< فهرست دروس

درس خارج فقه استاد موسوی جزایری

95/10/07

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: قواعد فقهیه / قاعده حرمت اعانه علی الاثم

خلاصه جلسه پیش

در بحث حرمت اعانت علی الاثم به استدلالات محقق خویی رسیدیم. ایشان استدلال به آیه را مورد از بابت غیر فردی و جمعی بودن مراد آیه مناقشه قرار داد و آن را اخص از مدعی دانست. همچنین ایشان اجماع را هم به دلیل محتمل المدرک بودن رد نمود. در ادله نهی از منکر نیز فرمود: این دلیل ارتباطی با این بحث یعنی اعانت علی الاثم نداشته و شامل محرماتی است که شارع اهتمام خاص به ترک آن ها دارد. ایشان فرمود: البته اگر منظور از اعانت تسبیب باشد، حرمت آن را می پذیریم. لکن تسبیب ربطی به بحث ما پیدا نمی کند. در نهایت ایشان قائل به جواز اعانت شدند.

دلیل دیگر ایشان بر جواز، روایاتی بود که در باب جواز بیع العنب به خمار وارد شده. حال پس از نقل ادله ایشان قصد بررسی آنها را داریم.

آیه شریفه

معنایی که ایشان برای آیه شریفه آورده دلیلی ندارد. اهل فن مثل طبرسی که امام المفسرین است نیز آیه را به این شکل معنا نکرده است.

در مجمع البیان آمده: أمر الله عباده بأن یعین بعضهم بعضاً علی البر و التقوی، و هو العمل بما أمرهم الله تعالی به واتقاء ما نهاهم عنه، و نهاهم أن یعین بعضهم بعضاً علی الإثم، و هو ترک ما أمرهم به و ارتکاب ما نهاهم عنه من العدوان، و هو مجاوزة ما حد الله لعباده فی دینهم و فرض لهم فی أنفسهم.[1]

معنایی که محقق خویی آورده در جایی دیگر ذکر نشده. ما باید ببینیم چه قرینه ای در آیه وجود دارد که ایشان چنین معنایی بیان شده؟ ما قدری تأمل کردیم و پس از آن نکته ای به نظرمان آمد. در آیه شریفه آمده ...وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَنْ تَعْتَدُوا وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ[2] و خصومت با جمعيتي که شما را از آمدن به مسجد الحرام (در سال حديبيه) بازداشتند، نبايد شما را وادار به تعدي و تجاوز کند!و (همواره) در راه نيکي و پرهيزگاري با هم تعاون کنيد! و (هرگز) در راه گناه و تعدي همکاري ننماييد! و از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد که مجازات خدا شديد است!

این آیه مربوط به بعد از فتح مکه و زمانی است که کفار قصد حج داشتند. خداوند تبارک می فرماید: نکند بخاطر ممانعت آن ها از حضور شما در حج سال گذشته، شما تلافی کنید. حال که آن ها مغلوب هستند، به آن ها ظلم نکنید. بعد می فرماید: وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ .

نظر زمخشری

زمخشری در کشاف این بخش آیه را متناسب با صدر آیه ترجمه و فرمود: بر یعنی عفو و گذشت. یعنی وقتی دشمن شکست خورد، دیگر او را ببخشید و دنبال انتقام جویی نباشید. اگر آیه اینگونه معنا شد، منظور از تعاون، عفو همگانی خواهد بود. یعنی تمام سپاه مسلمین از کفار بگذرند و به فکر انتقام نباشند. این شبیه همان معنایی است که محقق خویی فرمود. یعنی دیگر منظور از تعاون کار بین الاثنینی نبوده و کار جمعی مراد است. اما این معنا از کلمه تعاون به تنهایی بدست نیامده و قرینه صدر و ذیل آیه در فهم این معنا موثرند.

تفسیر علامه طبرسی

علامه طبرسی که متاخر از زمخشریست، این معنا را رد کرده و فرموده: واو در «وَتَعَاوَنُوا» عاطفه نبوده و برای استیناف است. لذا مابعد آن ارتباطی به قبل ندارد. دأب خدا این است که مباحث جداگانه را پشت سر هم می آورد؛ این کار عجیبی نیست. وقتی واو برای استیناف باشد، معنای تعاون بأن یعین بعضهم بعضاً خواهد بود. پس این بخش فرمایش علامه طبرسی (که این واو استیناف است) موید کلام ماست که گفتیم: معنای تعاون مطلق اعانت است نه فقط اعانت های جمعی. اعانت های جمعی یک مصداق از معنایی است که ما گفتیم. البته علامه طبرسی، اسمی از زمخشری نیاورده؛ لکن از سیاق کلام مشخص است که کلام او ناظر به بیان زمخشری بوده و او همان معنا را رد می کند.

نتیجه

می توان گفت: کلمه تعاون اطلاق دارد و همه اعانت ها را شامل است. این از جهت خود ظهور کلمه؛ لکن قرینه ای از صدر آیه این طلاق را قید می زد. البته در جواب می گوییم: مورد مخصص نیست و این قرینه معنای لفظ تعاون را خراب نمی کند و تنها معیِّن یک مصداق آن یعنی کار جمعیست. پس تصرفی که در مقام می کنیم، تصرف در مصداق است و نه در ظهور کلمه تعاون و این تعاون در اطلاق خودش باقی می ماند.

در نتیجه به همان نظر خودمان رسیدیم. گفتیم: تعاون معنایی عام دارد و شامل همه اقسام اعانت (فردی و جمعی) می شود. لذا هم دلالت آیه و هم ادله نهی از منکر را بر حرمت اعانت علی الاثم می پذیریم و مناقشات محقق خویی را وارد نمی دانیم.


BaharSound

www.baharsound.ir, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo