفصیل سبب بحث مفصلی پیرامون ماهیت حکم وضعی و اقسام آن شده است. در نهایت نیز گفته شده است بین احکام تکلیفی و وضعی فرقی نیست و عموم دلیل استصحاب شامل هر دو می شود. از آنجا که این بحث های مقدماتی مفید هستند و ضرری ندارند، ما نیز تبعاً للاعلام آنها را می خوانیم و این تفصیل را بعداً مطرح می کنیم.
 والسلام

BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo