< فهرست دروس

درس مبانی حکمت متعالیه استاد فیاضی

93/11/29

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: ادله جسمانیت قوه خیال
فإن قيل: أ ليس يمكننا أن نعقل مربعا كليا و نقرن به كونه يمينا أو يسارا- و يتميز في العقل حينئذ بين المربع الأيمن و المربع الأيسر.
فنقول: المربع الكلي أمر يقرن به العقل حد التيامن و التياسر فيكون ذلك بفرضه حتى أنه يتمكن من تغيير ذلك الفرض و أما في التخيل فالامتياز غير حاصل بالفرض لأن المربع المعين الذي على الأيمن لا يمكننا أن نفرض عارضا حتى يغير هو في نفسه في الخيال مربعا أيسر فظهر الفرق.
و ثانيها: أن الصور الخيالية مع تساويها في النوع قد يتفاوت في المقدار فيكون البعض أصغر و البعض أكبر و ذلك التفاوت إما للمأخوذ منه أو للأخذ و الأول باطل لأنا قد نتخيل ما ليس بموجود في الخارج فنعين الثاني و هو أن الصورة تارة يرتسم في جزء أكبر و تارة في جزء أصغر.
و ثالثها: أنه ليس يمكننا أن نتخيل السواد و البياض في شبح خيالي واحد و يمكننا ذلك في جزءين و لو كان ذلك الجزآن لا يتميزان في الوضع لكان لا فرق بين المعتذر و الممكن فإذن الجزآن متميزان في الوضع.
و الجواب: عن الحجة الأولى بوجهين؛
- النقض:
-و الحل:
أما الأول: فأنا نتخيل الأمور العظيمة فإذا انطبع في الروح الخيالي من الصورة الخيالية ما يساويه فالذي يفضل عليه إما أن ينطبع في الروح الخيالي أو لا ينطبع- فإن لم ينطبع فيه فقد بطل قولهم إن التخيل لأجل هذا الانطباع فإن انطبع فيه فقد انطبع فيه ما يساويه و انطبع فيه ما يفضل عليه و يكون محل ما يساويه و محل‌ ما يفضل عليه شيئا واحدا مع أنا نميز بين القدر المساوي و القدر الفاضل و ذلك يدل على أن الصورتين الخياليتين و إن حصلا لشي‌ء واحد فإنه يمكننا أن نميز بينهما- و إذا كان كذلك فلا يلزم من حصول صورتي المربعين الطرفين في النفس أن لا يميز في الخيال أحدهما عن الآخر و على الجملة فالإنسان ربما طاف العالم و شاهد البلدان- و يكون مع ذلك حافظا للمجلدات فإن كان صورة كل من تلك الأمور في جزء من الدماغ متميزا عن الجزء الذي لم يرتسم فيه صورة الشي‌ء الآخر فمن المعلوم أن القدر القليل منه لا يفي بذلك و إن لم يجب أن يكون لكل صورة خيالية محل على حدة بل يجوز أن يكون في محل واحد صور كثيرة و مع ذلك يكون البعض متميزا عن البعض- فحينئذ لا يلزم من ارتسام جميع الصور في النفس أن لا يتميز بعضها عن البعض.

بعد از بیان برهان نخست بر جسمانیت قوه خیال، اشکالی مطرح می شود که این اشکال شبیه جوابی است که فخر به دلیل چهارم عام داده بود و ملا صدرا جواب ایشان را رد کردند
اشکال: ما مربع کلی و مفهوم آن را تعقل و مفهوم و حد و تعریف جهت راست و چپ را تعقل می کنیم تعقل کار نفس است بالاتفاق و امتیازش را هرچه شما بگویی ما همان را در ادراک مربع جزئی سمت راست و چپ در همین جا می گوییم و امتیاز 2 مربع سمت راست و چپ را همان می دانیم که شما در امتیاز جهت راست و چپ می گویید بدون این که قایل به جسمانیت قوه خیال بشویم.
جواب: مستدل خود جواب می دهد که، بین این دو مورد فرق است که دو مربع را تخیل کنی با دو مربع در دو طرف آن با این که عقل تعقل کند جهت راست و چپ کلی را
فرق: امتیاز در مورد ادراک راست و چپ کلی به فرض و ادراک و تصور عقل است به این که عقل اول راست را تصور کند بعد چپ را یا برعکس این در اختیار عقل است عقل که می خواهد مربع کلی و راست و چپ کلی را تعقل کند اختیار و امتیاز به تصور و ادراک عقل است و می تواند هر کدام را که خواست اول تعقل کند مثل راست یا چپ را اول تعقل کند اما در مانحن فیه امتیاز نمی تواند به فرض فارض باشد و امکان ندارد که مربع خیالی راست را عینا همان مربع خیالی چپ فرض کنیم و بر عکس. خیر این جا امتیاز به فرض و اعتبار نیست اما در مورد ادراک مربع کلی و تیامن و تیاسر کلی به تصور و ادراک و در اختیار عقل است.
تعلیقه ی حاجی سبزواری: ایشان در تعلیقه می فرماید: حق جواب همان است که ملا صدرا به فخر رازی داد و این که گفته شد: مربع کلی به حمل شایع مربع نیست و راست و چپ به حمل شایع چپ و راست نیست اما مربع جزئی به حمل شایع مربع است
اما چرا مستدل این گونه جواب نداد؟
حاجی می فرماید: از این جهت که اصطلاح حمل اولی و شایع از ابتکارات ملا صدرا است و لذا مستدل این ادراک این معنا نکرد.
تعلیقه ی علامه: حال به تناسب، اشاره ای به تعلیقه علامه طباطبایی در اشکال به ملا صدرا می شود که در آن تعلیقه علامه اظهار شگفتی از ملا صدرا می کند! و می فرماید: ملا صدرا در جواب ارجاع به وجود ذهنی داد و وجود ذهنی اعم از کلی و جزئی است اما ملا صدرا کُره کلی را فرمود به حمل شایع کره نیست علامه فرماید: کره ذهنی مطلقا چه کلی باشد یا جزئی به حمل شایع کره نیست و حمل شایع فقط در محدوده مادیات جریان می یابد و صادق است و تنها در جزئیات خارجی و محسوس و صادق است نه جزئیات خیالی و ذهنی اما ملا صدرا کره کلی را فرمود به حمل شایع کره نیست و مقدار ندارد و نقیضش بر خودش صادق است اما کره جزئی خیالی مقدار دارد ولی مجرد است کره هست ذات مقدار هم هست و لیکن مجرد است.
برهان دوم: در جسمانیت خیال دلیل دیگری اقامه شده که؛ صور خیالیه در نوع و در خیالی بودن یکی اند اما در مقدار متفاوت اند این تفاوت صور خیالیه در مقدار آیا به خاطر مأخوذٌ منه(صورت خارجی) است یا به خاطر آخذ(قوه خیال)؟
-مأخوذٌ منه: به این دلیل نیست زیرا گاهی چیزی تخیل می شود که در خارج وجود ندارد
-آخذ: این تفاوت باید به خود قوه خیال باشد که آن صورت خیالی کوچکتر در قسمت کمتری از دماغ انطباع می یابد و صورت خیالی بزرگتر در قسمت بیشتری از آن ارتسام می یابد لذا قوه خیال جسمانی است.
برهان سوم: ما نمی توانیم سواد و بیاض و ضدان را در یک صورت خیالی تخیل کنیم ولی می توانیم ضدان را در کنار هم در یک صورت خیالی تخییل کنیم معلوم می شود که این دو صورت بیاض و سواد در 2 جا قرار می گیرند و امتیاز در وضع (قابل اشاره حسی) دارند و می توان به هر کدام جداگانه اشاره کرد و معلوم می شود که صورت خیالی و قوه خیال منطبع در ماده و دماغ و مغز سر و جسمانی است و سواد در جایی و صورت بیاض در جای دیگری انطباع می یابد و الا اگر نفس مدرِک جزئیات و صور خیالیه بود نباید تخیل سواد و بیاض روی هم محال و در کنار هم ممکن بود برای نفس مجرد که فرقی ندارد که آنها را در حال اجتماع تخیل کند یا کنار هم تخیل کند پس قوه خیال مادی و جسمانی است که ضدان نمی توانند در یکجا تجمع کنند مانند این که یک دیوار را نمی توان هم رنگ سفید زد و هم رنگ سیاه اما می توان بخشی از آن را سفید کرد و بخش دیگر را سیاه کرد.
با اثبات جسمانیت قوه خیال، مدرِک این بخش از جزئیات که صور خیالی است نفس نخواهد بود بلکه قوه خیال جسمانی خواهد بود
بعد ملا صدرا این سه برهان را جواب می دهند که جسمانیت خیال خود دلیل خاص دوم بود بر این که نفس مدرِک جزئیات نیست.
ملا صدرا از برهان نخست جسمانیت خیال دو جواب می دهند؛
1-جواب نقضی: که این جواب در مباحث مشرقیه فخر هم هست و از اختصاصات ملا صدرا نیست؛ شما در دلیل دنبال این بودید که امتیاز مربع سمت راست و چپ به چیست؟ در نهایت هم گفتید: هر کدام در یک قسمت از دماغ و مغز سر انطباع می یابد یکی در راست و دیگری در چپ و ما این را نقض می کنیم به این که گاهی اوقات ما صورت های بزرگی را تخیل می کنیم که در مغز سر نمی گنجد و فقط مقداری از آن در دماغ می گنجد حال آیا آن قسمت زیادی در مغز سر انطباع می یابد یا خیر؟
-اگر بگویید: خیر انطباع نمی کند این خلاف نظر و گفته شماست که صورت خیالی را منطبع در دماغ می دانید
-باید انطباع بیابد یعنی در همان مقداری که آن اندازه از صورت که مساوی با مقدار دماغ بود و انطباع یافت یعنی این اضافه صورت هم روی همان قبلی بیفتد
حال در آنجا امتیاز به چیست؟ این نقض است که مقدار مساوی با دماغ با آن مقدار زیادی به چیست؟ هر جوابی که شما در آنجا بگویی ما در این دو مربع می گوییم صورت عظیمه ای که ما تخیل می کنیم مانند دیدن مناظر فراوان و بزرگ یا مجلداتی را که حفظ کردیم بیش از دماغ و مغز سر ماست و اینجا امتیاز به چیست؟ پس معلوم می شود که صور خیالی می تواند در محل واحد حاصل شود و امتیاز هم داشته باشد و ما در این صورت می گوییم: در نفس مجرد صورت خیالیه پیدا می شود و نفس مدرک جزئیات است.
2-جواب حلی: این جواب از تحقیقات ملا صدرا است.

BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo