< فهرست دروس

درس خارج فقه استاد موسوی جزایری

94/01/24

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع : بانکداری اسلامی / عقود بانکی / اجاره / شروط متعاقدین/ بررسی شرطیت بلوغ متعاقدین
روایات دال بر کفایت اکمال ده سال در صحت بعض امور
در بعضی از روایات صحت بعضی از اعمال که اکثر آنها از ایقاعاتند منوط به اکمال ده سال دانسته شده. لکن هیچیک از فقها این سن را برای بلوغ کافی ندانسته و بلوغ نیز با آن صادق نیست. لذا حکمی که این روایات آن را بیان می کنند، حکمی تعبدی و مخصوص موارد خاص می باشد. از جمله این روایات، روایتی است که اشاره به صحت وصیت صبی بعد از اکمال ده سال دارد.
«عن عبد الرحمن بن أبي عبدالله، عن أبي عبدالله ( عليه السلام ) ـ في حديث ـ قال : إذا بلغ الغلام عشر سنين جازت وصيته»[1]یعنی اگر صبی ده ساله وصیت به اعطای مالی به فقرا یا هدایایی به همسایه ها یا مبلغی را به طلاب نماید، وصیت او صحیح خواهد بود. لکن کسی این مطلب را از علائم بلوغ ندانسته بلکه امری تعبدی است. همچنین روایاتی دلالت بر صحت صدقه و هبه و عتق صبی که به سن ده سالگی رسیده دارند.
در بعضی از همین گونه روایات تصریح بر عدم بلوغ شرعی شده مثل: «عن أبي بصير، عن أبي عبدالله ( عليه السلام ) في غلام صغير لم يدرك، ابن عشر سنين، زنى بامرأة، قال : يجلد الغلام دون الحد، وتجلد المرأة الحد كاملا . قيل : فان كانت محصنة ؟ قال : لا ترجم، لأن الذي نكحها ليس بمدرك، ولو كان مدركا رجمت.»[2] در روایت فوق بیان شده در صورت زنای صبی او تعزیر می کنند و نه رجم، زیرا در رجم شرط است که فاعل بالغ باشد. نتیجه آن که صدق وصیت و صدقه و دیگر امور که ذکر آن گذشت از باب بلوغ نیست، چرا که در این سن نه بلوغ شرعی و نه بلوغ تکوینی حاصل نشده و این امور فقط مواردی تعبدی هستند که از عمومات حجر صبی استثناء شده اند. بر همین اساس نیز جمع کثیری از علما فتوا به این موارد داده اند و بعض دیگر احتیاط نموده اند.
تا اینجا به این نتیجه رسیدیم که صحیح در بلوغ شرعی همان قول مشهور بین علما یعنی اتمام پانزده سالگی و نَه دَه یا سیزده یا چهارده سال می باشد.
بررسی سن بلوغ شرعی در زنان
مطلب دیگر سن بلوغ در زنان است. مشهور بین علما در بلوغ شرعی زنان اکمال نه سال و داخل شدن در ده سالگی است. در کتاب جواهر و دیگر کتب بر این مطلب ادعای اجماع شده. در جواهر گفته شده آنچه که مذهب بر آن مستقر است همین مقدار می باشد.
طایفه اول روایات:
صاحب جواهر درمقام استدلال به روایاتی استناد کرده. از جمله آنها روایت ابن ابی عمیر است. «فِي الْخِصَالِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: حَدُّ بُلُوغِ الْمَرْأَةِ تِسْعُ سِنِينَ.»[3]سیدنا الاستاد در مورد سند روایت فرموده: همین مقدار کافی است؛ زیرا به کمتر از سه یا چهار نفر «غیر واحد» گفته نمی شود و انسان با این مقدار اطمینان به عدم کذب پیدا می کند چه اینکه این اطمینان از باب کثرت روات باشد یا از باب اطمینان به وثوق بعض آنها، لذا روایت مرسله محسوب نمی شود بلکه مسند می باشد.
بنا بر این روایت هم از لحاظ سند و هم از لحاظ دلالت تمام می باشد.
روایت دیگر : «عن أبي عبدالله ( عليه السلام ) قال : قلت : الجارية ابنة كم لا تستصبى ؟ أبنت ست أو سبع ؟ فقال : لا، ابنة تسع لا تستصبى، وأجمعوا كلهم على أن ابنة تسع لا تستصبى إلا أيكون في عقلها ضعف، وإلا فإذا بلغت تسعا فقد بلغت.»[4]
تا اینجا طائفه اول روایات را که در آنها سن بلوغ زنان را اتمام نه سال و داخل شدن در ده سال دانسته بودند، بیان شد.
طایفه دوم روایات:
طائفه دوم روایاتی هستند که بالملازمه لوازم بلوغ را اثبات می کنند. «عن عبدالله بن سنان، عن أبي عبدالله ( عليه السلام ) قال : إذا بلغ الغلام ثلاث عشرة سنة كتبت له الحسنة وكتبت عليه السيئة وعوقب، وإذا بلغت الجارية تسع سنين فكذلك، وذلك إنها تحيض لتسع سنين.»[5]در این روایت امام علیه السلام تعلیلی برای بلوغ در نه سالگی می آورد و می فرماید: علت ایناست که زن در نه سالگی حیض می شود.
روایت دیگر روایت حمران بن اعین است، حمران بزرگتر از زراره است و او زراره را به امام علیه السلام معرفی کرد و گفت برادری کثیر الاستعداد دارم و از امام اجازه گرفت تا او را به خدمت امام علیه السلام برساند.«عن حمران قال: ... قلت: فالجارية، متى تجب عليها الحدود التامة، وتؤخذ بها، ويؤخذ لها؟ قال: إن الجارية ليست مثل الغلام، إن الجارية إذا تزوجت، ودخل بها ولها تسع سنين ذهب عنها اليتم»[6]مقصود از «یُتم» صباوت است و با یتیم متفاوت است، زیرا با فرض وجود پدر هم این اصطلاح صادق است. امام علیه السلام می فرماید: در صورتی که زن نه سال داشته باشد، صغیر محسوب نمی شود.
روایت دیگر، روایت سعید الکناسی است که با مضمون همین روایتی است که قرائت شد. در جلسه گذشته گفتیم ظاهراً کناسی همان ابوخالد قماط است.
طایفه سوم روایات:
طایفه سوم روایاتی هستند که دلالت بر عدم جواز دخول بر دختر صغیره ای که ازدواج کرده و نه سالش تمام نشده دارند. صحیحه حلبی از روایات این طائفه است. «عن الحلبيّ، عن أبي عبدالله ( عليه السلام ) قال : قال : إذا تزوج الرجل الجارية وهي صغيرة فلا يدخل بها حتى يأتي لها تسع سنين.»[7]در این روایت با لوازم بلوغ بر آن استدلال شده. از لوازم بلوغ وطی است؛ چرا که وطی قبل از بلوغ حرام است. روایت نیز جواز را مشروط به رسیدن زن نه سالگی کرده که بالملازمه دال بر بلوغ خواهد بود.
صحیحه زراره و مرسله عمار سجستانی نیز با همین مضمون می باشند.
گفته شده که در روایتی نادر و شاذ که ما آن را نیافتیم میزان در بلوغ زنان ده سال بیان شده، در صورت وجود چنین روایتی می توان بین این دو جمع نمود به این صورت که مقصود از ده سال را ورود به ده سال و مقصود از نه سال را اکمال نه سال دانست. آنچه که بیان شد قول مشهور در بلوغ زنان بود که مستند به روایات موثق و معتبری بود که به حد استفاضه می رسیدند.
روایات دال بر اعتبار سیزده سال
در مقابل این مشهور، قولی بر اعتبار سیزده سالگی در بلوغ زنان وجود دارد که به روایاتی از جمله موثقه عمار ساباطی استناد کرده اند. «عن عمار الساباطي، عن أبي عبدالله) عليه السلام ) قال: سألته عن الغلام متى تجب عليه الصلاة؟ فقال: إذا أتى عليه ثلاث عشرة سنة، فإن احتلم قبل ذلك فقد وجبت عليه الصلاة، وجرى عليه القلم، والجارية مثل ذلك إن أتى لها ثلاث عشرة سنة، أو حاضت قبل ذلك، فقد وجبت عليها الصلاة، وجرى عليها القلم.»[8]
این دو روایت سیزده سالگی را برای سن بلوغ زنان معتبر دانسته اند. روایت ابن سنان صحیحه و روایت عمار موثقه است.
روایاتی دیگر در تفسیر «بلوغ اشد» وارد شده و آن را به رسیدن به سن سیزده سالگی تفسیر نموده اند بدون آنکه این سن را به مردان اختصاص داده باشد.
«عن عبدالله بن سنان، عن أبي عبدالله ( عليه السلام ) قال : سأله أبي وأنا حاضر عن قول الله عزّ وجّل : (حتى إذا بلغ أشده) قال : الاحتلام، قال : فقال : يحتلم في ست عشرة وسبع عشرة سنة ونحوها، فقال : لا إذا أتت عليه ثلاث عشرة سنة كتبت له الحسنات وكتبت عليه السسيئات، وجاز أمره إلا أن يكون سفيها أو ضعيفا»[9]
امام علیه السلام در این روایت بلوغ اشد را به سیزده سالگی تفسیر نموده اند و تفصیلی بین مرد و زن نیاورده اند. مستدلین به این روایت می خواهند به اطلاع موجود در روایت استناد کنند.
در روایت دیگر نیز امام علیه السلام سن بلوغ اشد را سیزده سال دانسته اند. «عن عبدالله بن سنان، عن أبي عبدالله (عليه السلام) قال : إذا بلغ أشده ثلاث عشرة سنة ودخل في الاربع عشرة وجب عليه ما وجب على المسلمين، احتلم أم لم يحتلم»[10]
انشا الله در جلسات آینده به ادامه بحث خواهیم پرداخت.


BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo